وضعیت اضطرار؟

اطلاعات روز

[su_label]ستار ثابت [/su_label]

هشتم ثور، سالروز پیروزی مجاهدین، امسال به‌گونه‌ی متفاوت‌تر از سال‌های قبل تجلیل شد. برجسته‌ترین وجه این تفاوت، آمدن گلبدین حکمتیار به صحنه بود و واکنش‌های رنگارنگی که در برابر این رویداد بروز کرد. این برگشت یا حکومت‌پذیر شدن حکمتیار، یک معنای نمادین هم دارد: مصادف شدن آن با ایام فروپاشی یک حکومت و برپایی حکومتی دیگر در بیست‌وپنج سال قبل.
ریاست‌جمهوری یک‌روز بعد از آن‌که شماری از سران مجاهدین با محوریت شورای حراست و ثبات از هشتم ثور تجلیل به‌عمل آوردند، روز گذشته در ارگ ریاست‌جمهوری برنامه‌یی روی دست گرفت و از آن‌چه که امروزه به‌نام «جهاد» یاد می‌شود، نکوداشت کرد. مسایل و موضوعاتی که در روز هشتم ثور از سوی مجاهدین مطرح شد، همه به‌نحوی رگه‌های بارزی از نارضایتی و اختلاف مجاهدین در برابر حکومت را در خود بازتاب می‌داد. بر همین نهج، کسانی که فردای آن روز در ارگ به‌مناسبت هشتم ثور حرف زدند نیز از چیزهایی گفتند که می‌توانست در برابر سخنان مجاهدین، تصویری از رویارویی و مخالفت میان سران حکومت و سران مجاهدین بیرون از دایره‌ی حکومت‌داری را شکل ببخشد. درست در همین بحبوحه اما، اتفاقی افتاد که وضعیت را اندکی دیدنی‌تر از حد معمول ساخت: آفتابی شدن حکمتیار، شخصی که سال‌های طولانی علم مخالفت علیه نظام را بر دوش کشیده بود، به‌عنوان کسی که نظام کنونی را پذیرفته و می‌خواهد پس از این در سایه‌ی آن فعالیت‌های سیاسی قانون‌مند داشته باشد.
ممکن است برای حکومت وحدت ملی و شمار زیادی از کسانی که دوام مخالفت‌های جنگجویانه و مسلحانه را دیگر به نفع خود نمی‌بینند، بازگشت آقای حکمتیار اتفاق سعید و میمونی به‌حساب آید، اما به‌نظر می‌رسد که شهروندان دید آن‌قدرها خوش‌بینانه‌یی هم نسبت به این رویداد نداشته باشند، یا دست‌کم بخش زیادی از شهروندان هستند که این رویداد را به‌معنای بر باد رفتن آرزوهای دیرینه‌شان درک می‌کنند؛ آرزوهایی که با روی کار آمدن حکومتی نسبتاً دموکراتیک و قانونی در شانزده سال قبل، پس از تباهی‌ها و ویرانی‌های تکان‌دهنده و مخوفی در دل‌شان جوانه زده بود که آقای حکمتیار و نظایر حکمتیار بر زندگی آن‌ها تحمیل کرده بودند. این شهروندان همیشه به یاد خواهند داشت که یکی از معناهای دموکراسی، نفی خودسری‌ها و جنگ‌هایی است که نخستین برآیند آن، از میان رفتن عدالت و برپایی قانون جنگل است. بنابراین، حرمت‌گزاری به عدالت به‌عنوان یکی از پایه‌های قوام‌بخش دموکراسی، مستلزم مداوای رنج و درد کسانی نیز هست که تا آن روز، سلطه‌ی وحشت و جنگ و نبود عدالت آن‌ها را تبدیل به قربانیانی بی‌نام‌ونشان کرده بود. ظلمت الزاماً با از میان برداشتن ظالمان محو نمی‌شود، اما آن‌جا که افراد و اشخاص در موقعیت تجسم عینی ظلمت قرار می‌گیرند، یگانه گزینه‌ی عبور از آن وضعیت، عبور از افراد ظالم یا ظلمت مجسم‌شده است. در افغانستان معادله و نسبت ظلمت و ظالم خیلی روشن است، اما حکمی که این نسبت را برای همگان باورپذیر سازد، اکنون بیش از هر زمان دیگری غایب است. عریان‌ترین نمونه‌ی آن، همین بازگشت «شکوهمندانه و فاتحانه»ی آقای حکمتیار به عرصه‌ی سلطه و استیلا است. در واقع، معنای «فاتحانه» در بازگشت آقای حکمتیار، فتح و فراز آمدن بر رنج‌ها و زخم‌های قربیانی نیز هست که شمار آن‌ها اصلاً اندک نیست.
این‌ها از موضوعاتی هستند که بازگشت گلبدین حکمتیار، آن‌ها را ناگزیر با خودش می‌آورد. بحث بر سر امکان‌های عملی شدن این موضوعات نیست، برای این‌که اکنون وضعیت حاکم بر کشور، از مختصات کاملاً متفاوت و نامناسب برای اجرایی‌شدن آن‌ها شکل گرفته است. از این‌رو، تنها ارزشی که به این مسایل مرتبط می‌گردد، همان یادآوری کردن و به خاطر سپردن آن‌هاست. همین‌که تجربه‌های تار گذشته با بازیابی آن‌ها در اذهان، فراموش نمی‌شوند و شهروندان دست‌کم در دنیای درونی‌شان هر لحظه با آن تجربه‌ها از نو تعیین نسبت می‌کنند، در واقع بخشی از آرمان عدالت‌خواهی قربانیان و ستم‌دیدگان تحقق یافته است. تجدید و تمدید حس نفرت در برابر ظلمت، خود تلاشی است که در راه دست‌یافتن به عدالت صورت می‌گیرد.
با این‌حال، رویداد مذکور را می‌توان از زاویه‌های دیگری نیز مورد مداقه قرار داد: حکومت وحدت ملی به کدام سمت می‌رود؟ آیا تلاش برای انکار گذشته‌های سیاه و تلخ را اگر تنها معنای این رویداد ندانیم و چشم به‌سوی آینده بدوزیم، موقعیت ما در آن آینده در کجاست؟ چقدر می‌توان به آینده‌یی که نشانه‌های وقوع آن به‌صورت گنگ از همین حالا ظاهر گردیده، خوش‌بین بود؟ باری، فرض می‌کنیم که سهم‌گیری حزب اسلامی حکمتیار در قدرت سیاسی، از آن مایه ارزش و اهمیتی برخوردار است که بتوان هزینه‌هایی را که تاکنون برای آن پرداخت شده، نادیده گرفت، در این‌صورت آیا می‌توان این سهم‌گیری را یک رویداد نیک و فرخنده دانست؟ فراموش نکنید که یکی از پیش‌شرط‌های بازگشت حزب اسلامی به‌رهبری گلبدین حکمتیار به صحنه‌ی سیاست رسمی در سال‌های گذشته، خروج بدون قیدوشرط نیروهای خارجی از افغانستان بوده؛ اکنون این بازگشت صورت گرفته، بدون آن‌که پیش‌شرط آن عملی شده باشد: معنای این عدول از پیش‌شرط چیست و منتظر چه اتفاقاتی باید باشیم؟ به نظر می‌رسد تحولی که افغانستان به‌سوی آن روان است، گستره و وسعتی بیشتر از آن دارد که بتوان آن را در قهر و آشتی حکومت با حکمتیار خلاصه کرد. این ادعا زمانی موجه‌تر می‌نماید که رجوع دوباره و شدت‌یابنده‌ی امریکا به افغانستان را در کنار آن قرار بدهیم. در چنین حالتی، تعریف وضعیت جاری به‌مثابه‌ی یک وضعیت اضطرار تا کجا می‌تواند تعریفی درست باشد؟ معنا و منشاء این اضطرار چیست؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه