آوارگانی که برمی‌گردند…

اطلاعات روز

[su_label]ستار ثابت [/su_label]

پیش از برگزاری کنفرانس بروکسل، گزارش‌هایی خبر از موافقت حکومت افغانستان با اتحادیه‌ی اروپا مبنی بر برگشتاندن متقاضیان پناهندگی به کشورهای اروپایی دادند. انعکاس این خبر در میان افغان‌های مهاجر و نیز داخل کشور که مملو از ناامیدی و خشم بر حکومت وحدت ملی بود، سبب گردید مجلس نمایندگان کشور وزرای خارجه، مالیه و مهاجرین را به مجلس فرا بخواند و از آن‌ها خواستار ایضاح مطلب گردد. اما توضیحات مسئولین نام‌برده به‌دلیل ابهامی که در آن نهفته بود، نتوانست موجب جلب رضایت نمایندگان و دل‌آرامی شهروندان گردد. مواردی را که وزرا در توجیه چرایی موافقت حکومت با اتحادیه‌ی اروپا مبنی بر بازگشت پناهجویان دادند، اغلب برمی‌گشت به مسایلی که طرح آن‌ها، تقویت‌کننده‌ی گمان‌ها و نشانه‌هایی بود که در طول عمر حکومت وحدت ملی، از سوی شهروندان مطرح شده و از جمله‌ی آن گمان‌ها، یکی این است که می‌گویند حکومت وحدت ملی و به‌خصوص شخص رییس‌جمهور، برخورد یک‌سانی با شهروندان نداشته و نگاهش نسبت به این مسأله، نگاهی قوم‌گرایانه است. این‌که می‌گفتند این موافقت بیشتر شامل حال آن‌عده از پناهجویانی می‌شود که از ولایت‌های امن کشورند، تعبیر دیگرش می‌تواند همان اتفاقی باشد که شکل‌گیری جنبش روشنایی و دیگر مبارزات مدنی با ادعای خاصی، پیامد آن بود. حرف اساسی اما، اینک این است که اخیراً مجله‌ی اشپیگل آلمان اعلام کرده که در اولین گام از پروسه‌ی برگشت‌دهی پناهجویان افغان، قرار است به‌زودی پنجاه نفر به افغانستان برگردانده شوند. موعدی که این مجله برای برگشت‌دهی این‌مقدار پناهجو ذکر کرده بود، روز چهارشنبه هفته‌ی گذشته بود که با این‌حساب، ممکن است تا امروز گروه‌های دیگری از پناهجویان نیز وارد کشور شده باشند؛ آغاز ماجرایی که می‌تواند پیامد آن برای کشور، دست‌کم برای شهروندانی که در این هوای سرد و تلخ برگشت داده می‌شوند، کمرشکن باشد.
مسأله‌ی امنیت/ناامنی در افغانستان، با وجود آن‌که بیش از هر مسأله و ماجرای دیگر برای کشورهای حامی افغانستان مطرح بوده و بر سر آن هزینه‌های هنگفتی صورت گرفته است، به‌نظر می‌رسد که هنوز تعریف روشن و درستی ندارد. نخستین تصویری که با اندیشیدن به مفهوم ناامنی در برابر امنیت به ذهن‌مان متبادر می‌شود به‌عنوان پیامد آن، ممکن است این باشد که فکر کنیم جان انسان‌ها در خطر نابودی و مرگ قرار دارد. این تصویر، تصویر نادرستی نیست. منتها در افغانستان، همه‌چیز را بیان نمی‌کند. زیرا چیزی که می‌تواند بیش از هر واقعیت دیگر این امر کلی و مبهم امنیت را نابود سازد، جنگ و فاجعه است. اما از قضا، جنگ هیچ‌گاهی کل مسأله را مصادره‌به‌نفس نمی‌کند و نمی‌گوید که جز جنگ، چیز دیگری نمی‌تواند نابودگر امنیت یا محو امکان زندگی باشد. در این‌که جنگ صورت مسأله‌ی امنیت/ناامنی افغانستان است، شکی نیست، اما این صورت مسأله، نفی ماعدا نمی‌کند. یعنی هنوز می‌توان تصور کرد که جز جنگ در معنای متعارف آن، چیزهای دیگری نیز هستند که می‌توانند امنیت جان و مال انسان‌ها را ازشان بگیرند. اتحادیه‌ی اروپا یک روز پس از نشر گزارش مجله‌ی اشپیگل، اعلام کرد که تنها در سه‌ماه اول نیمه‌ی دوم سال 2016، 62هزار افغانستانی به کشورهای مختلف اروپایی درخواست پناهندگی داده‌اند و از قضا، بیشترین حجم آن بازهم وارد آلمان شده‌اند. این خبر در موقعیتی اعلام می‌گردد که شمار پناهجویان در سال گذشته‌ی میلادی به آلمان، 150هزار گفته شده بود. حالا پرسش این است که، آیا تمامی این مقدار، صرفاً از جنگی که از سال‌ها بدین‌سو در کشور جریان داشته و به هیچ‌رو نمی‌تواند پدیده‌ی جدیدی باشد، فرار کرده‌اند؟ چرا با وجود آگاهی از امکان برگشت‌خوردن، بازهم شهروندان این کشور می‌خواهند وطن‌شان را ترک کنند و این واقعیت، در زمان حکومت وحدت ملی به طرز بی‌رویه‌یی افزایش یافته است؟
بنابراین، می‌توان بحث امنیت را خیلی گسترده‌تر از بحث معمولش مطرح کرد؛ به‌گونه‌یی که خواهیم دید نتیجه بیان‌گر این واقعیت باشد که امنیت در ولایت‌هایی که همین‌اکنون درگیر جنگ با دشمنان مشکوم و مبهم‌اند، همان‌قدر دچار مخاطره و نابودی قرار دارد که در ولایت‌ها یا بخش‌هایی که حکومت وحدت ملی با امن خواندن آن‌ها، خواهان برگشت دادن پناهجویان‌شان از اتحادیه‌ی اروپا شده است. ممکن است پناهجویان بخش‌های از نگاه حکومت وحدت ملی امن کشور، کم‌تر از خطر انتحار و انفجار و گلوله رنج بکشند، اما واقعیت تلخ دیگری که در این بخش‌ها وجود دارد، به‌هیچ‌وجه قابل‌انکار نیست، و آن واقعیت، فقر و گرسنگی و بیچارگی مفرطی است که همین حکومت، در شدت‌گرفتن آن سهم به‌سزایی دارد. می‌توان تصور کرد در وضعیتی که سردی و درماندگی بیداد می‌کند، وضعیتی که در آن نه از برق خبری است و نه از اندک‌ترین امکانات دیگر، پناهجویانی که یک عمر رنج‌مایه و نتیجه‌ی خاری و حقارت‌شان را صرف راه و آب‌های اروپا کردند تا بلکه دیگر از این سردی مضاعف طبیعی و سیاسی اندکی دوری جویند، وقتی که دوباره با دست و دل خالی به مناطق‌شان برگشت داده می‌شوند، دچار چه رنج و سرنوشتی خواهند شد.
در هر حالت اما، مهم این است که بدانیم حکومت وحدت ملی با موافقتش در خصوص برگشت پناهجویان، کاری کرده است که از همین‌اکنون می‌توان تبعات و پیامدهای آن را در نظر گرفت. سردی زمستان و بی‌خانمانی، تهدید امنیت توسط گلوله و ماین یا گرسنگی، فقر و تباهی و فساد حکومت و اداراتی که در چنین شرایطی در برابر شهروندان مسئول‌اند و خلاصه فجایع مکرر و تباهی مضاعف، سرنوشت محتومی است که انتظار این آوارگان برگشت‌خورده را می‌کشد و نشانه‌های تعمیم‌یافته‌ی آن را می‌توان در زندگی عام و عادی همه‌ی شهروندان مشاهده کرد. چهره‌ی فقر و ذلت و فاجعه، خود را تمام‌قد در وجود زندگی شهروندان نمایانده است. با برگشت آوارگان بی‌همه‌چیز و نبود هیچ‌گونه امکان و فرصت کار و زندگی، این چهره خشن‌تر خواهد شد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه