دیروز رییس اجرائیهی حکومت به سخنان تفرقهبرانگیز گلبدین حکمتیار واکنش نشان داد و تأکید کرد که گفتن سخنان تفرقهبرانگیز برای سلامت کشور «مانند زهر» است. در دفاعیهها و انتقاداتی که در خصوص سخنان آقای حکمتیار تاکنون مطرح شده، دو موضوع در برابر هم قرار گرفتهاند: مدافعان حکمتیار میگویند که او دربارهی ضرورت تأمین عدالت اجتماعی سخن گفته و منتقدانش میگویند که او بر طبل تفرقهی قومی میکوبد و سخنانش آشکارا محرک تنشهای قومی است.
حکمتیار در سخنرانیاش در خوست، از کلمهی «لوی» در توصیف پکتیا استفاده کرد و میزان حضور شهروندان ولایات را در دولت در برابر هم قرار داد و از آن مهمتر، این سخنانش را با داعیهی «تأمین عدالت اجتماعی» توجیه کرد. در تاریخ سیاسی چند دههی اخیر کشور اصطلاحاتی مانند «لوی قندهار» یا «لوی پکتیا» رسم شد که دو دلالت جداگانه داشت: اول، این اصطلاح دلالت غیر سیاسی داشت و به کلیت مجموعهی یک جغرافیای قومی اشاره میکرد. برای مثال، لوی قندهار، عبارت بود از قندهار و ولایات دوروبر آن. دوم، این اصطلاح دلالت سیاسی داشت و عدم برابری ولایات و شهروندان کشور را نشان میداد. نمونههای مشابه بسیاری نیز وجود دارد که بیش از هر مسألهی مرز خود و دیگری را تعیین و برتری یکی بر دیگری را مورد تأکید قرار میدهد.
حکمتیار تاکنون نشان داده که آغاز حضور قانونیاش در افغانستان با دو مسألهی سیاسی گره خورده است، اولی تداوم برتریخواهی قومی است که از زمان مخالفتاش با دولت جدید پساطالبان آشکارتر شد و دو دیگر، تلاش برای برجسته کردن ایدلوژی مذهبیاش که از زمان شکلگیری نهضت جوانان مسلمانان و انشعاب آقای حکمتیار تاکنون با فرازوفرودهای بسیار همراهیاش کرده است. تقلیل نبرد گروههای تروریستی به جنگ میان دو قوم (گرچه تمام اشاراتش اشتباه نیست)، سخنان تحریکآمیزش در ولایت بدخشان و در جمع هواداران حزبیاش و انتقاد از رسانهها و آزادیهای مدنی و رسانهیی همه نشان از این دارد که او میخواهد از طریق برتریخواهی قومی و ایدیولوژی مذهبیاش جای پایی در مناسبات سیاسی افغانستان باز کند.
با اینحال، هیچ شکی وجود ندارد که حکمتیار نه اندیشهی فقر و نگونبختی مردم مشرقی را دارد و نه توانایی درک رنجهای بیپایان شهروندان افغانستان را، اگر بهواقع وی در اندیشهی تأمین عدالت اجتماعی است، چرا در بهترین سالهای پس از طالبان، در برابر ارادهی جمعی مردم ایستاد و حتا به سخن یک عضو ارشد حزباش-کریم امین-کارگذاری ماینهای کنار جادهیی را باب کرد؟ گزارشهای بانک جهانی و بنیاد آسیا و دهها گزارش مشابه نشان میدهد که فقر بهسرعت بسیار نگرانکنندهیی در حال گسترش است و اگر وضعیت به همین ترتیب ادامه یابد، شکی وجود ندارد که در دو سال آینده بیش از نیمی از جمعیت افغانستان بهسوی «فقر مطلق» پیش بروند. این شهروندان بی هیچ تردیدی از تمام نقاط افغانستاناند. بیکاری به همان اندازه که ولایت محرومی مانند غور را تهدید میکند، به همان اندازه مردم خوگیانی و اچین را نیز تهدید میکند که از بد حادثه و سایهی شوم داعش ماهها است خانههایشان را رها کرده و آواره شدهاند. حکمتیار در سخنانش حتا اندکی از روی فرصتطلبی سیاسی نیز با رنجها و مرارتهای مردم همدلی نشان نمیدهد، چه رسد به اینکه او بهواقع برای تأمین عدالت اجتماعی عزمش را جزم کرده باشد.
پارهیی از سخنان حکمتیار مبنی بر اینکه جزایر قدرت در افغانستان شکل گرفته درست است. این نیز روشن است که بهدلیل وجود فساد گسترده، از امکانات دولت کسانی مستفید شدهاند که توانستهاند چهرههای مؤثری-با منش قومی و تباری-در دولت داشتهاند، اما تعمیم چنین وضعیتی به کل مردمی که در برابر حمایت از دولت و نظام کنونی جز رنج و نگونبختی ندیدهاند، نمیتواند هیچ ربطی با دغدغهی عدالت اجتماعی برقرار کند.
بهنظر میرسد حکمتیار که بهترین سالهای عمرش را وقف نفرتپراکنی و طمعورزی بیحدوحصر برای بهدست گرفتن قدرت کرده، حالا فرصتطلبانه بهدنبال سوار شدن بر موج احساسات تباری و قومی است تا از آن طریق راهش را به سمت گرانیگاه قدرت باز کند. عدالت اجتماعی از نظر حکمتیار احتمالاً زمانی تحقق پیدا میکند که او حاکم بلامنازع این کشور باشد. اگر عدالت نمرده بود و زبان میداشت، بهصورت قطع از حکمتیار میخواست «ساکت باشد».
عدالت اجتماعی به سبک حکمتیار
با دیگران به اشتراک بگذارید
1 دیدگاه
1 دیدگاه

حکمت یار حق به جانب است بیاید برادر ترکیب کنونی دولت را به اساس نفوس احتمالی زیر زره بین قرار دهیم تاجیک ها ۱۲٪ کل نفوس کشور را تشکیل میدهند بیشر از ۶۰٪ قدرت دولتی توام بادوذ دیهای کلان درا ختیار د ارد متباقی ۴۰٪ بین اقوام پشتون هزاره ازبیک ودیګران تصاحب شده اند موضوع دیګری که لوی قندهار ولوی پکتیا کفته اند تاجیک ها وهزاره هم مزار باستان بامیان باستان هرات باستان پروان وپنجشیر قهرمان مارشال یګانه قهرمان ملی شهید راه صلح ودها مورد دیګری بدون قضاوت تاریخ را زمزمه میکنند تاجیکان به رهبران شر وفساد شان دها جریب زمین دولتی تحت عنوان زیارتګاه غصب کرده اند ولی هیچ پشتون انر انتقاد نهکرده تاجیکان دروغین به نام جهاد ومقاومت صاحب مال و منصب شده در حالیکه ازمسعود ګرفته تا اخرین فرد ان وابسته ګان دستکاهای جا سوسی شوروی وقت وایران وپا کستان بوده واست رهبران شروفساد نه میتوانند به عناوین قوم مردم افغانستان را بازی دهند او هرکه باشد حکمت یار ویا هم سیاف ومحقق ودیګران