در انتظار روزهای سختی باید باشیم؟ پرسشی است که این روزها هر شهروندی به آن به صورت جدی فکر میکند. در روزهای گذشته، سربازان دلیر امنیتی و شهروندان عادی کشور علیرغم شهامت بسیار با بیرحمی بسیار قربانی وحشت و سفاکی طالبان شدند. رخداد خونبار شام دیروز در غرب کابل نقطهی اوج بیرحمی و خونریزییی است که از غزنی و پکتیا شروع شد، در قندهار بر عدد سربازانی که جان شان در راه دفاع از کشور شان گذاشتند، افزود و در مسجدی در غرب کابل جان دهها نمازگذار را گرفت. کشته و زخمی شدن صدها شهروند عادی و نظامی کشور، در روزهای اخیر ریشه در کدام مسألهی کشور دارد؟ شهروندانی که دسته دسته قربانی ترور و خونخواری گروههای تروریستی میشوند، هزینهی چهچیزی را میپردازند؟
به نظر میرسد این وضعیت نشاندهندهی افزایش بحران و تشدید ناامنی و فروپاشی اعتماد داخلی است. درست به همین دلیل، پیش از آنکه به این فکر کنیم برای چهچیزی قربانی میشویم، از اهمیت حفظ همدلی و همبستگی غفلت نورزیم. احتمال تشدید حملات اینچنینی و کشته شدن سربازان و شهروندان عادی مان خواهیم بود.
پس از آن، مهم است به این سئوال پاسخ داده شود که حملات خونین اخیر از کدام سرمنشاء میگیرد؟ مردم از حکومت چنین انتظاری دارند. اخیراً پاکستان تحت فشار شدید ایالا متحدهی امریکا اعتراف کرد که بر طالبان نفوذ داشته؛ اما از قول مقامات در آیاسآی، نفوذ آنها بر این گروه کاهش یافته است. به این معنا که کشورهای دیگری نیز اکنون بر طالبان نفوذ دارند. اکنون که پاکستان دعوای همکاری با افغانستان برای اعمال فشار بر طالبان است تا این گروه به روند صلح بپیوندد، آیا با اعمال نفوذ بر طالبان میخواهد مردم و سیاستمداران را گمراهکنند؟ با توجه به اینکه پاکستان همواره در هیئت قربانی تروریسم، ماشین ترور و کشتار را فعال نگهداشته، چنین فرضی قابل تأمل است. اما از منظری دیگر، این واقعیت که روسها اکنون بیش از هر زمانی صاحب اهداف مشترک شده و حتا اخیراً افشا شد که با انتقال تیل به طالبان کمک مالی میکنند، فرض دوم میتواند این باشد که روسها نشست عمان را سبوتاژ میکنند. نشست عمان تلاش دیپلماتیکی است که اگر به موفقیت نزدیک شود، اعتماد پاکستان و امریکا را بازسازی میکنند و ایالات متحده را در موقعیت بهتری در افغانستان قرار میدهد. احتمال اینکه متحدان ضدامریکایی منطقه در سوریه به دنبال تشدید ناامنیها باشند تا دستیابی به صلح را بیش از هر زمانی ناممکن نشان بدهند، بعید نیست.
پاسخ همهی اینها باید برای حکومت روشن باشد. مسألهی که نمیتوان آن را انکار کرد، این است که تشدید حملات اخیر، بخشی از اجندای سیاسییی است که بر مردم افغانستان اعمال میشود؛ آنهم در زمانی که کشور به لحاظ سیاست داخلی غرق در بحران و اختلافهای عمیق و دو دستهگی شدید است. کرزی دیروز در حالیکه چهار ولایت به شمول پایتخت غرق در اندوه کشتههای اخیر بود، تمام تلاشاش را به کار بست تا سخنگوی پرحرارت روسیه در برابر امریکا باشد. مسألهی اساسی برای ما نه جلب حمایت امریکا یا روسیه برای پیش بردن اختلافات داخلی بلکه تلاش برای غلبه بر وضعیتی است که اگر ادامه یابد، به فروپاشی و بربادی کامل منجر میشود.
هزینهی چهچیزی را میدهیم؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
