حملهی تروریستی روز پنجشبنه بر مرکز فرهنگی تبییان در غرب کابل دستکم 50 کشته و 90 زخمی برجا گذاشت. قربانیان این رویداد افراد ملکی بودند؛ آموزگاران، خبرنگاران و فرهنگیان بیشترین قربانی این حمله بودند. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که چند طفل و زن نیز در میان قربانیان شاملاند. گروه تروریستی داعش مسوولیت این حمله را بردوش گرفت و حمله از طرف بسیاری از نهادها «جنایت بشری» عنوان شد. ضمن محکومیت گستردهی این حمله توسط نهادهای داخلی و بینالمللی، مردم با قربانیان همدردی کردند و در میان واکنشهای مردمی، اعتراضهای مشخصی بر موسس این مرکز – سیدعیسی حسینی مزاری نیز در شبکههای اجتماعی گسترده بود. معترضان از آنچه وابستگی و نزدیکی عیسی حسینی مزاری به سیاستهای جمهوری اسلامی خواندند، شاکی بودند و از عملکرد خبرگزاری صدای افغان منتسب به او انتقاد کردند.
اما این حاشیهی بحثها و انتقادات گستردهیی بود که توسط مردم بیان شد. حکومت وحدت ملی در میان فریادهای بازماندگان قربانیان، پدران، مادران و شیونهای تکاندهنده، مقصر و هدف اصلی بود. مردم حملهی تروریستی روز پنجشنبه را ناکامی حکومت و جنایت داعش خواندند.
این حمله پس از آنکه رییسجمهور غنی به مردم اعلام کرد که «داعش در حال فرار است»، خونینترین حملهی داعش بود که در یکی از حساسترین مراکز فرهنگی -مذهبی افغانستان انجام شد و تلفات بسیار بزرگی بر جا گذاشت.
اولین پیام این حمله به چالش کشیدن سخنانی بود که رییسجمهور افغانستان اعلام کرد: «داعش در حال فرار است». و همینطور به چالش کشیدن تمامی کنفرانسها و تبلیغاتی که نهادهای امنیتی و ملکی افغانستان قبل از این برگزار کرده بود. در حالیکه روایت اصلی دولت افغانستان جنگ تمامعیار با داعش و شکست این گروه تروریستی از مراکز مهم و مناطق وسیع در شرق افغانستان بود، این خونریزی بزرگ داعش عملاً تمامی تبلیغات دولت را به چالش کشید و این باور خوشبینانه را که داعش در آستانهی شکست و در راه فرار است، در افکار عمومی به یک «دروغ» تبدیل کرد.
حملهی دو روز قبل داعش همچنان فصل تازهیی را باز و مأموریت جدیدی را برای حکومت افغانستان ایجاد کرد: داعش شکست نخورده اما باید شکست بخورد. در حالیکه مرز میان تجربهی برجامانده از داعش در خاورمیانه و داعشی که در افغانستان دست به کشتار میزند، روشن نیست، واقعیت این است که این گروه تروریستی چه بقایای داعش بیرحم عراق یا سوریه باشد یا داعش بیبرنامه و بیرابطه با آن هسته، توانایی بالا و عطش فراوانی برای خشونت و خونریزی دارد. حملات هدفمند به مراکز مهم و انفجار در مکانها و به آدرسهایی که عمدتاً حساسیتهای مذهبی و قومی را فعال میسازد، استراتژییی است که میتواند پیامدهای بسیار سنگینتر از کشتاری داشته باشد که مستقیماً توسط داعش اجرا میشود. افزون برآن، حملهی روز پنجشنبه و حملهی این گروه در دو سال گذشته نشان میدهد که استراتژی و تاکتیک تروریستی داعش متفاوتتر از نقشهی نطامی است که دولت افغانستان برای نابودی این گروه ترسیم کرده است. داعش حالا فقط در تونل و کوه و جنگلزار شرق افغانستان نیست. این گروه عیار با بانکهای اطلاعاتی، نقشهی راه و راهبلد در پسکوچههای پایتخت و مساجد و مراکز کابل و ولایات است که با لشکرکشی و مانور نظامی نابود نمیشود.
جنگ علیه داعش و ادعای پیروزی بر این گروه تروریستی در میان مردم قربانی، فراتر از لشکرکشی و عملیاتهای نظامی، به ترصد و پیگیری مداوم اطلاعاتی و استخباراتی نیاز دارد؛ کاری که نهادهای امنیتی افغانستان دستاورد چندانی در آن ندارند. حملهی دو روز قبل و تجربهی حملات دوسال گذشته، حکومت افغانستان و نیروهای بینالمللی را باید به فصل تازهیی از مبارزه بکشاند که با پرتاب بمب مادر یا حملهی مقطعی در قریهها به پایان نمیرسد. این مبارزه باید فعالیتها و تاکتیکهایی را هدف قرار دهد که در شهرهای بزرگ و بر آدرسهای مشخص از طریق بمبگذاری انتحاری انجام میشوند نه توسط سازماندهی یک حملهی نظامی بر یک مرکز دولتی.
بنابراین، حکومت با این شعار که داعش در حال فرار است یا فصل زمستان است و یک فصل آرام در جنگ، اتلاف وقت میکند و در یک خوشخیالی محض برای این گروه امکان مانور و فرصت خونریزی بیشتر را مهیا میسازد. حمایت قاطع که مبارزهی نخستش با داعش است و حکومتی که بارها اطمینان داده داعش در افغانستان شکست میخورد، باید دستور مبارزه با داعش را جدی گرفته و روشهای متنوعتر و کاربردیتری را در جنگ با این گروه در شمارههای اول فهرست ضدتروریسم و حفاظت از جان شهروندان قرار دهند.
اعلام خوشخبری از فرار داعش در جبهات تأسیسشده توسط این گروه هرچند درست و قابل واهواه باشد، واقعیت دیگر این است که آن فراریها با تغییر تاکتیک اکنون در پایتختاند و دو روز قبل کشتار بزرگی را انجام دادند و میتوانند اینگونه دسترخوان ماتم را در شهرهای بزرگ در سایهی غفلت ذهن خوشخیال ما فراختر کند.
خونریزی «داعش فراری» در پایتخت
با دیگران به اشتراک بگذارید
1 دیدگاه
1 دیدگاه

ما با برادران که عزیزان شان را از دست داده اند تسلیت میګویم وبه داعش وداعش پرستان نفرین میګویم اما یک سوال از اقای محقق دارم که تقدیر از قو ماندان فا طمیون وافغانهای هزاره در جنګ با داعش در سوریه چه دست اورد داشته اند من به صراحت میګویم که رهبران هزاره ها باید در تدوین پالیسی شان در رابطه به مسایل مهم باز نګری کنند در غیران این اش واین کاسه