رکس تیلرسون، وزیر خارجهی امریکا در فیلیپین به خبرنگاران گفته که ترمپ دربارهی افغانستان از کارگذاران امنیتیاش سوالهای سختی میپرسد. بهرغم آنکه وزیرخارجهی امریکا توضیحی در مورد محتوای این سوالهای سخت نداده، اما واقعیت این است که 16 سال پس از سرنگونی طالبان و یکدهه نظم سیاسی دموکراتیک و حضور بیش از صدهزار نیروی خارجی در افغانستان، با توجه به اینکه هنوز طالبان و دهها گروه تروریستی دیگر در 31 ولایت کشور قادر به نبرد و گسترش ناامنی هستند، عجیب به نظر میرسد و سبب میشود که سوالهای سختی در این مورد بهمیان بیاید.
در جریان این سالها، افغانستان دستاوردهای ارزشمندی داشته است که ضرورت حفظ و تقویت آن بیش از هرزمانی برای برخورداری از یک نظم و کشور دموکراتیک لازم است. دهها هزار تن وارد دانشگاهها شده و دهها رسانه فعالیت میکنند. جامعهی مدنی نوپای کشور بر اثرگذاریاش در جامعه و مناسبات اجتماعی افزوده است و با وصف چالشهای بسیار، تاکنون سه انتخابات ریاستجمهوری، دو انتخابات پارلمانی و سه انتخابات شورای ولایتی برگزار شده است. صدها دانشگاه، مؤسسهی متوسط صنعتی و هزاران مکتب ساخته شده است. اما در چند سال گذشته، درست از زمانی که طرح مصالحه با طالبان مطرح شد، تمرکز ایالات متحده به عراق و جنجال بر سر کسب قدرت میان گروههایی که پس از نشست بن در 2001 شکل گرفته بودند، عقبگرد تدریجی آغاز شد. گرانیگاه این عقبگرد، افزایش فساد اداری و اقتصادی بود؛ فسادی که قانون را به حاشیه راند، رانتخواری را بدل به یک عرف متعارف در میان سیاستمداران افغان کرد و بدتر از آن، اعتماد مردم را از دولت کاهش داد و دستگاه دولت را بهعنوان نهاد رسمی عرضهی خدمات و تحکیم امنیت و تأمین منافع ملی، فلج ساخت.
نتیجهی این عقبگرد که از هشت سال پیش شروع شده بود، در زمان حکومت وحدت ملی و در یک سال اخیر به مرز انفجار رسید. به نظر میرسد پس از گذشت یکونیم دهه از سقوط طالبان، تمهیدی که برای ساخت یک نظام سیاسی مؤثر در «بن» سنجیده شد و در غیبت نظارت دقیق و درست و عدم درک کافی از مناسبات اجتماعی و سیاسی افغانستان به بنبست رسید، نیازمند تجدیدنظر، بازسنجی و تغییر است.
نقطهی عزیمت منازعه در افغانستان به فقدان ساختارهای دموکراتیکی بر میگردد که باعث آشوب و جنگهای خونین داخلی شده بود. تهداب این ساختارها در ابتدای تأسیس دولت پس از طالبان گذاشته شد. کمیسیون مستقل انتخابات و ادارهی احصائیه و ریاست ثبت احوال نفوس بهوجود آمد. اما این نهادها به اندازهی کافی تقویت و حمایت نشد. به همین دلیل، تاکنون رقم دقیق نفوس کشور مبتنی بر حدسوگمان است و کلیه آمار جمعیتشناسی کشور نیز از این قاعده پیروی میکند. تذکرهی الکترونیک که میتوانست مجموع این حدسوگمانها را به حاشیه براند و منازعه بر سر اکثریت و اقلیت را به پایان برد، تاهنوز توزیع نشده است. کمیسیون انتخابات در انتخابات ریاستجمهوری 2009 و انتخابات پارلمانی دوم و سرانجام در انتخابات ریاستجمهوری 2014، اعتبار انتخابات و آرای مردم را بهشدت آسیب زد، تا آنجا که رییسجمهور پیش از آنکه از متن آرای مردم مشخص شود، از قبل تشخیص شده بود.
پس از آن مسألهی فساد در افغانستان در سطوح و لایههای متفاوت، بخشی از مشکل کنونی افغانستان است. فساد حتا جامعهی مدنی افغانستان را فلج کرده و این جامعه از پویایی لازم بازمانده است. این دو مشکل عمده، به رانتخواری، ضعف حکومت، ضعف نهادهای امنیتی و چالشهای سیاسی کمک کرده و زمینه را برای بازگشت طالبان و تشدید ناامنی هموار کرده است. ترمپ میتواند سوالهای سختی بپرسد، با اینحال، نباید از این نکته حکومت وی غافل بماند که واقعیتهای موجود در مناسبات سیاسی و اجتماعی افغانستان تاکنون قربانی لابی غلطانداز و نگاه یکسویهی مقامات امریکایی به موضوع افغانستان بوده است.
ترمپ در دوراهی افغانستان
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
