پاسخ خونین

اطلاعات روز

هنوز ساعاتی از انتشار پیام ویدیویی رییس‌جمهور که در بخشی از آن از شبکه‌های تروریستی خواسته بود، در این ماه دست از جنگ بردارند، نگذشته بود که انفجار خون‌باری در خوست جان 18 تن را گرفت. اولین روز ماه رمضان، همزمان شد با کشتار شهروندان خوست و پاسخی شرورانه به دعوت صلح‌خواهانه‌ی رییس‌جمهور غنی. پاسخی که بارها بی‌هیچ تردید و تزلزلی تکرار شده است، اما هنوز به نظر می‌رسد چندان جدی گرفته نمی‌شود. دعوت به صلح از سوی حکومت و نفی و انکار آن و توسل به خشونت بیشتر از جانب طالبان و گروه‌های تروریستی دیگر، عامل اصلی استمرار بی‌ثباتی است. این تفاوت از کجا می‌آید؟
به نظر نمی‌رسد مقام‌های دولتی در یک‌ونیم دهه‌ی گذشته از این مسأله غافل مانده باشند که صلح و جنگ بر سر منافع سیاسی، چندان با عیارهای اخلاقی قابل سنجش نیست. اگر غیر از این باشد، باید به فهم سیاسی کسانی که سال‌هاست افغانستان ورشکسته را رهبری می‌کنند تا به وادی ثبات و امنیت برسانند، شک کنیم. جنگ از نظرگاه طالبان، یگانه استراتژی‌یی است که آن‌ها را به منافع‌شان نزدیک‌تر و حیات این گروه را تضمین می‌کند. آن‌ها می‌جنگند تا از یک‌سو به‌عنوان یک تهدید نظامی-سیاسی جدی گرفته شوند، از سوی دیگر فرصت تاراج منافع اقتصادی را داشته باشند و از جهتی دیگر قلمروی برای حاکمیت خود تعریف کنند. طالبان اگر نجنگند، وجود نخواهند داشت. چه این‌که آن‌ها با توجه به نوع ایدیولوژی و عقاید و رفتار سیاسی‌شان در هیچ نظام سیاسی معطوف به دموکراسی و آزادی، قابل جمع نیستند.
دعوت از چنین گروهی برای ترک جنگ و پیوستن به صلح، دست‌کم حامل دو معنا می‌تواند باشد. 1) حکومت معتقد به تأمین دموکراسی و نظم مردم‌سالار است، اما به‌دلیل تعلق عاطفی یا برنامه‌ی سیاسی انفرادی (که کلیت نظام را در بر نمی‌گیرد) مدام از طالبان می‌خواهد که تن به مصالحه بدهند. از نظر طالبان، این کار کوششی برای فریفتن آن‌هاست، کما این‌که شهروندان نیز در حالت‌های خوش‌بینانه چنین برداشتی خواهند داشت. 2) در برخورد بدبینانه با این مسأله، باید به تلقی سیاست‌مداران از نوعیت نظام سیاسی کشور شک کرد. به این معنا که درخواست مصالحه با طالبان و برخورد مداراجویانه با این گروه و حتا خودداری از تروریست خواندن آن‌ها، همه نشان می‌دهد که رأس قدرت سیاسی در کشور همواره به نوعیت نظام سیاسی چندان اعتنایی ندارد.
به این ترتیب، رویکرد و نوعیت مواجهه‌ی دولت با طالبان همواره مبهم و گیج‌کننده بوده است. واپس‌نشینی دولت و پیش‌روی طالبان و نفوذ فزاینده‌ی این گروه، در حالی‌که می‌تواند دلایل بسیاری داشته باشد، بی‌ربط به ابهام موجود در سپهر سیاسی دولت در نوعیت رویارویی با طالبان نیست.
این در حالی است که برای طالبان صورت منازعه بسیار روشن است. آن‌ها با دو رویکرد می‌جنگند. همزمان به‌عنوان پاسداران یک ایدیولوژی مطرود و شکست‌خورده، در تلاش احیای نظم امارت اسلامی‌اند و از جهتی دیگر به‌عنوان «مزدوران جنگی» بازار اقتصاد جنگ را در دست دارند. آن‌ها به‌عنوان جنگ‌جویان یک ایدیولوژی در دو راهی شکست و یا جنگیدن برای موفقیت قرار دارند و راه سومی وجود ندارد. همزمان با آن، این گروه از راه جنگ ارتزاق می‌کند و جنگیدن یک کار اقتصادی نیز هست.
حکومت اما هنوز به درک و تصمیم روشنی از وضعیت نرسیده است. در میانه‌ی جنگ و سودای صلح، مسیر شکست و عقب‌نشینی‌اش را تا این‌جای کار هموار کرده است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه