دیمتری سواستوپولو/فایننشیال تایمز
مترجم/سلیم شفیق
اشاره
استیو کول، روزنامهنگاری است که کشاکش میان سازمان سیا و «ادارهی اس» پاکستان را واکاوی کرده است. او کتاب «ادارهی اس: جنگهای پنهان سیا و امریکا در افغانستان و پاکستان، 2001-2016» را نوشته است. در این یادداشت، کتاب کول بررسی شده است.
در ماه مارچ 2008، سه سناتور امریکایی برای ارزیابی «بحران در حال گسترش در افغانستان» به کابل رفتند، بحرانی که ششسال پس از مداخلهی امریکا هنوز ادامه داشت. جو بایدن، که بهتازگی رقابت برای نامزدی حزب دموکرات برای ریاستجمهوری را ترک کرده بود، با چاک هیگل و جان کری شامل این تیم بودند. بعداً مشخص شد که آنها بهترتیب بهعنوان معاون رییسجمهور، وزیر دفاع و وزیر امور خارجه در دولت رییسجمهور باراک اوباما، برگزیده میشوند.
در حالیکه هر سه نفر در هلیکوپترهای بلکهاوک پس از یک دیدار از شرق افغانستان بازمیگشتند، جنرالیکه آنها را همراهی میکرد، برایشان گفت که تورهبورهـ تونل پیچیدهی کوهستانی که اسامه بنلادن پس از دخالت امریکا در آنجا پنها شده بودـ در همان نزدیکی بود. هیگل، کهنهسرباز جنگ ویتنام، به این علت مخالف پرواز نزدیکتر به غارهای تورهبوره بود که مِه در آن ساحه وجود داشت و سوخت چرخبالشان کم مانده بود. اما بایدن که بزرگ این گروه بود، اصرار داشت که باید برگردند. چرخبالها به فرود اضطراری پایان دادند و سه مرد شصتوچندساله را در میان برفها، در برابر دیدگان مردان مسلح محلی، ترک کرد. پس از حدود یکساعت پیادهروی، آنها بهوسیلهی سربازان امریکایی نجات یافتند.
بر اساس «ادارهی اس» (نام کتاب)، گزارش جذاب از 15 سال عملیات سرّی سازمان سیاه و ارتش ایالات متحده در افغانستان و پاکستان که بهوسیلهی استیوکول، روزنامهنگار تحقیقی و استاد دانشگاه نوشته شده، آن روز شروع دورهی تیرهشدن اوضاع بود. در ضیافت شام آن روز، سناتوران مهمان حامدکرزی بودند. حامد کرزی از نخبگان افغان بود که پس از دخالت امریکا به افغانستان، بهوسیلهی سازمان سیا بر یک موترسایکل از پاکستان آورده شد و سپس رییسجمهور افغانستان گردید. در آن زمان کرزی-یک شخصیت آرمانگرا-بر امریکاییها حمله کرد. پس از آنکه او اعلام کرد که ایالات متحده برای کشورش «هیچ کاری انجام نداده»، بایدن بر میز کوبید و اعلام کرد که «این گفتوگو، این شام تمام شد»، و طوفانی برپا شد. کرزی خبر نداشت، قرار بود که پسر بایدن به افغانستان اعزام شود. دیدن این بخش بهعنوان نمادی برای جنگ بهمنزلهی یک کلیت دشوار نبود. تصمیمهای نادرست، متحدان غیرقابل اعتماد و سوءتفاهمها همواره در محراق مشکلاتی قرار داشت که تنها دو هفته پیش سبب شده بود کاندولیزا رایس، وزیر خارجهی دولت جورج بوش، پس از دیدار از این کشور نتیجهگیری کند که «این جنگ در مسیر درستی پیش نمیرود». دیدار سناتوران، رابطهی آشفته میان ایالات متحده و افغانستان و بهویژه کرزی را مجسم میکرد که تلاشهای ایالات متحده در طولانیترین جنگ در تاریخ امریکا را در عینزمان تضعیف و حمایت میکرد. این دیدار همچنین بدترشدن بیشتر مناسبات با کرزی را نشان میداد. این اتفاق پس از آن رخ میداد که اوباما بحران افغانستان را از بوش به میراث برده بود. بوش کسی بود که رابطهی متعادلی را با همتای افغانش حفظ کرده بود. کتاب «ادارهی اس»، ادامهی کتاب «جنگ اشباح» برندهی جایزهی پولیتزر کول (2004) است که شرح صریحی از کارنامهی سازمان سیا، افغانستان و اسامه بنلادن پیش از حملات 11 سپتامبر 2001 است. عنوان کتاب جدید، از نامی گرفته شده است که ایالات متحده به واحد سرّی در داخل سازمان اطلاعاتی پاکستان یا آیاسآی اطلاق کرده است. این اداره مسوول تمویل مالی و پشتیبانی از فعالیتهای طالبان در افغانستان و پاکستان است و در ظاهر، سنگری در برابر هند، رقیب اصلی اینکشور است.
کول با جزییات شبکهی پیچیدهیی از تنشها، دشمنیها، بدگمانیها و اشتباهاتی را آشکار میکند که مانع شده تا ایالات متحده «تکمیل مأموریت» در افغانستان را اعلام کند. او از طریق گزارشهای دقیق از نشستها میان بازیگران کلیدی، نشان میدهد که چگونه نبود اعتماد میان واشنگتن، کابل و اسلامآبادـ و اغلب بین سازمانها و شخصیتهای رقیب در هر سهکشورـ سبب شده که از آغاز جنگ امریکا را محکوم به شکست کند. تصاویری از قدرت اطلاعاتی امریکا، از توانایی ساده برای شناسایی اینکه یک مرد افغان، کبوتر را برای هشداردادن به طالبان دربارهی گشتهای ایالات متحده استفاده میکرد، تا ماهوارههاییکه خلبانها/پیلوتها را در ایالت نوادا اجازه میدهند که موشکهای را از هواپیماهای بیسرنشین بر فراز پاکستان رها کنند، در جریان زمان دریافت کردهایم. اما «ادارهی اس» همچنین آشکار میکند که چگونه درگیریهای اداری و سوءتفاهم میان ادارات ایالات متحده به چه میزانی این پیشرفتهای فنی را منحرف میسازد و مانع تلاشها در جنگ میشود. در یک مورد، گری شرون، یک افسر عملیاتی سازمان سیا در افغانستان، از مسوول پروازهای هواپیماهای بیسرنشین در این کشور تماسی را دریافت میکند. مسوول این مأموریت گفته بود که آنها دو مأمور القاعده را با پوشش لباس غربی شناسایی کردهاند که در کنار پایگاهی که طالبان ساخته بودند، قرار داشتند. شرون پاسخ میدهد که آنها موشکهای هواپیماهای بیسرنشینشان را بهسوی مأمور ریشدار سازمان سیا در آن پایگاه هدفگیری کردهاند که خود این سازمان آن را ساخته بود. کول با دسترسی رشکبرانگیزی به جاسوسان امریکایی، افغان و پاکستان، میزان نظارتی را آشکار میکند که همهی طرفها روی دست گرفتهاند. در عینزمانیکه سازمان امنیت ملی امریکا از احمد پاشا، رییس سازمان استخباراتی پاکستان جاسوسی میکرد، پاشا از کسی جاسوسی میکرد که به میهن نزدیکتر بود.
چنانچه لئون پانتا، پس از آنکه در سال 2009 رییس سازمان سیا شد، به پاکستان رفت و با پاشا و آصفعلی زرداری، رییسجمهور پیشین پاکستان در مهمانی شام حاضر شد. زرداری در جریان صرف شام گفته بود: فکر میکنم که احمد پاشا همهی چیزهایی را میداند که من میگویم… میداند که وقتی از طرف صبح به دفتر میروم و میگویم سلام احمد!» بعداً سازمان سیا به این نتیجه رسید که رهبر پاکستان هدف درجهیک جاسوسی سازمان اطلاعاتی/استخباراتی کشور خودش است.
کول بیان میکند که مناسبات ایالات متحده با پاکستان در جریان ریاستجمهوری بوش و اوباما چگونه تکامل یافته بود و در دورههایی که هیچ اعتمادی میان طرفین وجود نداشت، همکاری دوجانبه قطع شده بود. در یک مرحله، در حالیکه ایالات متحده مذاکرات پنهانی را با طالبان آغاز کرده بود، جنرال اشفاق کیانی، رییس ستاد مشترک ارتش پاکستان و سازمان استخباراتی پاکستان در نوشتن پیشنویس بیانیههای طالبان زیر نام ملا عمر، رهبرشان کمک کرده بود. ملا عمر کسی بود که پاکستانیها ادعا میکردند موقعیتش را حتا در زمانیکه در شفاخانهیی در کراچی مرد، نمیدانستند.
اما فریب دوجانبه بود. پس از آنکه یک افسر عملیات سیا بهعلت تیراندازییی که منجر به مرگ دو پاکستانی شد، بازداشت شد، پانتا به پاشا و حسین حقانی، سفیر پیشین پاکستان در ایالات متحده گفته بود که او (افسر) برای سیا کار نمیکرد. بعداً حقانی پانتا را به دروغگویی متهم کرد و گفت: «اگر شما میخواهید جسون بورن (اشاره به شخصیت فیلم جاسوسی امریکایی) را به کشور ما بفرستید، اطمینان یابید که او مهارتهای خارجشدن همانند جسون بورن را دارد.»
(کتاب) «ادارهی اس» دارای شخصیتهایی است که در مقایسه با آن، فیلمهای بورن کمرنگ جلوه میکندـاز نوع افسران درجهیک سازمان سیا و شبهنظامیان گرفته تا سیگارکشیدن و نوشیدن ویسکی جنرالان پاکستانی تا سگی بهنام «لکی یا خوشبخت» که توانایی ردیابی حملات موشکی هواپیماهای بیسرنشین پیش از اصابت آن را داشت.
کول بهصورت بسیار دقیقی توضیح میدهد که چرا پاکستان یک بازی دوگانه را دنبال میکرد و چرا ایالات متحده نگران زرادخانهی اتمی پاکستان است؛ به این معنا که واشنگتن هرگز در برابر اسلامآباد آنگونه که باید، سخت نمیگیرد. او همچنین مستند میسازد که چرا احترام کرزی به ایالات متحده رشد کرد و کاهش یافت. عمدتاً علت خشم او این بود که ایالات متحده سازمان استخباراتی پاکستان را بر سر حمایت مخفیانه از طالبان سرکوب نمیکند.
کول در حالیکه این محدودیتها را شناسایی میکند، از ایالات متحده بهشدت انتقاد میکند و میگوید که نسبت به محدودیتهایش در افغانستان چشم خود را بسته است. دلایل متعددی برای کار وجود داشت، از جمله خوشبختی ناشی از شکست رعدآسای اولیهی طالبان و همچنین «تصمیم فاجعهآمیز» اشغال عراق که سربازگیریهای جدید برای طالبان در داخل کشور را ساده ساخت. کول مینویسد که دولتهای بوش و اوباما، «نهتنها با راهاندازی کمپینهای شبهمستقل همزمان بهوسیلهی ادارات مختلف حکومت ایالات متحده مدارا کرد، بلکه آن را ترغیب نیز کرد.»
نتیجهگیری او که برای اسلامآباد ناخوشایند خواهد بود، این است که «ناکامی برای حل معمای آیاسآی و متوقفکردن مداخلهی پنهانش در افغانستان، در نهایت به بزرگترین شکست استراتژیک جنگ امریکاییها تبدیل شده است.»
کتابشناسی: ادارهی اس: جنگهای پنهان سیا و امریکا در افغانستان و پاکستان، 2001-2016، استیوکول، آلن لِن، قیمت مصرفکننده 25 پوند/انتشارات پنگوئن، 35 دالر، 784 صفحه
دیمتری سواستوپولو، رییس دفتر فایننشیالتایمز در واشنگتن است.
منبع: فاننشیالتایمز
