هادی دریابی
همیشه نیاز نیست آدم متعهد و اخلاقی باشیم. هر آدم این مملکت میتواند دهها توجیه برای کارش سر هم کند. یکی از رفقای من که همواره مقوی اعصاب استفاده میکند، رفته به ستاد انتخاباتی نامزدی که ابداً به او ایمان ندارد. وقتی ازش سوال میکنم که چرا رفتی آنجا؟ مگر آدم بسته شده بود؟ در جواب من و توجیه خودش، عکسهای یادگاری نامزد مذکور را که در گذشتهها با شخصیتهای ملی و بینالمللی در اماکن تاریخی یا مقدس دنیا گرفته، یا هم با شاهان خدمتکار گذشته نسبت داشته، به رخم میکشد. روایت میکند که کاندیدای من وقتی حس کمپاین میکندش فعال میشود، چنان با دبدبه و شأن و شوکت به نماز مینشیند که حس تحسین هر آدم بیدین و لامذهب را بر میانگیزد، چه رسد به ما که مسلمانیم و اهل دل! در ادامهی این روایت، بیان کرد که نامزد مورد علاقهی من، رفع حاجت را در یک دستشویی، طهارت را در دستشویی دیگر به سرمنزل مقصود میرساند و از سر شوق و خضوع، واجب را در یک مسجد و سنت را در مسجد دیگر بهجای میآورد. بعد برای اینکه در کثرت ابهامهای سیاسی کشور شریک شده باشد، رو به کامره و پشت به خدا در حق بندهگان خدا دعای خیر میکند… چه دلایلی بهتر از اینها در جهت حمایت از کردهی خویش بیاورم که شما را پسند آید و مزاحم خاطرم نشوید؟
اینکه توجیه او درست است یا غلط، بماند سر جایش! نه سر جایش هم نماند، خوب است… همه با عالمی از نیازمندیها، در صدد رفع نیازمندیهای خویش هستیم. اولین چیزی که ما را در رفع نیازمندیهایمان کمک میکند، همانا پول است، خواه دالر باشد یا افغانی! اگر پیوستن به یک تکت انتخاباتی منجر به دریافت پول شود، زیاد هم مهم نیست که به کدام تیم بپیوندی و به کدام تیم رای بدهی. مهم این است که رای سری است و هیچالزامی وجود ندارد که شما درون یک تیم باشید و به همان تیم رای هم بیاندازید. کاری که در انتخاباتهای گذشته شد و در انتخابات پیشرو هم خواهد شد. انگیزهی فردی و توقع کسب منفعت شخصی، بهسادگی میتواند پیوستنها و نپیوستنها را توجیه کند. من اگر یک راه مفید نبودن پیوستنها و نپیوستنها را پیدا کنم، طرف مقابل ده راه برای توجیه خویش پیدا خواهد کرد. شما به حرفهایی که آقای سپنتا گفته توجه کنید، خود متوجه منظور این حقیر سراپا تقصیر میشوید. آقای سپنتا که از گذر زمان ریش و مویش سفید شده، طی یک ادعای حمایتی از کرزی، پاکستان را به دست داشتن در صلح و جنگ ما متهم کرده و از ایالات متحدهی امریکا خواستار وضاحت عمل در زمینه شده است. به باور آن سپنتای سپید، صلح و جنگ ما مربوط به پاکستان است، اما آنکه مقصر اصلی است، امریکاست. فقط که افغانستان و پاکستان هر دو برادر و فرزند امریکا باشند که وظیفهی امریکا باشد تا برادر متخاصم را نصیحت یا تنبیه کند. میبینید که راههای توجیه زیادند. کرزی و سپنتا برای توجیه امضا نکردن پیمان امنیتی، پاکستان بدبخت را بهانه گرفتهاند، همانطوری که کرزی وضعیت و موقعیتاش را با عبدالرحمان مقایسه کرده بود. حرفهای سپنتا چند معنا دارند، اول اینکه وی قبول دارد که امریکا حرف آخر را میزند که در این صورت نمیتوان بالای امریکا فشار وارد کرد، امریکایی که یکتنه بادار جهان تشریف دارد. دوم اینکه اردو، پولیس و امنیت ملی در حفظ امنیت افغانستان، بهخصوص در قبال شرارتهای افغانستان عاجز است، که این عجز نیز ضرورت امضای پیمان امنیتی با امریکا را واضح میکند، چون در غیر آن، پاکستان هر وقت که دلش خواست، با ارسال موشک در شرق کشور، هموطنان ما را به خون کشیده و ما را به خاک سیاه مینشاند. سوم اینکه انگار سازمان ملل اعتبار ندارد و باید شکایت به پیش امریکا برده شود و از طرف دیگر، یا پاکستان زبان آدمی را نمیفهمد یا طرف افغانستانی قادر به ارائهی شکایت به شیوهی آدمی نیست. بعد توجیه را نیز فراموش نکنید!
اگر هنوز مشکوکید، به گزارش سیگار نیز سری بزنید، مفید واقع خواهد شد. سیگار ادعا کرده است، جماعتی که بعد از شهدا شمع روشن میکنند، اکثراً هیچاعتقادی به ارزش مدنی این کار ندارند. این عدم اعتقاد از زندگی شخصی آنها پیداست. آنها نه برای مدنیت، بلکه برای ماندن در قطار مدنیان و دموکراسیپوفان این کار را میکنند. این کار از گرفتن عکسهای یادگاری آنها معلوم است که برای فیسبوق و لایک اخذ میشوند. اما شماری از فعالان مدنی این کار سیگار را یک حملهی گوسفندانه خوانده و از وزارتهای متهم به کمکاری و بروکراسی و فساد اداری، تقاضا دارند که علیه سیگار بیانیهی صادر کنند که روح تحقیق و گزارش آنها را عملاً سیاه به اثبات برسانند. اما این وزارتها که از وزارت گوسفندان و بز و غیره حیوانات اهلی، آبهایی که همچنان هدر میروند و کچالو و شلغم و گندم گرفته تا ریاست برشنا، سیگار را به عدم آزادی در عملکردش متهم کرده و از بارگاه رییس خواهان توفیق آنها در آزادی شدهاند.
خبرنگار ناراضی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
