رییسجمهور غنی از 27ام ماه رمضان تا پنجم عید فطر را زمان آتشبس یکطرفهاش با جنگجویان طالبان اعلام کرده است. طبق این تصمیم، به نیروهای امنیتی دستور داده شده که در این هنگام «تمامی عملیات تهاجمی» شان را متوقف کنند. رییس کل ارتش در توضیح این دستور گفت که شبکهی حقانی نیز یک گروه افغانی است و به طبع آن میتوان گفت که عملیات نیروهای امنیتی علیه این شبکه نیز دستکم در چند روز آینده متوقف میشود. به این ترتیب رییسجمهور غنی پس از پیشنهاد طرح صلحاش برای طالبان، دومین گام بزرگ را برای نشان دادن حسن نیتاش به این گروه و علاقهی جدیاش به درهم پیچیدن فصل جنگ نشان داد، اما همانطور که انتظار میرود، این رویکرد مشتاقانه برای آشتی با طالبان پیامد شگفتیانگیزی نخواهد داشت.
رسانهها از مقامات طالبان تا کنون گزارشهای متفاوتی ارائه کردهاند. بخش دری صدای امریکا گفته است که این گروه در حال رای زنی در واکنش به آتشبس یکطرفهی حکومت است. منابعی نیز از قول طالبان گفتهاند که آنها کماکان به جنگ شان با «سربازان مزدور خارجی» و «نیروهای اشغالگر» ادامه خواهند داد. لحن و زبانی که دو طرف در بیانیهها و اعلان مواضع شان به کار میبرند، میتواند سرانجام کوشش دولت برای مصالحه با این گروه را تا حدی روشن کند. زبان طالبان، پس از طرح صلح و اعلان آتشبس، هنوز خصمانه است. هیچ تغییری در لحن اعضای طالبان و سخنگوی این گروه پدید نیامده و مهمتر اینکه تا اینجا طالبان در تمامی سطوح سیاسی موضع قدرتمندانهی شان را حفظ کردهاند.
تاکنون حدس و گمانهای بسیاری در بارهی علل اعلام این تصمیم مطرح شده، از جمله اینکه ممکن است آتشبس یکطرفه از سوی حکومت در ادامهی «گفتوگوهای سری» مقامات امنیتی حکومت با طالبان و یکی از نتایج این گفتوگوها باشد. اگر این فرض به واقعیت نزدیک باشد، در آن صورت تلاشهای حکومت برای تطهیر قانونی این گروه از جنایاتی که انجام داده، میباید گفتوگوی بدون پیششرط و آتشبس یکطرفه را به عنوان یک بستهی اعتمادساز فهم کرد، بستهیی که به طالبان نشان میدهد که این گروه در صورت مصالحه با پیامدهای تنبیهی خاصی دستکم از سوی دولت و حامیان بینالمللیاش روبهرو نمیشود. این فرض از این جهت نیز قابل درک است که پیش از این حکومت با گردهم آوردن علمای مذهبی تلاش ورزید که طالبان را از نظر ایدیولوژیک و رویکرد مذهبی این گروه نیز در تنگنا قرار بدهد. صدها عالم دین با گردهم آمدن در خیمه لویجرگه جنگ طالبان را ناروا دانستند و از دو طرف خواستند که به روند صلح تمکین کنند. اکنون چنانچه از گفتههای رییسجمهور غنی هم بر میآید، «حکومت با بزرگمنشی میخواهد اول سلاح را به زمین بگذارد». پیش از این حکومت در دراز کردن دست آشتی به طالبان پیش قدم شده بود.
با این حال، آنچه که به نظر میرسد آشکارا از سوی حکومت و گردانندگان و تصمیمگیرندگان سیاست رسمی طرد و نادیده گرفته میشود الزامهای مصالحه، تعریف روند مصالحه و دیدگاه مردم و نهایتاً اصول رسیدن به «ثبات» است. تاکنون تلاشهای حکومت برای برقراری پیوند آشتی میان دولت و گروه طالبان تهی از دیدگاه مردم و اهداف رسیدن به صلح پایدار و ثبات سیاسی بوده است. رویکرد حکومت را با طالبان میتوان این گونه خلاصه کرد: التماس، عفو، حمایت بی چونوچرای دولتی، و تلاش برای تثبیت سهم این گروه در ساختار سیاست رسمی و نهادهای قدرت. از طرفی دیگر، به استثنای مواردی که حامیان بینالمللی کشور به عنوان خطوط سرخ تعریف کردهاند، مانند حمایت از حقوق زنان و دموکراسی، حکومت هیچ شرطی جز پایان دادن به جنگ از سوی این گروه، ندارد. واقعیت اما این است که مردم، قربانیان جنگ، حقوق و دستاوردهای مدنی شهروندان و بسیاری موارد دیگر در این روند نادیده گرفته شده است. مردم به گروهی که آنها را در مسجد، در بانک، در گردهماییهای سیاسی و در جاده و کوچه کشتهاند، نه تنها اعتمادی ندارند که بر عکس، خواهان اجرای عدالت بر آنها نیز استند. مردم طالبان صالح را نمیخواهند، آنها میخواهند که این گروه از نظرات بنیادگرایانه مذهبی و دیدگاه سخت قومی شان عدول کنند. چیزی که به صورت قطع طالبان نمیخواهند و تا حال هم نشان دادهاند که آمادهی تغییر نیستند.
نتیجه اینکه یا ما به یک صلح مؤقتی و ناپایدار که آتش خشونت دیگری را مشتعل خواهد کرد، تن میدهیم؛ یا با ناکام شدن این تلاشها، با گروه تطهیرشدهیی روبهرو خواهیم بود که لحظهیی در آدمکشی درنگ نمیکند.
