پس از آزادی زوج امریکایی-کانادایی به واسطهی ارتش پاکستان از چنگ شبکهی حقانی، دانالد ترامپ در تویتی آن را سراغاز مسیری برای توسعهی روابط بهتر با پاکستان عنوان کرد. هنوز بازتاب اعلام استراتژی جدید رییس جمهور امریکا در مورد کشورهای جنوب آسیا و افغانستان و ستایش از هند به پایان نرسیده که نشانههای از تغییر موج سرزنش پاکستان دیده میشود. از طرفی دیگر، بر مبنای اعلامیهی قبلی وزارت خارجهی پاکستان، در شانزدهم اکتبر چهار کشور پاکستان، افغانستان، چین و امریکا در عمان برای آغاز نشست چهارجانبه دیدار خواهند کرد. تمام این حوادث در حالی اتفاق میافتد که تنور انتقادها از پاکستان در کابل و میان مقامات دولتی و غیر دولتی هنوز گرم است. پرسش این است که افغانستان و متحدان بینالمللیاش میتواند با توجه به تحولات اخیر فشار لازم را بر پاکستان وضع و زمینه را برای نابودی گروههای مانند شبکهی حقانی فراهم سازند یا نه؟
به نظر میرسد برای یافتن پاسخی در این مورد، باید به نگرانی اصلی پاکستان در بارهی افغانستان توجه کنیم. این نگرانی بارها و به شیوههای متفاوتی از زبان مقامات پاکستانی ابراز شده است. جنرال پرویز مشرف، پس از آنکه اسلامآباد را ترک کرده بود، در مصاحبهیی با بیبیسی به صراحت از نفوذ فزایندهی هند در افغانستان و نیت شوم این کشور در بارهی پاکستان انتقاد کرد و غیر قابل تحمل دانست. اخیراً نفیس زکریا، سخنگوی وزارت خارجهی پاکستان جملهیی را تکرار کرد که پیش از آن شاهدخاقان عباسی، نخستوزیر این کشور نیز اشاره کرده بود: نقش هند در بحران افغانستان ممکن است ثبات منطقه را به خطر بیندازد.
تجربهی تاریخی پاکستان این نگرانی را تأیید میکند. پاکستان پس از جدایی از هند یکبار و به صورت جدی از هند زخم خورده است. تجربهی جدایی بنگلهدیش و گیرافتادن نزدیک به یکصدهزار سرباز اردوی پاکستان در «پاکستان شرقی» و لاجرم گفتوگوی پاکستان با هند در این مورد، زنگ هشدار را برای همیشه در پاکستان به صدا درآورد. نقش ارتش پاکستان در فشردن دایمی این زنگ بیتأثیر نیست؛ ارتشی که سایهی ترسآلود هند را بر فراز پاکستان دایماً زنده نگه میدارد تا همچنان قدرت واقعی را در اختیار داشته باشد و توجیه کند. اما خطاست اگر تمام شرارت پاکستان در افغانستان را به پای هند و ترس اسلامآباد از دهلی نو بنویسیم.
پاکستان دستکم پس از سقوط طالبان، در حالی که مردم افغانستان به سختی از زیر آوار جنگ بیرون میشدند، به بازی دوگانه و حمایتاش از طالبان و گروههای تروریستی دیگر ادامه داد. پاکستان تاکنون در باز نگهداشتن هزاران مدرسهی علوم دینی که تأمینکنندهی نیروی انسانی ماشین کشتار و ترور و بنیادگرایی است، تردیدی نکرده. رهبران طالبان و القاعده یکی از پس دیگری از این کشور یا دستگیر و یا کشته شده و بخش قابل توجه آنها هنوز در این کشور زنده به سر میبرند. یکونیم دهه شرارت پاکستان، باعث شده است خون هزاران شهروند بریزد، افغانستان در میان ویرانی و بربادی دست و پا بزند و حتا ساختارهای نوبنیاد سیاسی پس از نشست «بن» فرسوده و ناکارآمد شود.
این در حالی است که اسلامآباد گزینههای زیادی برای در میان گذاشتن نگرانیهایش در بارهی هند و جلب اعتماد افغانستان برای همکاری با این کشور داشت. اما تندترین، خشنترین و شرارتآمیز ترین راه را برای زیر فشار گذاشتن دایمی افغانستان برگزیده است.
اکنون به نظر میرسد اسلامآباد پس از سخنان انتقادآمیز و بیپردهی رییسجمهور امریکا، تلاش خواهد کرد دوباره به واشنگتن نزدیک شود. پاکستان همیشه برگبرندهیی برای نزدیکی با امریکا داشته، کما اینکه حالا آزادی گروگانهای امریکایی-کانادایی باعث خشنودی ترامپ شده است. به نظر میرسد پاکستان توأم با احتیاط در تلاش ایجاد اعتماد دوباره با امریکا خواهد بود. اما برای افغانستان وضعیت هنوز پیچیده است. چنانچه اخیراً پاکستان گفته دسترسی چندانی به طالبان ندارد، روسیه بازیگر نیرومندی است که وارد این بازی شده است. مسکو و تهران هر دو اکنون نفوذ بسیاری بر طالبان دارند و این، معمای رسیدن به میز مذاکره با طالبان را برای حکومت وحدت ملی دشوارتر کرده است.
در این میان نباید از نقش چین غفلت کرد. پاکستان به دلیل اختلاف هند و چین، سعی میکند از پررنگ شدن حضور این کشور در مناسبات افغانستان علیه هند استفاده کند. چنانکه افغانستان نیز مبتنی بر چنین محاسبهیی سعی در اعمال فشار چین بر پاکستان دارد. در حالی که نباید استراتژی جدید امریکا به زودی فراموش یا نادیده گرفته شود، حکومت وحدت ملی لازم است با چین بر سر وضعیتی به توافق برسد که هم پاکستان بتواند به آن اعتماد کند و هم دسترسی به طالبان و میز مذاکره با این گروه مقدور شود.
دشواری توافق با همسایهی نگران و شرور
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
