خبرنگار ناراضی

اطلاعات روز

خالق ابراهیمی
«کُلُوا والشربو ولا تُسرِفو». به هر اندازه که می‌توانید‌ بخورید، بیاشامید و اسراف کنید. مخصوصا این‌که یلدا مهمان خانه‌های‌ پُر زرق‌وبرق‌تان باشد. ما که برق نداشتیم، هیچ متوجه نشدیم که یلدا خانم آمده، اما او آمده بود. سیاه بود و بد‌قواره، البته من نیز سیاه هستم، اما نه به اندازه‌ی یلدا‌ که همه‌چیز را از سردی و بی‌رحمی نابود کنم. یلدا شبیه دیو شده بود. چنگال‌هایش تیز و زننده، قیافه‌اش چنان خشن می‌نمود که تمام شهر را ترس و فراموشی فراگرفته بود. قرار بود ‌یلدا بیاید و تعریف‌هایش از قبل در شهر پیچیده بود. معاو‌ن صاحب قرار بود که چهار وزیر را برای خدمت به مردم و برای رهایی مردم از چنگ دیو خون‌خواری چون یلدا که خود زندگی مردم را تهدید می‌کند، نجات دهد، ولی سگ‌های امنیتی که حس شامه‌ی‌شان بی‌اندازه قوی‌اند، پیش‌تر از همه بوی یلدا را حس کرده بودند و در جست‌وجوی او براه افتادند.
آها، قصه چنین زمزمه می‌شد که معاو‌ن صاحب اول، قرار بود چهار وزیر را که سال‌های سال برای اسلام عزیز جنگیده‌اند، به پارلمان ببرد و به معرفی بگیرد. ترس خانه‌خراب بد‌‌چیز است؛ معاو‌ن که ترس نداشت و شب‌های شب در کوه و دشت زندگی کرده و برای میهن خویش را کشته است، از ترس یلدا سگ‌هایش را راهی پارلمان کشور کرد تا مبادا یلدا در خانه‌ی ملت رخنه کرده باشد و سر چوکی یکی از وکیلان گرامی نشسته، نسوارش را قورت دهد. حس شامه‌ی سگ‌ها در داخل خانه‌ی ملت از کار افتاده بود. بوی یلدا و بوی عطر خانم وکیل را اشتباه گرفته بودند. چنان دور کُرسی خانم وکیل بو می‌کشیدند و لیس می‌زدند که آدم را به گناه می‌انداختند.
این عمل سگان بعضی از وکیل صاحبان را خیلی آشفته کرد. هر‌کدام به نوبه‌ی خود پانزده دقیقه در مورد بی‌ناموسی سگان سخن راندند. سگ‌ها را نیز چند پند و اندرز اسلامی و اخلاقی نمودند و آزاد‌شان کردند. یکی از وکیل صاحبان خطاب به خانم وکیل گفت: خ… خ… خ… خانم وکیل، لطفا مواظب خودتان باشید. ما یلدا کار نداریم، یلدای‌ ما شما هستید. خدا نکند خانه‌ی ملت یک روزی بدون خانم وکیل ملت شود. آن‌وقت همه از دِ‌قی خواهیم مُرد. در آخر همه از هر جهت اعتراض کردند که این‌جا خانه‌ی ملت است، نه پل داکتر مهدی. سگ‌ها را بفرستید دور و بر پل داکتر مهدی که شب سر راه «خالق ابراهیمی» افسانه بخوانند و امنیت ایشان را بگیرند. با این حال، اعتراض پایان یافت و اعلامیه صادر شد.
«با توافق همگی و رای اکثریت به این نتیجه رسیدیم که دیگر هیچ‌وزیری و وکیلی حق ندارد سگان را پیش‌تر از خودش وارد پارلمان کند تا چوکی‌ها را استشمام کنند. امکان دارد یک وکیل روی چوکی خود استفراغ کرده باشد و شک نیروی جدید امنیتی را چند برابر کند. این عمل سگ‌ها نشان داد که سگ واقعا سگ است و بی‌وفا؛ هیچ ننگ و ناموسی ندارد. ‌خانم وکیل را به دو افغانی برابر کرد. جناب معاو‌ن صاحب نیز مطلع باشند که باید از ملت افغانستان معذرت‌خواهی کنند. سگ‌ها را تا پیش پارلمان اجازه می‌دهیم تا بیایند و عذر‌شان را بخواهند و معاو‌ن صاحب کتبا باید این عمل را انجام دهند و نیز وعده دهند که دیگر در استفاده از سگ‌ها برای برقراری امنیت، اسراف نکنند».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه