محمدقاسم عرفانی/ استاد دانشگاه
انتشار خبر موافقت ریاستجمهوری با استعفای آقای نور از سمت ولایت بلخ، در روز دوشنبه 27 قوس در صدر خبرهای افغانستان قرار گرفت. این در حالی بود که روزهای قبل از آن جمعیت اسلامی از تشدید فشارهای ارگ برای برکناری آقای نور و رایزنی اعضای جمعیت در این مورد خبر داده بود. ساعاتی بعد بیانیهی جمعیت اسلامی که آقای ربانی وزیر خارجه نیز آن را منتشر کرد، تصمیم ارگ در مورد عطامحمد نور را یک اقدام عجولانه، غیرمسوولانه، مخالف ثبات و امنیت افغانستان و منافی اصول موافقتنامهی حکومت وحدت ملی، دانسته، محکوم کرد ولی اتخاذ تصمیم نهایی جمعیت اسلامی را منوط به بازگشت رییس جمعیت از سفر و حضور اعضای رهبری جمعیت دانسته بود. اما در پایان روز عطامحمد نور با انتشار بیانیهیی استعفای خودش را رد کرده و تصمیم ارگ را غیرقانونی خواند. طبق اظهارات اقای نور، ایشان چند ماه پیش در جریان مذاکراتش با رییسجمهور غنی، متن استعفانامهیی را تحویل ارگ داده بوده ولی فعلا میگوید آن متن مشروط بوده و شرایطاش برآورده نشده است. از طرف دیگر ارگ ریاستجمهوری جابهجایی مقامات از جمله والیان را یک امر معمول میداند. با این وجود از آنجایی که آقای نور رییس اجرائیهی جمعیت اسلامی است، در انتخابات 2014 از مخالفان اصلی آقای غنی بهشمار میرفت، و در ماه اسد سال جاری همراه با عبدالرشید دوستم معاون اول ریاستجمهوری و محمد محقق معاون دوم ریاست اجرائیه در ترکیه ائتلاف نجات افغانستان را تشکیل داده بود، و در پی آن حکومت را به نافرمانیهای مدنی خطرناک تهدید کرده بود، ماندن و رفتن ایشان از سمت ولایت هم برای ارگ و هم برای آقای نور و هوادارانش حیثیتی شده است.
ارگ از «منظوری» استعفای نور خبر داد/ حزب جمعیت: تصمیم ریاستجمهوری شتابزده است
نقش جمعیت در ثبات سیاسی افغانستان
جمعیت یکی از ارکان نظام سیاسی کنونی افغانستان بهشمار میرود و تعدادی از سران جمعیت اسلامی جزء معماران این نظام در بن بودند. از طرف دیگر جمعیت اسلامی یکی از احزاب جهادی قدرتمند بوده است که در تحولات چند دههی اخیر کشور نقش محوری را بازی کرده است. از اینرو حمایت جمعیت اسلامی از حکومت برای بقاء و تداوم آن حیاتی بهشمار میرود، و داکتر عبد الله بهنحوی بهنمایندگی از جمعیت اسلامی، در رهبری حکومت وحدت ملی قرار دارد. از زاویهی دیگر جمعیت اسلامی تبلوری از حضور سیاسی گروه قومی تاجیک بهشمار میرود و در کشور چندقومی افغانستان ثبات سیاسی بدون رضایت هر یک از چهار گروه قومی بزرگ از جمله تاجیکها، با خطر مواجه میشود. بنابراین شرایط دشوار افغانستان که هم در نبرد با تروریسم قرار دارد و هم شکافهای داخل نظام، برجسته شده است، ایجاب میکند که جمعیت اسلامی در کنار نمایندگان دیگر گروههای قومی حضور پررنگ و تأثیرگذاری در حکومت داشته باشد. این در حالی است که حزب اسلامی از رقبای اصلی جمعیت در پی توافقنامهی صلح با دولت، در صدد گسترش فعالیت و نفوذ سیاسی خود در نظام و حکومت است. حال پرسش این است که آقای نور و هوادارانش در چه جایگاهی در داخل جمعیت و بین گروه قومی تاجیکها قرار دارد؟
جمعیت واحد یا چنددسته؟
جمعیت اسلامی بهرغم قوت و قدرتش با چالشهای درونی نیز مواجه بوده و هماکنون نیز احساس میشود در قضیهی مربوط به برکناری آقای نور دچار دودستگی است. جمعیت اسلامی مثل بسیاری از دیگر جریانهای سیاسی افغانستان از شکافهای سمتی چون هراتی، بدخشی، پنجشیری، پروانی و بلخی، رنج میبرد که البته زیاد مشکلساز نبوده است. حتا تشکیل حزب افغانستان نوین توسط یونس قانونی و روند سبز توسط امرالله صالح، تأثیر قابل ملاحظهیی در تضعیف انسجام جمعیت اسلامی نگذاشته است. اما درگذشت برهانالدین ربانی در اثر حملهی انتحاری رابطی طالبان در سنبلهی 2011 ، تأثیر قابل ملاحظهیی بر وحدت و یکپارچگی جمعیت اسلامی گذاشت. در فقدان آقای ربانی بهعنوان یک چهرهی کاریزماتیک و برتر از همهی اعضای رهبری جمعیت، بحث جانشینی وی نشان داد که اعضای جمعیت اسلامی در مورد یک چهرهی توانمند، اتفاق نظر ندارند، به همین خاطر در کنار ریاست آقای صلاحالدین ربانی، ریاست اجرائیهی حزب به عطامحمد نور تعلق گرفت. معمولا رهبری نسل دوم جریانهای اسلامی را افراد بروکرات در اختیار میگیرند که از وجاهت و نفوذ معنوی رهبری نسل اول برخوردار نیستند.
علاوه بر اینها، آقای نور در اواخر سال گذشتهی خورشیدی با آغاز یک دور مذاکرات مستقیم با رییسجمهور غنی و اعلام عدم نمایندگی آقای عبدالله از جمعیت اسلامی، پراکندگی در درون جمعیت اسلامی را تشدید کرد. هرچند در کوتاهمدت روابط وی با رییسجمهور بهبود یافت و تقرر وی بهعنوان والی بلخ در حکومت وحدت ملی امضاء گردید. اما این ماه عسل خیلی طول نکشید و روابط نور با ارگ خدشه برداشت و تنش وی با ریاست اجرائیه نیز ترمیم نگردید. با توجه به مطالب فوق احساس میشود در درون جمعیت اتفاق نظری مبنی بر حمایت از آقای نور وجود ندارد و ریاست اجرائیه بهعنوان بخشی از جمعیت که تعدادی از وزرا و مقامات حکومت را با خود دارد، موافق کنار رفتن آقای نور است. از طرفی هم آقای ربانی بهعنوان سر پرست وزارت خارجه در موقعیت خوبی قرار ندارد. عدم معرفی نامزدوزیر جدید برای این وزارتخانه یکی از دلایلش میتواند همین مسأله باشد. در صورت همسویی ایشان با حکومت در مسایل جدید، میتواند به کارش ادامه دهد در غیر آن در فرصت بعدی نامزدوزیر دیگر معرفی خواهد شد.
استعفانامهی بدون تاریخ؛ دست باز غنی برای برکناری عطامحمد نور
تمایل متحدین خارجی افغانستان به نقش حاشیهیی مجاهدین
دیدگاه متحدین خارجی افغانستان و مخصوصا ایالات متحدهی امریکا در تحولات داخلی افغانستان را نمیتوان نادیده گرفت. شواهد حاکی از آن است که تیم آقای غنی بهعنوان نیروهای تکنوکرات مورد حمایت جامعهی جهانی بوده است و روابط نزدیک با امریکا و دیگر دول غربی دارد. امضای توافقنامهی امنیتی با امریکا و ناتو و تداوم و گسترش حمایت خارجیها از حکومت افغانستان دال بر این مدعا است. ضمن اینکه رهبران جهادی بهعنوان افراد جنگسالار همواره بهلحاظ دوسیههای حقوق بشری، سوابق نظامی و دوسیههای مالی خود با پرسش مواجه بودهاند و آقای نوز نیز از این قاعده مستثنا نیست. از طرف دیگر ایشان بیش از 15 سال بهعنوان یک والی مقتدر در بلخ حکومت کرده و همواره برای حکومت مرکزی از جمله در دورهی جدید چالشساز بوده است. بناءً بعید بهنظر میرسد که تصمیم جدید ارگ ریاستجمهوری در مورد آقای نور، بدون مشوره و هماهنگی با نمایندگیهای خارجی متحد افغانستان اتخاذ شده باشد. چانچه ردپای حمایت خارجیها در منزویسازی عبدالرشید دوستم نیز انکارناپذیر است.
انتخابات آتی ریاستجمهوری
یکی از تعهدات حکومت وحدت ملی در قبال مردم افغانستان و جامعهی جهانی، برگزاری انتخابات پارلمانی در سال 1397 و انتخابات ریاستجمهوری در سال 1398 است. در این میان انتخابات ریاستجمهوری از اهمیت فوقالعاده و حساسیت بالایی برخوردار است و حکومت تلاش خواهد کرد که آن را بهموقع برگزار کند. از طرف دیگر تجربهی انتخابات 2014 و تشکیل حکومت وحدت ملی، تجربهی موفقی نبوده است. بنابراین تشکیل یک فراکسیون همسو با تیم حاکم در درون جمعیت اسلامی برای ایفای نقش در انتخابات بعدی میتواند یکی از اهداف این جابهجاییها باشد. شواهد نشان میدهد که هم روابط آقای عبد الله با رییسجمهور غنی در سطح خیلی مناسبی قرار دارد و هم وجههی عبد الله عبد الله بهعنوان یک نخبهی اهل مدارا در سطح بینالمللی و نزد حامیان بیرونی افغانستان، بهبود یافته است. یک گمانه این میتواند باشد که برای دور بعدی عبد الله عبدالله در کنار سرور دانش که از کارنامهی نسبتا پرباری برخوردار است، یاران اصلی تیم رییسجمهور غنی باشند، و اعضای ارشد جنبش ملی نیز در سطوح قابل قبولی به ایفای نقش بپردازند. البته که تجارب سالهای قبل نشان میدهد که احتمال نوسان و شناوری در مفصلبندیهای تیمهای انتخاباتی، تا لحظهی ثبت نام تکتها وجود دارد. با این وجود دو نکته خیلی برجسته است: یک، نمایندهی سیاسی گروه قومی تاجیکها در شرایط کنونی به کمتر از جایگاه دوم قناعت ندارد. دوم، هرچه اعضای رهبری همدلی و همسویی بیشتر داشته باشند، کار آمدی حکومت افزایش مییابد.
نتیجه:
در کنار همهی مصالح و منافعی که برای رهبران و نخبگان سیاسی حاکم و اپوزیسون اهمیت دارد، تقویت ثبات سیاسی بین نیروها و جریانهای داخل نظام از لوازم حفظ نظام است و در صدر اولویتها قرار دارد. بنابراین خردمندی ایجاب میکند که این مصلحت کلان در نظر گرفته شده و تا جایی بازیها، چرخشها و گردش ادامه یابد که از آستانهی تحمل همگانی فراتر نرفته و ثبات سیاسی بیش از این دچار مشکل نشود.
دراین مورد بیشتر بخوانید:
واکنش سناتوران به استعفای عطا محمد نور: موضوع نباید سیاسی شود
حزب جمعیت: ارگ باید در مورد برکناری عطامحمد نور از ولایت بلخ تجدید نظر کند
استعفانامهی بدون تاریخ؛ دست باز غنی برای برکناری عطامحمد نور
