هادی دریابی
حالا در این گیرودار انتخابات، امضای پیمان امنیتی، ترور و انتحار، آزاد کردن طالبان از قید بگرام، کنار رفتن احتمالی نامزدان به نفع یکدیگر، اعتصاب برای حمایت از نیروهای امنیتی کشور، فراخوانی پدر و خانوادهی دختربچههای انتحاری به ارگ و دلگرمی بخشیدن برای ادامهی زندگیشان، شلیک موشک از سوی پاکستان به شرق کشور، تلاش برای صلح از سوی حکومت و انتحارهای مکرر از سوی طالبان و هزاران مسئلهی داغ دیگر… یک فعال مدنی و سیاسی کشور، بیاید به این موضوع فکر کند که پشک ستون فقرات دارد یا نه؟! اگر پشک ستون فقرات دارد، آیا انعطافپذیرترین ستون فقرات در تاریخ خلقت محسوب میشود؟ اگر جواب مثبت باشد که این بندهی خدا از طرز تفکرش راضی میشود. اگر هم جواب منفی باشد، خدا به دادش برسد. او هزاران توجیه برای توقف جنگ سوریه سرهم خواهد کرد، بدون اینکه کوچکترین وقعی از طرف جنگسازان آن کشور و سرمایهگذاران بیرونیاش گذاشته شود. هزار دلیل برای پوچ بودن پروسهی صلح خواهد آورد، در حالیکه کرزی آرزوی شهادت عبدالرقیب تخاری را نداشت. صلاحالدین ربانی هم از میراث پدر نخواهد گذشت. طالبان که همواره دست رد به سینهی کرزی زده و باز خواهند زد. قطر و دوبی و ترکیه هرگز برای طالبان جای خوبی نخواهد بود. طالبان عاشق افغانستان و بخشی از پاکستاناند. هرچند که شایعه است در تاجکستان و ازبکستان و کجا کجای دیگر نیز طالبان عشقشان را ابلاغ فرموده، اما منابع قدرت این کشورها، از آزادی دختران به رفتن در مکتب و کالج و دانشگاه، آرایشگاه و فروشگاه خبر دادهاند که تأثیر ابلاغ عشق طالبان نسبت به این کشورها را کم و کمتر کرده است. انتحار و انفجار که وظیفهی دینی و ناموسی طالبان شده، هر طالبی که نتواند انتحار کند یا انفجار بدهد، در مکتب طالبان، جزو بیناموسان عالم تلقی میشود (غیرت ناموسی را که میدانید چقدر شدید است). بارها و بارها برای حمایت از نیروهای امنیتی، به دربار رییس جمهور خواهند رفت و در حضور مطبوعات گرم و سرد، از حضرت رییس خواهند خواست که به لحاظ خدا! بس است! نباید دشمنان افغانستان را دست کم بگیری. نباید ارادهی مبارزه و نیروی حذف دشمنان کشور را از نیروهای امنیتی کشور بگیری یا نگذار این اراده و نیرو در وجود این فرزندان دلربای کشور، فروکش کند. اما کرزی همچنان کرزی خواهد بود و هر روز بیشتر کرزی خواهد شد (انحصاراً به عملکردهای اخیر رییس توجه شود تا کرزیهای دیگر را رنجش خاطر دست ندهد).
از طرف دیگر، به قول ایرانیها، جوجهها را آخر پاییز میشمارند (من که دزد نیستم تا مثل ایرانیها، مولانا را ایرانی بخوانم و فرهنگ و داشتههای فرهنگی یک کشور را به نام ایران به نمایش بگذارم و اعلام کنم که سید جمالالدین افغانی، مِنبعد سید جمالالدین ایرانی خواهد شد). حالا که زمزمهی کنار رفتن نامزدان به نفع یکدیگر بالا شده، قرار است آخر پاییز جوجه بشماریم، جوجههایی را که قرار است به رقابت بپردازند، یا به قول یکی از این جوجهها، بزکشی کنند و طول و عرض میدان رفتن هرکدام معلوم شود. هرچند شرکت ادوبی خاطرنشان کرده که امکان استفاده از فتوشاپ، در اعلام نتایج انتخابات متصور است. خوبی کار در این است که علمای هنر کشور ارشادات خویش را در زمینه صادر کرده و گفته که نگرانی شرکت ادوبی در افغانستان مورد ندارد و یک توهم ناشی از پرخوری است. کنار رفتن نامزدان بهنفع یک نفر شایستهتر، در واقع تمثیلی از روح سرگردان دموکراسی است که بالاخره با همت والای کاندیدان کناررَو، اجرا میشود. به باور این علما، اجر و ثواب کسانی که به نفع کاندیدای دیگری کنار میروند، شش مرتبه بیشتر از سایر کاندیداها، مخصوصاً کاندیدایی که به نفعش کنار رفته شده، میباشد. خداوند این اجر و ثواب شش برابری را نصیب 8 یا 9 کاندید بفرماید که خویشان و بستگان همین 8 یا 9 نفر کاندید از عذاب وجدان خلاص شوند و مثل ایرانی جوجه موجه هم در افغانستان صدق نمیکند. بهتر این است که از همین اول معلوم شود، ورنه ادامهی مبارزه و در آخر کار کنار رفتن، اسراف است و خداوند مسرفین را دوست ندارد. نه تنها دوست ندارد، که برای اسراف کنندهگان بشارت یک عذاب را هم داده است. بدی کار در این است که کاندیدای متهم به کنار رفتن، رسماً اعلام داشته که اگر دنیا را آب یا آتش بگیرد، باز هم برای تحقق اهداف خویش به مبارزه ادامه خواهد داد، باشد که خداوند سعادت خدمت را به این شخصیتهای فوق بینظیر عطا فرماید و آنها هم تا دل و روده در بدن دارند، به افغانستان عزیز خدمت کنند. یک افغانستان آباد، آرام، مترقی، سربلند و آزاد آرزوی آنهاست که تنها با برنده شدن آنها امکانپذیر خواهد بود. در غیر آنصورت، با منتقدین برخورد قانونی خواهد شد. آنگاه حق شکایت را ندارند.
خبرنگار ناراضی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
