فروپاشی – بخش دوم

اطلاعات روز

جارد دایموند
مترجم: غفار صفا

مشکل جمعیت در سرزمین‌هایی چون شرق افریقا اغلب با صفت «مالتوسایی» نام برده می‌شود (متاثر از نظریه‌ی اقتصاددان و جمعیت‌شناس انگلیسی توماس مالتوس که در سال ۱۷۹۸ اثر مشهوری نوشت و در آن ادعا کرد که رشد جمعیت انسانی گرایش به پیشی گرفتن از رشد تولیدات مواد غذایی دارد). مالتوس استدلال می‌کرد که رشد جمعیت انسانی به‌گونه‌ی تصاعد هندسی و رشد اقتصادی به‌گونه‌ی تصاعد حسابی صورت می‌گیرد. مثلاً، اگر زمان دو برابر شدن جمعیت ۳۵ سال باشد، پس جمعیت یکصد نفری سال ۲۰۰۰ در صورتی‌که باعین زمان دو برابر شدن ادامه یابد تا سال ۲۰۳۵ به دوصد نفر می‌رسد که به‌نوبه‌ی خود تا سال ۲۰۷۰ به چهارصد و در سال ۲۱۰۵ به هشت‌صد نفر و همچنان ادامه می‌یابد. اما پیشرفت در تولید مواد غذایی به‌گونه‌یی غیر از ضریب شدن صورت می‌گیرد: یک پیشرفت باعث افزایش ۲۵ درصد در محصول گندم می‌شود و پیشرفت دیگری باعث ۲۰ درصد محصول اضافی و غیره. بین رشد جمعیت و تولید مواد غذایی تفاوتی اساسی وجود دارد. وقتی جمعیتی رشد می‌کند، افرادِ افزوده شده برآن جمعیت به‌نوبه‌ی خود به بازتولید می‌پردازند (نظیر گسترش یافتن سود در موقعیتی با بهره‌ی چندگانه). برخلاف، افزایش در تولید مواد غذایی تولید بعدی را به‌دنبال ندارد ولی به‌جای آن ما تنها با تصاعد حسابی تولید مواد غذایی روبه‌رو خواهیم بود. بنابراین، جمعیتی تمام مواد غذایی موجود را مصرف خواهد کرد و هیچ مازادی باقی نخواهد گذاشت، مگر این‌که رشد آن جمعیت در اثر قحطی، جنگ، امراض یا اراده‌ی مردم برای جلوگیری از رشد آن – مثلا، پیش‌گیری از بارداری یا به‌تاخیر انداختن ازدواج‌ها، متوقف گردد. مالتوس می‌گفت: هنوز این نظریه وسیعاً رایج است که رفاه و خوشبختی انسانی تنها از طریق افزایش در تولید مواد غذایی تحقق می‌یابد؛ این امر بدون توجه به جلوگیری از رشد جمعیت محکوم به سرخوردگی خواهد بود.
پیرامون صحت و سقم استدلال‌های بدبینانه‌ی مالتوس بحث‌های فراوانی صورت گرفته. درواقع، کشورهایی هستند که افزایش جمعیت خود را یا به‌طور داوطلبانه و به‌شدت کاهش داده‌اند (مانند ایتالیا و جاپان) و یا با فرامین دولتی کنترل ولادت (مانند چین). اما موردِ روندای معاصر درست بودن بدترین سناریوی مالتوس را نشان داده است. به‌طورکلی هم هواداران و هم مخالفان مالتوس هردو می‌توانند در یک مورد باهم اتفاق نظرداشته باشند که چالش‌های جمعیت و محیط زیست به‌نحوی باید حل‌وفصل شوند. اگر از طریق انتخاب داوطلبانه امکان ندارد بایستی به شیوه‌ی غیرداوطلبانه و غیرانتخابی به‌گونه‌یی که قبلاً مالتوس خاطرنشان ساخت حل شوند.
چند ماه پیش هنگام تدریس در دانشگاه لاس انجلس برای دانشجویان دوره‌ی لیسانس درباره‌ی مشکلات محیط‌زیستی کشورهای جهان سومی، به این پرسش رسیدم که چگونه جوامعی که تلاش دارند بر سر اختلافات محیط‌زیستی به توافق برسند، به‌گونه‌ی سیستماتیک با چالش‌هایی روبه‌رو هستند. یکی از دانشجویان من پاسخ داد که اختلافات می‌توانند چنان‌که به تکرار اتفاق افتاده در جریان منازعه حل‌وفصل گردند. هدف این دانشجو این نبود که او برای فرونشاندن یا حل اختلافات علاقمند کشتار است. برخلاف، او فقط مشاهده می‌کرد که مشکلات محیط زیست اغلب موجب بروز جنگ و منازعه گردیده. مانند جنگ‌هایی که در ایالات متحده به‌وقوع پیوستند و از طریق دادگاه حل‌وفصل شدند؛ دادگاه‌ها شیوه‌های کاملاً قابل پذیرش حل اختلافات را در دسترس قرار می‌دهند و بنابراین، دانشجویان خود را برای وظیفه‌ی حل چالش‌های محیط زیست آماده می‌سازند و با سیستم عدلی آشنا می‌شوند. تکرار می‌کنم که مورد رواندا آموزنده است: دانشجوی من در مورد حل مکرر اختلافات به‌واسطه‌ی منازعه کاملاً حق‌به‌جانب بود اما منازعه می‌تواند اشکال زننده‌تری را نسبت به فرایندهای دادگاه داشته باشد.
در دهه‌های اخیر، رواندا و همسایه‌اش بروندی به سبب داشتن دو ویژگی، دو مترادف را در ذهن ما تداعی می‌کنند: میزان بلند جمعیت و نسل‌کشی. این دوکشور در میان کشورهای افریقایی و جهان بلندترین میزان تراکم جمعیت را دارند. میانگین تراکم جمعیت در رواندا سه مرتبه بیشتر از سومین کشور پرجمعیت افریقا (نایجریا) و ده مرتبه بیشتر از کشور همسایه‌اش تانزانیا است. نسل‌کشی رواندا به‌لحاظ میزان کشته‌شدگانش در میان کشورهای جهان از سال ۱۹۵۰ تا حال – پس از کشتارهای سال ۱۹۷۰ درکمبودیا و ۱۹۷۱ در بنگله‌دیش – در رده‌ی سوم قرار گرفته. به‌دلیل این‌که جمعیت رواندا ده مرتبه کمتر از بنگله‌دیش است و میزان نسل‌کشی در این کشور به تناسب کل افراد کشته‌شده اندازه‌گیری شده، پس از کمبودیا در رده‌ی دوم قرار می‌گیرد. مقیاس نسل‌کشی در بروندی نسبت به رواندا کوچک‌تر بود و صرفاً چند صد هزار کشته داشت. با آن‌هم بروندی از سال ۱۹۵۰ به این‌طرف در میان کشورهای جهان، باتوجه به شماره‌ی کشته‌شدگانش، در نسل‌کشی مرتبه‌ی هفتم و به‌لحاظ مجموع کشته‌شدگان جای چهارم را دارد.
ما نسل‌کشی در رواندا و بروندی را در ارتباط به نفرت قومی درک می‌کنیم. پیش از این‌که بدانیم عوامل دیگری نیز افزون برخشونت‌های قومی در این فاجعه دخیل بوده‌اند بایستی از پس‌منظر نسل‌کشی و روایت‌های معمول آن به کمک تاریخ آغاز کنیم و من آن را این چنین مطرح می‌کنم (پسان‌تر به برخی از دیدگاه‌هایی که روایت‌های‌شان در این زمینه نادرست، ناقص و بیش ازحد سطحی‌اند اشاره خواهم کرد). جمعیت هردو کشور متشکل از دو گروه عمده‌ی قومی است (هوتو حدود ۸۵ درصد و توتسی حدود ۱۵ درصد). هردو گروه به میزان قابل توجهی به‌صورت عنعنوی دارای نقش‌های متفاوت اقتصادی بوده‌اند: هوتوها اساساً زراعت‌پیشه و توتسی‌ها دام‌دار. غالباً گفته شده که این دو گروه به‌لحاظ ساختمان فیزیکی متفاوت‌اند. هوتوها به‌طور متوسط دارای قد کوتاه، رنگ تیره، بینی صاف، لب‌های ضخیم و مربع‌شکل هستند، در حالی‌که توتسی‌ها دارای قد بلندتر، باریک‌تر، پوست تیره‌تر و لب‌ها و زنخ‌های باریکتر. گفته می‌شود که ابتدا هوتوها از سمت جنوب و غرب در رواندا و بروندی ساکن شدند،‌ در حالی‌که توتسی‌ها که ظاهراً از مردمان سواحل نیل‌اند بعدتر از سمت شمال‌شرق وارد شدند و حاکمیت خود را بر هوتوها تثبیت نمودند. هنگامی که دولت‌های استعمارگر جرمنی (۱۸۹۷) و بلژیک (۱۹۱۶) این سرزمین را اشغال کردند، توتسی‌ها را به‌عنوان ابزاری برای حاکمیت خویش مفید تشخیص دادند، کسانی را که فکر می‌کردند به‌خاطر داشتن رنگ روشن‌تر و شباهت‌های بیشتر به اروپایی‌ها و یا نژاد حامی، نسبت به هوتوها برتر هستند. در سال ۱۹۳۰ بلژیکی‌ها هدایت دادند تا همه‌ی باشندگان رواندا کارت‌های هویت با خود حمل کنند، کارت‌هایی که هوتوها و توتسی‌ها را از هم متمایز سازد. در نتیجه، تشخص هویت اتنیکی که پیش از این وجود داشت متبارزتر شد.
ادامه دارد…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه