در سال نو، با همهگان به سر شود، با تو به سر نمیشود، ای:
– شاعری که پس از چند قرن هنوز عنصری و فرخی و امثالشان را نبخشودهای که چرا مدح شاهان گفتند و خودت مدح مردان و زنانی میگویی که حتا شاه هم نیستند و تازه ولسوال مقرر شدهاند.
– فرهنگی فرهیختهیی که کتاب خوبی گیرت آمده و تو آن را خواندهای و از حرفهای قشنگاش در مجالس روشنفکری نقل میکنی (البته به نام حرفهای خودت) و حاضر نیستی حتا نام کتاب را به دیگران بدهی.
– روحانی پژمردهتخیلی که ذهنت از ایجاد نسخههای جدید ِ فساد عاجز است و میچرخی و میچرخی و آخر باز کسانی را که به دگمهای تو اعتقادی ندارند، به زنبارهگی و شرابخواری متهم میکنی و این در حالی است که انواع دیگر فساد ما مفسدان را غرق کرد و تو آنقدر تنبلی که از آن مفاسد حتا خبر نداری.
– نمایندهی پارلمانی که در پارلمان خوابت نمیبرد و فکر میکنی که همین که آدم را در مجلس شورای ملی خواب نبرد، خودش افتخار بزرگی است و به همین خاطر با آن موبایل سبیلماندهات عکس همکاران خوابیدهات را میگیری و فکر میکنی ما ابلهایم. البته حق با توست، ما ابلهایم.
– رییسجمهوری که به ما گفنه بودی کشمشهای ما را به فرانسه صادر میکنی و اقتصاد را رونق میدهی و بیکاری را از بین میبری و حالا تنها چیزی که از تو میبینیم واردات آواره از سویدن و آلمان است (همان آوارههایی که وطن را ترک کردند تا به جای بهتری بروند و حالا صدتا صدتا به میدان هوایی حامد کرزی-پوف!- بر میگردند).
– فمینیست چهار آتشهیی که اعتراض داشتی چرا مردان افغان وجود دارند و حالا که در اروپای غربی نزد بخاری نشستهای حتا به مردی که بینی زن خود را بریده و از آن فیلم هم گرفته نیز اعتراض نمیکنی.
… با تو به سر نمیشود
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
