عکس: لیسه عالی نوآباد، مرکز شهر غزنی، عکس از رحمت الله علی زاده
پس از سقوط طالبان در کشور 3400 مکتب فعال بود. این رقم را وزارت معارف در برنامهی استراتژیک سوم ملی معارف آورده است. در آن زمان بسیاری از مکاتب عملاً از کار افتاده بودند و یا تن به نصاب آموزشی امارت طالبان داده بودند. برخی مؤسسات خیریه نیز در باز ماندن دروازههای مکاتب نقش داشتند. پس از سقوط طالبان اما این وضعیت تغییر کرد. افغانستان باید با گذشته و عوامل بلاهت و تباهی فاصله میگرفت. عزیمتگاه این تغییر، گسترش معارف و تولید آگاهی و افزایش کمی و کیفی سواد در میان شهروندان بود.
به همین دلیل به موازات کمک به نهادهای امنیتی و اقتصادی، معارف نیز مورد توجه جامعهی جهانی و دولت پساطالبان قرار گرفت. اگر در زمان طالبان، آموزش دینی مبتنی بر قرائت طالبان حمایت میشد، با سقوط این گروه، هدف اصلی برای پخش و نشر آگاهی معطوف به پرورش نسلی بود که با دانش جدید و آگاهی سالم رشد مییافت. رقم دقیق بودجهیی که صرف نهادسازی، انکشاف نصاب آموزشی، گسترش مکاتب و جذب دانشآموز و کاهش بیسوادی شده است، روشن نیست. اما بیتردید میتوان گفت، صدها میلیون دالر در طول سالهای گذشته صرف این امور شده است یا دستکم به نیت رسیدن به این اهداف، به این وزارت تعلق گرفته است.
حاصل این وضعیت اکنون بیش از 16400 مکتب است که فعال شدهاند. به این ترتیب، 9.2 میلیون دانش آموز که 39درصد آن دانشآموزان دختر هستند، فرصت تحصیل یافتهاند. برای پی بردن به سقف دسترسی نسل جوانتر به مکاتب و دانشگاهها نیازمند دانستن رقم دقیق نفوس هستیم تا دریابیم که چند درصد از کل واجدان تحصیل و آموزش امکان رفتن به مکتب را یافتهاند. مبتنی بر آمار تخمینی، اگر نفوس کشور 30 میلیون یا بیشتر از آن باشد و 60درصد نفوس نیز متعلق به نسل جوان کشور؛ در اینصورت، میتوان گفت، بیش از 50 درصد کسانی که بهلحاظ سنی میباید فرصتهای تحصیل و آموزش را میداشتند، از آن محروم ماندهاند.
وضعیت رقتبار معارف صرفاً به ناتوانی نهادهای مجری آن در فراهم آوردن امکانهای تحصیل و آموزش منحصر نمیشود. فساد گسترده و فرهنگ حاکم بر حکومتداری که معطوف به گریز از مسئولیت و حیفومیل منابع مالی بوده سبب شده است که صدها مکتب و به تبع آن هزاران دانش آموز و معلم خیالی نیز به وجود بیاید. نصاب آموزشی کیفیت نازلی دارد و حتا از اشتباهات فاحش املایی رنج میبرد. حاصل این وضعیت فقیر ماندن آگاهی و تربیت نسل کمسواد و ناامید شدن هزاران کودک و نوجوان از تحصیل دانش است.
دیروز معاون وزارت معارف در مجلس سنا گفت که در سال جاری بهدلیل ناامنی 1005 مکتب بسته بوده است. به اینمعنا که بهرغم اهداف تعیینشده برای توسعهی معارف، ما با مسدود شدن دروازههای صدها مکتب مواجه بودهایم. اگر در هر مکتب 200 دانش آموز فرصت آموزش مییافتند، مبتنی بر این رقم، بیش از 200هزار دانش آموز از این فرصت محروم شده است. با توجه به این که چشمانداز امنیتی کماکان تیره است و طالبان حملاتش را بر بسیاری مناطق افزایش داده، بعید به نظر میرسد که فصل بسته شدن مکاتب بر روی دانشآموزان به این زودی به پایان برسد.
انتظار میرود در سال جدید خورشیدی، حملات طالبان گسترش یابد. چه اینکه از یکسو تحولات منطقه به سمتی پیش میرود که افغانستان قطعاً از آفت آن در امان نیست و از جهتی دیگر مشکلات سیاسی و امنیتی بیش از پیش افزایش یافته است. در مناطق تحت کنترل طالبان، مردم به سمت آموزش سنتی یا حتا ترک آموزش رانده میشوند. در بیرون از این مناطق که مکاتب با استقبال مردم مواجه شده، یا ساختمان ندارند و یا در غیبت نظارت دقیق، از کمبود معلم، مواد درسی و آموزش بهتر رنج میکشند. حاصل این وضعیت نگرانکننده است. ما بهرغم فاصلهی طولانییی که با زمان امارت طالبان داریم، کماکان با نسل ناآگاه و بیسواد مواجه خواهیم بود. این وضعیت حتا امید به تغییر نسلی بهلحاظ فکری و روش زندگی را ناممکن و در نتیجه رسیدن به یک جامعهی باثبات را دشوار میسازد.
