تخریب و غارت؛ آثار باستانی نابود می‌شوند

اطلاعات روز

[su_label]احسان جاوید [/su_label]

سرنوشت الماس کوه نور، احتمالاً می‌تواند سرنوشت باقی آثار باستانی و ارزشمند تمدنی را ما را بازگوید. این تکه‌ی گران‌بهای الماس آن‌قدر دست‌به‌دست شد که اکنون دشوار بتوان گفت از کجا آمد و به کجا خواهد رسید. گرچه الماس کوه نور امانتی در دست نخستین شاه مقتدر افغان بود، اما بسیاری از آثار باستانی و میراث ارزشمند تاریخی که خاص افغانستان‌اند سرنوشت رقت‌بارتری دارند.
دشوار بتوان گفت که رقم دقیق آثار غارت‌شده چند است. اما آنچه که مبتنی بر حدس‌وگمان می‌شود گفت، این است که در طی چند دهه، میراث باستانی و تمدنی افغانستان به‌تدریج به یغما رفته یا نابود شده است. احتمالاً وقوع جنگ‌های خونین پس از کودتای کمونیستی در دهه‌ی 60 خورشیدی و پس از آن چند دهه جنگ تنظیم‌ها سبب شد که گروه‌های بسیاری، چه نظامی‌ها و چه مافیای غارت و قاچاق آثار باستانی، از هیچ تلاشی برای تخلیه‌ی میراث باستانی کشور دریغ نورزیدند. ظهور طالبان که فروپاشی مجسمه‌های بودا را در پی داشت، نقطه‌ی اوج غارت میراث باستانی در کشور است.
با این‌حال، خطاست که تصور کنیم غارت میراث فرهنگی و تاریخی کشور به دهه‌های گذشته مختص بوده است. تمایل به غارت آثار گران‌بهای باستانی در غیبت نظارت دولت و بی‌توجهی پرسش‌برانگیز اداراتی نظیر اداره‌ی باستان‌شناسی و وزارت اطلاعات و فرهنگ سبب شده است که در یک‌ونیم دهه‌ی اخیر نیز این وضعیت کماکان ادامه یابد. آنچه که این وضعیت را پیچیده‌تر و لاجرم ردیابی سارقان را به امر ناممکنی بدل کرده، گستردگی گروه‌هایی است که اقدام به تخلیه‌ی میراث باستانی کشور می‌کنند. در یک مرور کلی در می‌یابیم که در پس سرقت آثار ارزشمند تاریخی، دست‌هایی از مافیای جهانی، منطقه‌یی و محلی گرفته تا سیاست‌مداران و فرماندهان محلی دخیل‌اند. در غیبت حمایت از این میراث باشکوه تاریخی، هرکسی که توان دزدیدن داشته بی‌درنگ به جمع غارتگران میراث تاریخی کشور پیوسته است. تندیس‌های درهم‌شکسته‌ی بودا در بامیان اگر نماد سرنوشت میراث باستانی ماست، اما اماکن تخلیه‌شده از این میراث ارزشمند، لایه‌ی دیگری از این فاجعه‌ی تاریخی و فرهنگی را بر آفتاب می‌افکند.
وزارت اطلاعات و فرهنگ اخیراً گفته که بیش از 5هزار اثر باستانی کشف و به همین میزان محل باستانی نیز شناسایی شده است. این خبر در حالی‌که دست‌کم از این منظر که کشف این آثار آن‌ها را از معرض غارت دور نگه می‌دارد، مایه‌ی خوشحالی است. با این‌حال اما، به همان نسبت از این جهت که در حفظ این میراث این وزارت‌خانه کار شایان توجهی نکرده است، نگران‌کننده نیز است. در حال حاضر اسناد تاریخی کشور به‌صورت غم‌انگیزی در موزیم کابل در معرض تخریب قرار دارد. با وصف ارزش آثار باستانی، متأسفانه حکومت نه‌تنها اولویتی برای حفظ و ترمیم این آثار قایل نیست که حتا اگر تلاش‌های سازمان‌های بین‌المللی نظیر یونسکو نمی‌بود، از فراموش کردن این بخش از مسئولیتش پروایی نداشت. تاکنون بخش فرهنگی وزارت خارجه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا و یونسکو تلاش‌های بسیاری برای ثبت، حفاظت و شناسایی میراث باستانی انجام داده‌اند. از این‌رو، اگر تاکنون در این عرصه کاری صورت پذیرفته، اهمیت و ارزش آن به این نهادها باز می‌گردد نه حکومت.
این بی‌اعتنایی را می‌توان در مقدار مأموران محافظ میراث باستانی به‌وضوح مشاهده کرد. پولیس 012 که مسئولیت حفاظت از آثار باستانی را دارد، 500 نفر است. در حالی‌که هزاران ساحه‌ی باستانی شناسایی شده نیازمند حفاظت‌اند؛ چه این‌که در معرض دستبرد و غارت قرار دارند. 500 مأمور پولیس تنها برای حفاظت از میراث باستانی بامیان و مس‌عینک لوگر ناکافی است، چه رسد به حفاظت از تمامی آثار و ساحات باستانی در کل کشور. این در حالی است که بسیاری از محلات نسبتاً به حاشیه‌افتاده، از نیمروز و هرات گرفته تا هلمند و غزنی، اکثراً در حصار حفاظتی پولیس 012 قرار ندارند.
چند سال پیش ثابت شد که افزون بر 800 قلم آثار باستانی از هرات غارت شده است. در غزنی غارت آثار باستانی در روز روشن صورت می‌گیرد. گفته می‌شود برخی از افراد سیاسی و امنیتی نیز در آن دخیل‌اند. دست‌کم در پنج سال گذشته، حتا مقابر و زیارتگاه‌های محلی نیز خالی شده‌اند. در مواردی وحشتناک‌تر مردمان محلی در غزنی شاهد غارت آزادانه‌ی آثار باستانی بوده و پرواز و نشست هلیکوپتر را در این مناطق مشاهده کرده‌اند.
باری، در کنار بی‌توجهی به حفاظت از میراث باستانی کشور، این بی‌توجهی در ترمیم و جلوگیری از تخریب این آثار نیز غم‌انگیز و ناامیدکننده است. رواق دو مجسمه‌ی فروریخته‌ی بودا در بامیان عملاً در معرض تخریب‌اند، چه این‌که شکاف‌های در خطوط عمومی این غارها اتفاق افتاده است. به‌تازگی یونسکو قول ترمیم بودای کوچک را داده است. بازسازی غلغله گرچه با دقت زیاد پیش‌رفته، اما هنوز نتوانسته خاک‌های چند قرن را از روی آن به‌تمامی بردارد. این وضعیت در بسیاری از اماکن دیگر در سایر نقاط کشور نیز دیده می‌شود. از این جهت، اگر غارتگران در کار تخلیه‌ی میراث باستانی کشوراند، حکومت با بی‌اعتنایی و عدم درک کافی از ارزش این آثار یا به‌دلیل سهل‌انگاری، تماشاگر تخریب این آثار است. به نظر می‌رسد، برای حکومت امنیت، مذاکره با طالبان، غرق شدن در فساد و کشمکش‌های سیاسی آن‌قدر سرگرم‌کننده است که از سایر مسئولیت‌هایش از جمله حفظ میراث باستانی کشور غافل بماند.
به نظر می‌رسد سال‌ها بعد اگر توجهی در این عرصه صورت گیرد و مقدار غارت و تخریب آثار باستانی برشمرده شود، آنچه که از عهده‌ی ما برخواهد آمد، خواندن مرثیه‌یی است در سوگ از دست دادن آن آثار. کاری از سر دریغ و حسرت.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه