سال نو میلادی را به همهی دوستان تبریک میگویم. در سال ِ نو هر کس در پی چیز تازهیی است. من به حال ِ نو فکر میکنم. پوسیدم رفتم والله. در سال گذشته هر کس که از من میپرسید حالت چهطور است، میگفتم شکر بد نیستم. آدم از این حال خسته میشود. حال یا باید خوب باشد یا بد. میانهی این دو چندان کیفی ندارد.
اما تنها من نیستم که چیز تازهیی میجویم. اینها را ببینید:
اشرف غنی: آقای غنی در سال نو دنبال چال ِ نو است. چالهای گذشته در سال نو احتمالا کمتر کار خواهند داد. البته خوب معلوم نیست. بعضی از آگاهان معتقداند که در این مملکت نیاز به چال نو نیست و میتوان با همان چالهای قدیمی هم دمار از روزگار خلق برآورد.
داکتر عبدالله: رییس اجراییه در سال نو در پی شال ِ نو است. این آخرین شال گردنی که ایشان در حضور دکانداران گلبهار پوشیده بود، هیچ خوبش نبود. یک رقم حیثیت بچههای فیلم افغانی را به زمین زد.
حضرت مجددی: جناب مجددی در سال نو در جستوجوی فال ِ نو است. یک بار فال دید که خوب نیست مردم به عبدالله رای بدهند، همان شد. حالا احتمالا ایشان یک فال دیگر میبیند که آوردن عطامحمد نور به کابل به صلاح ملک هست یا نیست.
شیخ آصف محسنی: آیتالله که حالا از نوآوری افتاده، واقعا نیاز به یک تکان دارد. او ممکن است در سلسلهی کی چی گفتهایی که تا حالا جمع کرده، در سال نو دنبال یک «قال» ِ نو باشد. قال فلان رحمهالله علیه و آله…که مثلا آنانی که برای یک خط ناچیز برق ۵۰۰ کیلوولت از مسیر «بَمیان» علیه دولت خروج مینمایند، از امت رسول مبارک نیستند.
البته این چالها، شالها، فالها و قالها با هم کار میکنند. اگر این یکی قال کشف نکند، آن دیگری فال نگیرد و آن سومی تمام فکر و ذکرش شال نباشد، آن چهارمی کجا میتواند چال برود؟
نوجویان سال جدید
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
