دفاع از یک جنایت

اطلاعات روز

معصومه قاسمی، دانشجوی حقوق دانشگاه کاتب
زنان نیمی از جمعیت جهان را شکل می‌دهند و دوسوم رنج‌ها و محرومیت‌های جهانی را بردوش می‌کشند. زن دردهای تاریخی فراوانی را بر شانه‌هایش حمل می‌کند، دردهایی که از آغازین لحظه‌های خلقت شروع شدند و تا واپسین دمِ خفتنش در لحد تداوم می‌یابد. داستان زندگی یک زن، داستان غل و زنجیری است که در برهوت حیات آدمیت روایت می‌شود، روایتی که شالوده‌ی آن را رنج‌های بیکران نیمی از پیکره‌‌ی جامعه‌ی بشری به هم بافته است. زنان در دیدگاه‌های گوناگون، محکوم بی‌دفاعی است که انگیزه‌ی دادگاه محکومیت وی تسلط بر وی است. بزرگ‌ترین جرم تاریخی زن، فقط زن بودن اوست، جرمی که در انتخاب آن خودش کوچک‌ترین نقشی نداشته است. بنابراین، محکومیت تاریخی بدن زن در متن تعاملات اجتماعی محکومیت برای ارتکاب گناهی است که وی قادر به انجام ندادنش نبوده است.
مؤثر‌ترین نظام‌های اجتماعی بشریت در مورد زن دچار اشتباه در دید شده‌اند و تمامی سیستم‌هایی که ادعای کنترول وضعیت‌های اجتماعی را با خود دارند، هنوز هم از وجود رگه‌های تردید در ذهنیت خویش نسبت به اصالت وجودی زن خبر می‌دهند، زیرا هنوز هم وحشت مرگ‌بار ذهنیت‌گرایی‌های گذشته، بر اندیشه و تفکر آنان سایه‌ی خویش را حفظ نموده است. زن با خاصیت فیزیکی خود قابلیت انقسام بدن خود به اجزای جداگانه برای قضاوت حتا در نگاه خودش را دارا‌ست، بدان‌سان که حتا کلیت بدن زن در هیچ‌نگاهی قابل تفسیر نیست. در آموزه‌ی دینی، زن همیشه اسبابی برای راحتی مرد قلم‌داد می‌شود و در متن تعاملات اجتماعی، زن تحت مالکیت مرد قرار دارد، از لذت بردن از جسم او گرفته تا خرید و فروشش برای خدمت و کنیزی و آن‌گاه زدنش برای اطاعت از فرمان، همه و همه حکایت‌گر یک چیزند؛ نگاه تاریخی فروکاهانه به موجودیت زن در نظام هستی.
تاریخ زندگی در کره‌ی زمین، تاریخ مرد‌سالاری بوده است. تاریخ اقتدار سیاسی نیز با شیرازه‌ی مردانه شکل گرفته است. زن در متن در‌گیری‌های مردانه یک نقطه‌ضعف بوده است. تاریخ درگیری‌های خونین مردانه در امتداد هستی زمین، تاریخ تحقیر زنانه نیز بوده است؛ چه فرقی دارد این تحقیر در حوزه‌ی افشار توسط انوری و سیاف صورت بگیرد یا در حوزه‌ی بالکان توسط ارتش سرخ یا نیروهای اس‌اس. تجاوز به کرامت انسانی یک وجدان نا‌انسانی نیز می‌خواهد، وجدانی که نه قدرت درک عظمت نظام هستی را دارد و نه از انجام هیچ‌رذالتی برای خوشنودی ارباب بی‌‌شرف‌ خویش دریغ می‌ورزد.
بدیهی است که متجاوزان به عنف و شرف انسانی نوعی احساس پیروزمندی نیز داشته باشد، زیرا در کشاکش جسمی میان متجاوز و مورد تجاوز قرار گرفته، پیروز میدان کسی بوده است که از قدرت بدنی بیش‌تری نیز برخوردار بوده است. برای همین است که نعره‌های پیروزمندانه‌اش بعد از ارتکاب جرم، نوعی شماتت بر کرامت انسانی تمامی قربانیان جنایاتش شمرده می‌شود. این عربده‌های مستانه به معنای سرایش مرثیه بر مزار وجدان تمام انسانیت نیز هست. به‌راستی که انوری در افشار و نازیسم در آشویتس و مردان قبایل هوتو و توتسی همه از یک حس زنده‌اند‌، حس برتری ایدیولوژیکی، حسی که تمامی جنایت‌های آنان را به حساب عقیده می‌گذارد و عقیده‌ انجام هر جنایتی را با ثواب ابدی مبادله می‌نماید. برای همین است که مجریان اصلی جنایات انسانی در این سه حوزه با افتخار کامل تمامی قربانیان‌ جنایات‌شان را به مبارزه می‌طلبند.
به نظر می‌رسد عمل انوری و هم‌کیشانش در افشار، توجیه دیگری هم دارد که این توجیه می‌تواند عمل درندگی آنان را را در قلب این توجیه علمی تفسیر‌پذیر سازد: الیناسیون یا الینیشن، هم‌سان‌سازی با نیروی غالب‌، همراه با دوری از هویت خویش برای در امان قرار گرفتن از طعنه‌ی نیروی غالب است. روی دیگر این سکه‌، رضایت ارباب زور از مزدور جنایت‌کار اوست، زیرا تا کسی وفاداری خود را به اربابش در قالب دریدن و بریدن گوشت و استخوان رقیب ثابت نسازد، معلوم است که هیچ‌استخوان‌ مرده‌ا‌ی به عنوان تحفه به ایشان داده نخواهد شد. تاریخ افشار، تاریخ قلمرو‌ عقلانیت دینی و نژادی افغانی نیز هست، تاریخی که توانسته است بی‌عدالتی‌های پهنه‌ی هستی افغانی را تیوریزه نماید، اما اگر کسانی همانند انوری و غیره پس از تف انداختن بر سفره‌ای که از گرد و غبار آن سفره‌‌ به‌ هستی و بارگاه رسیده‌اند، این به معنای آن است که وجدان انسانی در عرصه‌ی خدمت به ارباب زور رنگ می‌بازد. برای سر‌سپرد‌گی‌های سیاسی، سیاست نسل‌کشی بهترین راه اثبات وفاداری است، تا بتواند از این راه ضمن دوری از هویت نفرین شده نزد اربابش، به ساحت مقدس وی نزدیک‌تر گردد. زمان در افغانستان همیشه متوقف بوده است، ورنه وجدان‌ تاریخ در گذر زمان شاید می‌توانست محکمه‌ای را برای وجدان‌های نداشته‌ی قاتلان مردم این دیار برپا نماید، اما باورمندم که اگر فردا محکمه‌ای هم بر‌گزار گردد، باز در محکومیت قربانیان جنایات انوری و سایر جانیان خواهد بود، زیرا در نظام طبیعت ضعیف پامال است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه