دیروز در مراسم تجلیل از پیروزی مجاهدین و خروج «قشون سرخ» از کشور، در کنار حرفهایی که از مجاهدت مردم در پیروزی جهاد و ایستادگی در برابر تجاوز یک کشور بیگانه بهمیان آمد، یک نکتهی دیگر نیز قابل توجه بود: نگرانی از مداخلهی روسیه. این نگرانی هم در سخنان معاون دوم رییسجمهور و رییس مجلس نمایندگان مشهود بود.
عبدالرئوف ابراهیمی گفت که «روسیه نباید اشتباه گذشتهاش را تکرار کند» و نتیجهگیری کرد که روسها با حمایت از طالبان بهدنبال تضعیف دولتاند. آقای دانش گرچه بهصورت مستقیم به این مسأله اشاره نکرد، اما گفت که تجاوز شوروی به افغانستان «هیچ دلیل مشروعی» نداشته است. پس از پانزدهسال حاشیهنشینی مسکو دربارهی افغانستان، به نظر میرسد وضعیت در حال تغییر است. به اینمعنا که روسیه اکنون عزمش را جزم کرده تا به رویکرد عدم مداخله در مناسبات افغانستان پایان دهد. ابراز نظرهای سفیر روسیه در کابل و آنچه ضمیر کابلوف در گفتوگوهایش گفته، نشان میدهد که اگر در گذشته کرملین با هدف حمایت از یک دولت سوسیالیستی به افغانستان لشکر کشید، این بار با توسل به طالبان میخواهد بر نقش، حضور و به تبع آن تأثیرگذارشاش در کشور بیفزاید.
در نظر داشته باشیم که روسیه هیچوقت سیاست عدم مداخله را در دستور کار نداشته است. این کشور پیش از انقلاب ثور 1357 و پس از آن، همواره چه بهعنوان بازیگر اصلی و چه در نقش مترصد اوضاع افغانستان همواره گوشهی چشمی به وضعیت افغانستان داشته است. اما دستکم در یک سال اخیر، به نظر میرسد مسکو در پی بیشتر کردن نقش و نفوذش در مسایل جاری کشور بوده است. ضمیر کابلوف نمایندهی ویژهی پوتین در امور پاکستان و افغانستان علناً از رابطهی مسکو با طالبان پرده برداشت. گرچه این رابطه به هدف «تأمین امنیت اتباع روسیه» و ارتباط خارج از همکاری جدی تعریف شد، اما شک و تردیدهایی را در مورد رابطهی روسیه با طالبان به همراه داشت. جنرال نیکلسون، فرمانده نیروهای ایالات متحده و ناتو در کشور بهصورت روشن از ارتباط روسیه با طالبان انتقاد کرده و آنرا نگرانکننده توصیف کرد.
پس از سقوط شهر قندز، فرمانده پولیس این ولایت گفت که در میان تجهیزات بهدستآمده از طالبان، جنگافزارهای روسی را نیز دیدهاند. اخیراً رادیو آزادی در گزارشی به نقل از شاهدان محلی گفته است که طالبان در مرزهای شمالی از روسیه سلاح و مهمات جنگی دریافت میکنند. در تازهترین مورد، سید محمداکبر آغا، وزیر پیشین دولت طالبان نیز گفته است که «طالبان برای مقابله با تهدید امریکا بهدنبال ایجاد روابط سیاسی با روسیه» اند. تلاشی که پیشینهی آن به سه سال قبل بر میگردد. تثبیت حمایت نظامی روسیه از طالبان یا توزیع اسلحه در بین جنگسالاران محلی و ارتباط جدی سیاسی میان مسکو و نمایندگان سیاسی طالبان ساده نیست؛ اما با کمی تردید میتوان گفت که روسیه دوباره به صحنهی مناسبات سیاسی کشور بازگشته است. از این جهت نگرانی برخی چهرههای سیاسی دولتی نیز قابل درک است.
به نظر میرسد تمایل روسیه به بازگشت به افغانستان ریشه در تغییر و تحولات کلان بینالمللی دارد. سیاست تهاجمی و بازدارندهی روسیه در سوریه نشان میدهد که دیپلماسی کلی روسیه در مقایسه با دورهی پیش از پوتین تغییر کرده است. این سیاست بیشتر به مشی تهاجمی برژنف نزدیکتر است. روسها در این سطح با قاطعیت در برابر امریکا و کشورهای عضو ناتو ایستادهاند. آنها در سوریه میزان قاطعیتشان را به نمایش گذاشتند. چه این دخالت رادیکال ریشه در تحرکات جدی سیاسی در شرق اروپا از جمله اکراین داشته باشد یا آزمندی کرملین برای بازگشت به عصر اقتدار روسیه؛ اما دلایل عینی و قانعکنندهیی وجود دارد که روسیه در افغانستان نیز بهدنبال کاهش نقش ایالات متحدهی امریکا است. فروش جنجالی دههزار میل اسلحهی روسیه به افغانستان که مشاور امنیت ملی رییسجمهور آن را تحویل گرفت نیز نشانی از تلاش آشکار روسیه در این راستاست. ظاهراً ترس از گسترش دامنهی فعالیت و نفوذ داعش به آسیای میانه و کشورهای تحت نفوذ روسیه دلیل اصلی تحرک بیشتر کرملین عنوان میشود. مسألهی اصلی برای دولت اما این است که چه این ترس واقعی باشد یا غیرواقعی، این وضعیت به نفع کشور نیست و دولت را آسیب میزند. مهمتر از همه اینکه حمایت از طالبان با هر توجیهی که همراه باشد، به ضرر نظامی است که پس از سقوط آن گروه روی کار آمده و از حمایت وسیع عمومی برخوردار است.
روسها برمیگردند؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
