دیپلمات – داوود ختک
هیچچیزی نمیتواند، اگر مسأله ارزش اسمی-ظاهری باشد، اطمینانبخشتر از توییت سخنگوی قوای مسلح پاکستان به زبان پشتو که یکی از دو زبان رسمی افغانستان است، برای تبریک گفتن به تیم کریکت افغانستان برای پیروزیاش در برابر بنگلادش باشد.
در 7 جون تورنجنرال آصف غفور در حساب شخصیاش در توییتر نوشت: «ما پیروزی تیم کریکت افغانستان را در برابر تیم بنگلادش که نیز بازی خوبی داشت، تبریک میگوییم.»
بار دیگر در 12 جون رییس عمومی شاخه رسانهیی ارتش پاکستان در یک توییت دیگر بازهم به دو زبان انگلیسی و پشتو از حساب رسمیاش در توییتر اظهار داشت که «پاکستان آرزو میکند شاهد موفقیت دولت وحدت ملی و ایالات متحده/ناتو در آوردن صلح در افغانستان باشد.»
روابط عمومی بینالخدماتی (ISPR) پاکستان، سخنگوی ارتش این کشور است. دو بیانیهی فوق از جانب رییس قدرتمند این نهاد نشاندهندهی تغییر مسلم در رویکرد پاکستان نسبت به افغانها و کشورشان است.
این توییتهای بیسابقه –بیسابقه هم در زبان و هم در پیام- فقط چند روز پس از آنکه یک هیأت امنیتی ردهبالا از جانب افغانستان به رهبری مشاور امنیت ملی این کشور، محمد حنیف اتمر، نشستهایی را در اسلامآباد برای بحث در مورد طیف گستردهیی از مسایل از جمله تجارت، کسبوکار، ارتباط مردم-به-مردم، همکاری اطلاعاتی و پایاندادن به «بازی سرزنش» طولانی مدت بین افغانستان و پاکستان برگزار کرد، نوشته شدند.
بعد از آن رییس ستاد ارتش پاکستان، جنرال قمر جاوید بجوه در 12 جون برای گفتوگوی بیشتر به افغانستان سفر کرد.
توییتهای سخنگوی قوای مسلح پاکستان، نشستهای اسلامآباد و سفر بجوه به کابل مصادف شد با اولین آتشبس در افغانستان و گفتوگوهای تلفنی بین معاون رییسجمهور ایالات متحده، مایک پنس و نخست وزیر موقت پاکستان، ناصرالملک. این تماس با یک تماس دیگر بین وزیر امور خارجه ایالات متحده، مایک پمپئو و بجوه دنبال شد؛ دو تعاملی که اکنون بهعنوان «تماسهای یخشکن» بین ایالات متحده و پاکستان دانسته میشوند.
خلاصهی برداشتها این است: چه به دلیل غلبهی حس مشترک چه بهخاطر فشار از جانب قدرتهای بزرگ همچون چین و ایالات متحده، اکنون افغانستان و پاکستان به تدریج به سمت درک بهتر از یکدیگر و نیز این درک دیرهنگام که صلح در نتیجهی همکاری متقابل دو کشور برقرار خواهد شد، به پیش میروند.
پیش از این تمامی گامها در جهت صلح و ثبات –که برخی از آنها را از سر بیعلاقگی و با انگیزههای پنهانی نامیدن ممکن است درست باشد- بین دو همسایهی غریب بلافاصله در گِل مینشستند؛ دلیل عمدهی آن حملات تروریستی و به دنبال آن نشانهرفتن انگشت اتهامات بهسوی یکدیگر بود. با توجه به این، اینبار یکی از مهمترین سوالات این است که چگونه میتوان از بازی سرزنش اجتناب کرد.
پایاندادن به بازی سرزنش
تلاشها در جهت ایجاد روابط حسنه شامل نشستها میان رهبران وقت دو کشور، پرویز مشرف و حامد کرزی در پایتختهای یکدیگر و جلسهیی در حضور رییسجمهور وقت ایالات متحده، جورش بوش در کاخ سفید میشود. اخیراً رییسجمهور افغانستان، اشرف غنی و نخست وزیر وقت پاکستان، نواز شریف در اسلامآباد ملاقات کردند و پس از آن رییس ستاد ارتش وقت پاکستان، راحل شریف چندین بار به کابل سفر کرد.
البته قمار بزرگ در 2014 بود زمانیکه غنی اندکی پس از رسیدن به قدرت در کابل به اسلامآباد آمد. او بر علاوهی تماشای مسابقه کریکت همراه با نواز شریف، از مقر اصلی ارتش پاکستان برای ملاقات با راحل شریف نیز بازدید کرد.
در طول دههها این اولین باری بود که رییسجمهور افغانستان از مقر اصلی ارتش در شهر راولپندی بازدید به عمل آورد؛ بازدیدی که از آن با خوشبینی بهعنوان قدمی به سوی همکاری «تزلزلناپذیر» بین دو کشور یاد شد.
با اینحال چند ماه بعد دو طرف به تدریج به موضع قبلی خود، اتهام و ضداتهام بازگشتند. هریک از دو کشور دیگری را به حمایت از گروههای نیابتی که در ایجاد بیثباتی و راهاندازی حملات تروریستی در طرف دیگر خط دیورند نقش دارند، متهم میکنند.
خط دیورند خط مرزی از دورهی استعمار است که دو کشور را از هم جدا میکند.
با اینکه کابل از دیرزمانی به اینطرف اسلامآباد را به حمایت و فراهمآوری پناهگاه امن برای طالبان افغان در خاک پاکستان متهم میکند، اسلامآباد نیز بهویژه پس از حملهی تروریستی 16 دسامبر 2014 به یک مکتب نظامی در پیشاور، شروع به نشانهرفتن انگشت اتهاماش بهسوی افغانستان کرده است. مسوولیت حمله به مکتب نظامی در پشاور را تحریک طالبان پاکستان یا TTP به عهده گرفت. پاکستان به این باور است که TTP از پناهگاههای امن و حمایت افغانستان در امتداد مرز دو کشور برخوردار است.
یکی از نکات مهم سفر بجوه به کابل در 12 جون، چگونگی ایجاد اعتماد بین دو کشور و اجتناب از این بازی سرزنش بوده است. باورها بر این است که همکاریهای اطلاعاتی دیگر موضوعی بوده که دو کشور در آن به پیشرفت قابلتوجهی دست یافتهاند.
عین مسأله را یک سخنگوی ارتش پاکستان در جریان نشست خبریاش در 3 جون که در آن او سیاست نهادش را در خصوص میزبانی مسایل ملی و بینالمللی نیز با جزئیات شرح داد، یادآور شد.
در واقع پایاندادن به بازی سرزنش در نشست غنی و نخست وزیر پیشین پاکستان، شاهد خاقان عباسی در چارچوب برنامهی عمل افغانستان-پاکستان برای صلح و همبستگی مورد توافق قرار گرفت. این نشست در 6 آپریل به میزبانی کابل برگزار شده بود.
هفت اصل این برنامه شامل «اقدام علیه عناصر آشتیناپذیر و فراری» از جانب دو کشور، اجتناب از دادن قلمرو به گروهها یا افراد ضد دولتی (در هر دو کشور)، ایجاد میکانیزم مشترک نظارت، هماهنگی و تایید از طریق افسران ارتباطی دو کشور برای تحقق اقدامات توافق شده، اجتناب از نقض حریم زمینی و هوایی قلمرو یکدیگر و خودداری از بازی سرزنش با استفاده از میکانیزمهای همکاری برای پاسخدادن به اختلافات و نگرانیهای متقابل میشود.
از 6 آپریل به این طرف، روزی که عباسی از کابل بازدید و با اصول برنامهی عمل افغانستان و پاکستان برای صلح و همبستگی موافقت کرد، چندین حمله هم از سوی دولت اسلامی ولایت خراسان و هم از سوی طالبان افغانستان راهاندازی شده است اما برخلاف گذشته، ما در سطح رسمی شاهد نشانهرفتن انگشت اتهامات –که پیش از این معمول بود- نبودهایم. مقامات افغان غالبا خاموش بودهاند و در رابطه به این حملات به جایی نرسیدهاند که از کسی نام ببرند و مقصر بدانند.
در همینحال آتشبس غیرمنتظره که از سوی غنی اعلام شد –و در پی آن اقدام مشابه از سوی طالبان- فقط چند روز پس از آن برقرار شد که یک هیأت امنیتی بلندپایه به رهبری مشاور امنیت ملی افغانستان، محمد حنیف اتمر به اسلامآباد سفر کرد و نشستهایی را [دربارهی صلح موقت] با مقامات بلندپایهی پاکستان برگزار کرد.
نقش چین
نشستهای دوجانبه از اواسط سال 2017؛ زمانی که افزایش قابل ملاحظه را در حملات تروریستی در داخل و اطراف کابل شاهد بود، به طرز قابل توجهی افزایش یافته است. افزایش شدید و ناگهانی خشونت طالبان و تلفات بالای انسانی آن، بهطور خودکار سطح تنش میان افغانستان و پاکستان را بالا برد. در آنزمان چینیها وزیر خارجهی خود را برای مهار تنشها فرستادند.
چین، متحد طولانیمدت پاکستان، دارای منافع تجاری و استراتژیک گسترده در منطقه است و صلح میان افغانستان و پاکستان برای محافظت از این منافع امر ضروری و یک «باید» است. چین در جبههی امنیتی نگران وضعیت رو به وخامت افغانستان است چنانچه هرگونه بیثباتی بیشتر در این کشور باعث تقویت جنبش اسلامی ترکستان شرقی خواهد شد؛ جنبشی که باورها بر این است در اتحاد با دولت اسلامی ولایت خراسان قرار دارد.
در دسامبر 2017 چین نشستی را میان وزرای خارجه افغانستان و پاکستان برای بحث در مورد امنیت و سایر موضوعات مرتبط برگزار کرد. این اولین نشست سهجانبه پس از توافق در مورد ایجاد میکانیزم گفتوگو میان سه کشور در ماه جون همان سال بود.
با توجه به این پیشزمینه، ناظران باید به نقش چین در هدایت رهبران دو همسایهی سرکشاش برای درک اهداف وسیعتر صلح و امنیت در کشورهای شان و نیز منطقه، توجه کنند.
سزاوار است در اینجا اشارهیی هم به این داشته باشیم که چین نیز از قدرت نفوذ منحصر به فردی در درون طالبان برخوردار است. دلیل آن عمدتاً موقعیت بیطرفانه و خنثای این کشور در جریان دههها جنگ و وضعیت پسا یازدهم سپتامبر افغانستان است.
پشتیبانی ایالات متحده
اندکی پس از اعلام آتشبس از سوی دولت افغانستان در 7 جون، نخست وزیر موقت پاکستان، ناصرالملک و رییس ستاد ارتش این کشور تماسهایی را از مقامات بلندپایهی ایالات متحده دریافت کردند که عمدتاً بهخاطر بنبست جاری میان پاکستان و ایالات متحده، بسیاریها را شگفتزده کرد.
دو کشور در یک اقدام متقابل محدودیتهای سفر را بر دیپلماتهای یکدیگر اعمال کردهاند. این آخرین از سری اقدامات دو کشور در تنزل ظاهراً ناگهانی روابط بین دو متحد جنگ ضدترور است.
با برقراری تماس و شکستن این یخ، معاون رییسجمهور ایالات متحده، مایک پنس با ناصرالملک صحبت کرد و در همان حال پمپئو و بجوه «نیاز برای مصالحه سیاسی در افغانستان را مورد بحث قرار دادند.»
این اولین تماس بین بجوه و پمپئو از زمان انتصاب وی بهعنوان وزیر خارجه ایالات متحده در مارچ 2018 بود. تماسهای تازه نهتنها نشانهیی از بهبودی روابط ایالات متحده و پاکستان است بلکه بر دخالت ایالات متحده در تحولات اخیر، از جمله مشاوره و رایزنی بین افغانستان و پاکستان و اعلام پشتبهپشت آتشبس از سوی غنی و رهبری طالبان نیز دلالت میکند.
دخالت فعالانهی چین با شمولیت همه جانبهی ایالات متحده میتواند تضمینهای پایدار را برای یک رویکرد معنادار در جهت درک بهتر بین افغانستان و پاکستان فراهم کند؛ امری که به نوبهی خود میتواند به گفتوگوی معنادار بین دولت افغانستان و طالبان منجر شود.
