دیروز نتیجه آزمون سراسری کانکور سال 1395 اعلام شد. خبری که برای بسیاری از دانشآموزان و متقاضیان تحصیلات عالی خوشحالکننده بود. موجی بزرگی از شادمانی فضای عمومی و شبکههای اجتماعی را در بر گرفته بود؛ نشانهیی از جذابیت دانش و آگاهی در جامعه.
اما دستاورد افغانستان در بخش عرضهی خدمات آموزشی مانند سایر بخشها با چالشها و تلخیهای بسیاری همراه است. سرپرست وزارت تحصیلات عالی دیروز گفت که از مجموع اشتراککنندگان در آزمون سراسری کانکور، 60هزار تن از آنها وارد دانشگاههای دولتی خواهند شد. 31هزار تن نیز به مراکز آموزشی نیمهعالی راه می یابند و متباقی باید بخت شان را در مسیری دیگری یا در سالهای بعدی بیازمایند. مجموع کسانی که برای آزمون کانکور ثبت نام کرده بودند، 178هزار نفر بود. رقم شرکتکنندگان در این امتحان 169هزار نفر است. 9.5درصد از کل متقاضیان تحصیلات عالی حتا نتوانستهاند در امتحان سراسری کانکور شرکت ورزند.
تاهنوز عوامل عدم شرکت کمتر از ده درصد از کل متقاضیان کانکور، مشخص نشده است. به دلیل نبود رقم شرکتکنندگان هر ولایت نمیتوان به روشنی عوامل آن را ردیابی کرد. تردیدی نیست که تصمیم شخصی در مورد اشتراک یا عدم اشتراک در آزمون سراسری کانکور یکی از دلایل آن است؛ اما در کنار این، میتواند عواملی مانند سختی راهها، دورافتادگی محلات دانشآموزان و متقاضیان کانکور از محل برگزاری امتحان و ناامنی بر رقم نهایی اشتراککنندگان آزمون سراسری کانکور اثر منفی گذاشته باشد. مثلاً شمار شرکتکنندگان آزمون کانکور از ارزگان پایین است؛ جایی که ناامنی در بالاترین سطح آن وجود دارد و عملاً فرصتهای آموزشی از کودکان و نوجوانان گرفته میشود. وزارت تحصیلات عالی باید نتیجهی بررسیهایش را در این زمینه همگانی سازد تا زمینهی ارزیابی اینکه چه عواملی در کاهش رقم شرکتکنندگان کانکور مؤثر بوده، فراهم آید.
از مجموع شرکتکنندگان در این امتحان، تنها نزدیک به 35درصد از متقاضیان، توانستهاند به دانشگاههای دولتی راه یابند. به این معنا که از هر 100 متقاضی کانکور، صرفاً 35 تن از آنها از فرصتهای آموزشی رایگان در مقطع لیسانس برخوردار شدهاند. بیش از 18 درصد آنها نیز میتوانند از فرصتهای آموزشی رایگان نیمه عالی استفاده کنند. از 78هزار متقاضی دیگر، 55هزار تن از آنها واجد شرایط تحصیل در دانشگاههای خصوصی شناخته شدهاند.
بر اساس آمار یونیسیف، شمار کودکان فقیر به 31 درصد رسیده است. فقر به عنوان یک تهدید جدی، دامن بخش بزرگی از مردم را گرفته است و بیش از نیمی از شهروندان عملاً فقیر به حساب میآیند. از جهتی دیگر، فرصتهای تحصیلی به عنوان یگانه امکان تغییر اجتماعی، افزایش ظرفیتهای بشری و نهایتاً تحریککنندهی موتور توسعه به شمار میرود. در فقدان سواد و دانش کافی، تخصصمحوری با چالش منابع انسانی روبهرو میشود و بنیادگرایی، فقر و بیکاری و بزهکاری اجتماعی افزایش مییابد. از این منظر، تسهیل فرصتهای تحصیلی رایگان و هموار ساختن زمینه برای رشد ظرفیتها و منابع انسانی جامعه، به عنوان عامل مهمی در خدمت توسعه تلقی میشود. باتوجه به این مسأله، هنگامی که صرفاً 35درصد از مجموع متقاضیان کانکور فرصت راهیافتن به تحصیلات عالی دولتی را دارند، معنایش این است که هنوز منابع و فرصتهای آموزشی با توجه به سطح نیاز و انتظاری که وجود دارد، اندک است.
مسألهی دیگر، طرح راه یافتن 55هزار متقاضی کانکور به دانشگاههای خصوصی است. به نظر میرسد دخالت در گزینش داوطلبان تحصیلات عالی خصوصی از سوی وزارت تحصیلات عالی، قابل توجیه نیست. برای مثال، در فهرستی که وزارت تحصیلات عالی ارائه داده، کسانی که نمرات پایینی بردهاند، واجد شرایط تحصیل در دانشگاههای خصوصی شمرده شدهاند؛ کسانی با 180 نمره از مجموع 360 نمره. این در حالی است که دانشگاههای خصوصی به عنوان یک بخش مستقل، فرصتها و ظرفیتهای متفاوتی در مقایسه با دانشگاههای دولتی دارد و عملاً برخی از این دانشگاهها به مراتب آموزش با کیفیتتری در مقایسه با دانشگاههای دولتی به مشتریان خود عرضه میکنند. به کار بستن چنین طرحی، پیش از آنکه تمهیدی برای توسعهی ظرفیتهای آموزشی برای متقاضیان تحصیلات عالی باشد، ترفندی برای سرپوش گذاشتن بر کاستیهای نهادهای دولتییی است که در کار عرضهی دانش به شهرونداناند.
مسألهی نگرانکننده اما تناسب شمار دانشآموزان با متقاضیان کانکور عمومی است. گفته میشود بیش از ده میلیون دانشآموز در سراسر کشور به مکتب میروند. دو سال پیش بازرس ویژهی ایالات متحده پرده از «مکتب ارواح» برداشت و گفته شد که مکاتب افغانستان بیش از یکونیم میلیون دانشآموز غیرحاضر دارد. این وضعیت فاجعهآمیز در دو سال اخیر بدتر شده است. صدها مکتب بسته شده و خانوادهها تحت فشار شدید اقتصادی فرزندان شان را به سمت کار راهنمایی کردهاند. اگر حتا 8میلیون دانشآموز ثابت در افغانستان وجود داشته باشد، خروجی آن دستکم باید تا سقف 800هزار متقاضی کانکور برسد. در حالی که این رقم کمتر از 200هزار نفر است.
این امیدوارکننده است که 56545 تن از اشتراککنندگان آزمون کانکور دختر بودهاند. خوشحالکنندهتر از آن این است که 364 متقاضی دختر به دانشگاه طبی کابل راه یافتهاند. اما نگاهی به نتیجهی این آزمون در میان دختران ناامیدکننده است. برای مثال، بسیاری از دخترانی که در دانشگاه طبی کابل راه یافتهاند، از کابل و بخشی از آنها از هرات و مزار شریفاند. مناطقی که فرصتهای آموزشی بهتری برای دختران دارد.
مجموع این موارد، از مهمترین چالشها در راستای توسعهی ظرفیتهای انسانی و اجتماعی جامعه است. از کل کمکهای که در کشور سرازیر شده، یکدرصد آن برای آموزش مصرف شده است؛ آنهم آمیخته با انبوهی از فساد و اختلاس؛ در حالی که یگانه راه تأمین ثبات و انکشاف زیرساختهای توسعهیی، افزایش دانش و آگاهی و بیشتر شدن نسل متخصص و مفید برای نیازهای امروز افغانستان است.
خوشحالی تلخِ کانکور
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
