حملهی منسوب به داعش به سفارت عراق در کابل گرچه برای چند ساعت به رعب و وحشت در شهر دامن زد، اما بهخوبی پایان یافت. بهرغم آنکه وزارت خارجهی عراق گفته که دو تن از محافظان سفارت در این حمله جان باختهاند، اما مقامات پولیس گفتهاند که در این حمله صرفاً یک مأمور آنها بهصورت سطحی زخم برداشته است. حملهیی که میتوانست به یک رسوایی سیاسی تبدیل شود، بهدرستی و با حضور نیروهای ویژهی مبارزه با تروریسم کنترول شد و چهار مهاجم نیز کشته شدند. از اینرو، واکنش نیروهای امنیتی ستودنی و امیدوارکننده است.
اما آنچه به نگرانیها از وضعیت امنیتی کابل دامن میزند، نحوهی واکنش نیروهای امنیتی در برابر مهاجمان انتحاری نیست. نیروهای امنیتی همواره و در نبردهای رویارو با طالبان و دیگر گروههای تروریستی توانستهاند موفق شوند. مسألهی اصلی به نظر میرسد، از این پرسش ناشی میشود: چهگونه تروریستها توانایی انجام چنین حملاتی را در کابل پیدا میکنند؟ پاسخ دادن به این پرسش، بهدلیل پیچیدگی و چندلایه بودن عملیاتهای تروریستی، میتواند خلاهای امنیتی در شهر کابل را برجسته و دیدپذیر سازد.
منابع امنیتی به رسانهها گفتهاند که حملهکنندگان به سفارت عراق، چهار نفر بودهاند. آنها بیش از چهار ساعت به مقاومت پرداختند؛ مجهز به مواد انفجاری و مقادیر کافی مهمات نظامی بودند. این نکات دو مسأله را در برابر نیروهای امنیتی، بهخصوص نهادهای امنیتی که در کار تأمین امنیت پایتختاند، قرار میدهد.
یکم؛ چهگونه چهار فرد مسلح با تجهیزات نظامی کافی توانستهاند وارد کابل شوند و حتا به هدف اصلی خود دست یابند؟ رسیدن موفقانهی این مهاجمان به مقر سفارت عراق در کابل نشان میدهد که نهادهای کشفی و اطلاعاتی ضعیفاند و ناتوان از ردیابی عوامل گروههای تروریستی. البته تا زمانی که مقامهای امنیتی در این زمینه به مردم توضیح ندهند، مقصرشناختن آنها شتابزده خواهد بود. به این دلیل که در تأمین امنیت شهر کابل، نیروهای پولیس و امنیت ملی همزمان دخیلاند. از این جهت، این احتمال وجود دارد که گزارشهای اطلاعاتی مبنی بر نفوذ مهاجمان وابسته به داعش وجود داشته، اما پولیس در مراقبت از دروازههای ورودی کابل و سطح شهر، غفلت کرده باشد. به هرحال، بهدلیل اینکه در سه ماه گذشته بارها حملات خونباری در کابل بهوقوع پیوسته، این انتظار وجود دارد که خلاهای اطلاعاتی و کشفی شناسایی و برطرف شوند. در کنار آن، لازم است که در شیوهی کار پولیس بهدرستی نظارت شود تا میزان مراقبت از امنیت شهر افزایش یابد.
دوم؛ حمله به کارمندان وزارت معادن و پطرولیم و حمله به سفارت عراق هر دو نشان میدهد که دسترسی و میزان نفوذ طالبان و گروههایی مانند داعش به کابل آنقدر هست که بتوانند طبق میلشان امنیت پایتخت را به چالش بکشند. این میزان از توانایی بهصورت قطع به این معناست که این گروهها شبکههایی را برای انتقال و حمایت افرادشان در ولایت کابل ایجاد کردهاند. پیش از این نیز، امنیت ملی دستکم یک مکتب را بهدلیل اینکه در آنجا اسلحه نگهداری میشد، بست. اما به نظر میرسد شبکهها و مخفیگاههای گروههای تروریستی بیشتر از آن است که گمان میکنیم.
نهادهای امنیتی لازم است برای تأمین امنیت پایتخت، با مسئولیتپذیری و تعهد بیشتری تلاش ورزند تا این شبکهها کشف و نابود شود. در غیر آنصورت، پیامدهای آن بر دوش حکومت سنگینی میکند. برای مثال، میتوان به حملهی دیروز به سفارت عراق اشاره کرد. این حمله که گفته میشود کار داعش است، بهمعنای انتقامکشی این گروه از عراق در افغانستان است؛ نشانهی روشنی از اینکه افغانستان میتواند میدان نبرد داعش با کشوری مانند عراق نیز باشد. در حالیکه رییسجمهور غنی بارها تأکید کرده که افغانستان میدان رقابت و کشمکش هیچگروه/کشوری نیست، گروهی به وسعت و توانایی داعش این سخن رییسجمهور را در عمل به چالش کشیده است. باید به پیامدهای سیاسی اینگونه حملات توجه شود. تأمین امنیت پایتخت فارغ از اینکه از کشتار شهروندان جلوگیری میکند و یکی از مسئولیتهای اولی حکومت است، بهمعنای تصدیق عملی ادعای رییسجمهور نیز است.
مانور نظامی تروریستها در پایتخت
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
