در این روزها در فیسبوک بحثی در گرفته دربارهی کتاب و کتابخوانی. قرار شد کمیسیون حقیقتیاب ویژهیی تشکیل شود و برای امت معلوم کند که در مملکت شیران کسی کتاب میخواند، نمیخواند، چه خبر است. من عضو این کمیسیون هستم و وظیفهام گفتوگو با افراد اقشار مختلف اجتماعی در این باب است. از آدمهای مختلف در این مورد سوال کردم:
محمد ناصر سبحان نمایندهی پارلمان است. وی میگوید که هر صبح کتاب میخواند و از این کار خود بسیار راضی است. آقای سبحان معتقد است که همه باید کتاب مورد اشارهی او را بخوانند. میگوید: «مخصوصا سورهی بقرهاش محشر است. خیلی آموزنده است».
عظیم نافی محصل سال چهارم رشتهی ژورنالیسم است. او بر این باور است که یک ژورنالیست هرچه کمتر کتاب بخواند بهتر است. به نظر آقای نافی ژورنالیستها باید مطالب انترنیتی زیاد بخوانند. وی در توضیح شیوهی کار خود گفت:
«من دو سال است که برای یک آژانس خبری کار میکنم. روش من این است که خبری را از فیسبوک پیدا میکنم و بعد میروم به دنیای واقع و میبینم که آن خبر واقعیت دارد یا نه. در صورتیکه خبر خیلی جالب باشد، سعی میکنم وضعیت در عالم واقع را طوری تغییر بدهم که با خبر مذکور سازگار شود. مثلا چندی پیش خواندم که پسری در کارته چهار کابل کفش میخورد. رفتم پیدایش کردم. ولی آن پسر کفش خوردن را انکار کرد. من به او پنج هزار افغانی دادم تا کفشی را بجود. ازش عکس گرفتم؛ خبر قشنگ و هیجان انگیزی شد».
خانم رویا یاسمینبو به کتابهای علمی علاقهی بسیار دارد. وی فعلا کتاب «شوهرتان را از کف دستش بشناسید» را میخواند و طلاق گرفته است. در توضیح این وضعیت، خانم یاسمینبو چنین گفت:
«بر اساس اطلاعات کفشناختییی که من از کتاب علمی مذکور گرفتم، معلوم شد که او هفت سال بعد نسبت به من دچار ریزش محبت خواهد شد. این است که طلاقش دادم تا خانوادهی ما از هم نپاشد».
نتیجهی کامل کار کمیسیون در روزهای بعدی منتشر خواهد شد.
