هادی دریابی
شما معنای ذوقزده را نمیفهمید. من میفهمم! ذوقزده، یعنی اینکه وقتی در امتحان آخر سمستر، در یک مضمون چانس میخوری، از سر ذوق، مضمون بعدی را نیز چانس بخوری. ذوقزده یعنی اینکه نمایندهی «وزارت تحصیلات خالی» باشی و در ولایت غزنی، برگههای سوال و فورم جوابات را ساعت 4 بعدازظهر تحویل دانشآموزان بدهی، 40 دقیقه بعد از ساعت چهار هم که شب میشود و شما با صلابت و صلاحیتی که دارید، سوال و جواب را یکجا جمع کنید (جا دارد که از همکاری هوای سرد در این زمینه تشکر ویژه نمایم!) آها! تازه یکی از وکیلان در صفحهی فیسبوقش نوشته که داستان امتحان غزنی را بعداً مینویسد. میبینید که ذوقها کاملاً متفاوت است. شاید ذوق والی غزنی در این زمینه این بود که به برادران ناراضی کرزی اجازه میداد که از صحنهی امتحان کانکور، عملاً نظارت کرده و هر آن کسی که احتمال کامیابیاش بیشتر از ناکامیاش میبود، مستقیماً در امتحان زندگی ناکامش میکرد. (مثل خیلی از استادان که قوارهی بعضیها خوششان نمیآید!) ذوق مؤسسهداران تحصیلات عالی در کانکور غزنی، مدام بر روی ورق جوابات دانشآموزان نقش میبست و خدا را شکر که زندگی به آخر نمیرسد. الحق که نمیتوان همه را وادار به یک ذوق کرد و خوشبختانه دموکراسی این حق را به ما میدهد که ذوق متفاوت داشته باشیم.
یکی از آدمهای برجسته و صاحب فکر و ذوق این کشور، که از همین حالا خواب ریاست جمهوری را میبیند، تعبیر یکی از خوابهایش را اینگونه به سمع تلویزیونات کشور میرساند تا ما از سر بیکاری رنج نبریم: «آهای رقبا! آهای کاندیدا! آهای آدمهایی که برای احراز مقام و منزل من کمر کمپاین بستید و آستین مصرف بالا زدید! آهای شماهایی که نه جنرال دانش دارید و نه سرور دوستم! آهای شمایی که نامتان حتا در لیست هزار نفری نیمهدانشمندان برجستهی دنیا قرار نگرفته و در افغانستان دارید دم از برنامه و پلان و راهکار و حل معضل میزنید، آیا حاضرید با بنده در 34 ولایت چنگ به چنگ شوید؟! اگر مرد چنگ به چنگ نیستید، هیچمشکلی نیست! نو پرابلم! کافیست قوهی بزکشیتان فعال باشد و تمام اجراآت لازمش به دوش ما! اسبش را دوستم میدهد، میدانش که هست، میماند که ملتِ بز شود تا من و متفکر بزرگمان کش کنیم.
میبینید که دموکراسی ذوق بهخصوص خودش را دارد. دموکراسی به دانشمندان همیشه افتخار میکند. اصلاً هویت همهی دموکراسیها، دانشمندانش است. ما هم اگر دانشمندان خویش را در نظر نگیریم، در حقیقت به ریش دموکراسی افغانی خندیدیم و این در قانون اساسی به مثابه خیانت ملی محسوب خواهد شد. خیانت ملی را بهتر است از وضع و حال پرویز مشرف جویا شوید، بیچاره مشرف دچار خیانت ملی شده و حالا هر وقت که دلش شد، دچار درد قفس سینه، خارش معده، لب لرزهگی و انواع و اقسام مریضی میشود. ما هم برای جلوگیری از گرفتار شدن به خیانت ملی، بهتر است عاشق دانشمندان خویش باشیم. دانشمندانی که هم در جهان دانشمندان ثبت نام کرده و هم پیشنویس قانون اساسی را نوشتهاند. اگر با یک نگاه منصفانه به قضیه نگاه کنیم، میبینیم که بزکشی یک شاخه از دریای بیکران دانش است. بز در جهان دانش به معنای بیخاصیت، بیفایده و حیوانی که مدام شاخچههای درختان را نابود میکند، آمده است. وظیفهی دانش هم جلوگیری از ضرر و دستیابی به مفاد و آسودگی است، که علیالحساب، بزکشی به عنوان یک راهکار رسیدن به رفاه، دانشی است در حد و وضع چگونگی نابودی تریاک و حل معضل کوچیگری در افغانستان!
میبینید که ذوقها متفاوتاند. در لوگر، آنطوری که عکسها نشان میدهند، امتحان کانکور بسیار عاشقانه برگزار شده، اما عکسهای بیناموس گاهی دروغ میزنند. شاید هم سوالهای کانکور یکماه پیش در لوگر توزیع شده بوده و ما بیخبر ماندیم. والله اعلم!
خبرنگار ناراضی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
