قانی
روز اخیر جرگهی مشورتی که هنوز از یادتان نرفته! رفته؟ من که یادم نرفته، بهخصوص چند قسمت دوست داشتنی (Lovely) آن. یکی اینکه همهی کمیتهها، از عالوجناب کرزی خواستند پیمان کند و بر سر پیمانش بماند. دوم اینکه پیر نفسسوختهی کشور که از قبل برنامهریزی کرده بود که سه روز بعد از جرگه مریض شود و برای مداوا به خارج از کشور برود، به حامد چشمک زد و گفت که اگر امضا نکنی، به رسم احتجاج به خارج میروم و ادعا میکنم که طبیعت من با سیاستهای نادرست کرزی، سازگاری نداشت. من هم از کشور فرار کردم. مجددی در ایراد سخن، چنان چالاک است که کریستین رونالدو در فوتبال! او مجدداً پاس داد که خیلی از سیاستهای کرزی، نادرستاند و گفت که کرزی کمی شوخ است، چون مشورههای او را گوش نمیکند. (سابق که ما حرف گوش نمیکردیم، به ما میگفتند که شوخ هستی و گوشمان را میکشید… حالا که زمانه عوض شده و بعضیها به خاطر نافرمانی و گوش نکردن حرف، گوش را میبرند).
به هر ترتیب، سلسله مراتب روزها یکی پی دیگر نابود میشدند تا اینکه نوبت به روز سوم رسید و حضرت صحاب، براساس یک برنامهی از قبل طرح شده، رفت که خویشتن را مداوا کرده و در صورت سلامتی و بازیابی احساس پهلوانی، برگردد و حامد جان را گوشکش کند. (من که خیلی پیش وجدانم شرمنده شدم… احساس میکردم که او از کرزی قهر کرده و رفته که سیاستها را ناقص اعلام کند و تقاضای پناهندگی کند… اما پسرش براین خیال من زهر پاشید). پسرش حالا مدعی است که پدرش کمی از سیاستهای کرزی ناراحت است، اما دلیل اصلی رفتن وی، معالجهی ناراحتیهای جسمیاش است، نه ناراحتیهای سیاسی. خوب، خوشا به سعادت ما ملت! مجددی بر میگردد…. آخ جان! برای سلامتی مجدد مجددی، دوست دارم تیم ملی فوتبال کشور آنقدر قوی شود که در جام جهانی 2018 مستقیما راه پیدا کند.
کامرون دیوید، نفر اول بریتانیا آمد و گفت که لیگ داخلی افغانستان روشن، با لیگ برتر انگلیس در ارتباط است و این ارتباط در سطح روابط افغانستان با امریکا برای امضای توافقنامهی امنیتی است. وی چشمش شاخ شد و از هلمند اعلام کرد که افغانستان به حداقل (نه حدحقل) امنیت لازم دست یافته که جای بسی مسرت است و ما دوست داریم برای کمک بیشتر به افغانستان، نیروهای خویش را با خیال و خاطر راحت از افغانستان بیرون کنیم و ببریم به بریتانیا و از آنجا به افغانستان کمک کنیم.
و پیش از اینکه یادم برود؛ 2500 تن، از سراسر کشور خواسته شد تا به کرزی مشورت بدهند. مشوره هم از آن مشورهها… همه یکصدا گفتند، آقا امضا کن، راحتمان کن! نکتهسنجی من چنین حکم صادر کرده است: «اگر کرزی امضاء نکند، بهشدت به ریش جرگه خندیده و منبعد، هرچه جرگهی ملی روی کار شود، از نظر مردم جرگه ملی (به وزن موللی) خواهد بود. حتا اگر یک جرگهی ملی فوری توقف بینی بریدنها دایر شود».
مجددی کوچک گفته، البته او حرف زیاد گفته و من یک قسمتش را که خیلی ناب است، نقل میکنم: « اگر کرزی پیمان امنیتی را امضا نکند… توهین به آقای مجددی به عنوان یک شخصیت روحانی خواهد بود. این شخصیت روحانی با یک توافق غیرقابل گسست با پسرش، براین باور است که سیاستهای کرزی گاهی غیرمسئولانهاند. خوب هنوز روزگار ریاست جمهوری خودش از اذهان مردم پاک نشده و من دوست دارم یک سوال میانبرنامهای طرح کنم که دقیقاً مثل چای میانبرنامهای یک کنفرانس محیط زیست در کابل، به آدم کیف میدهد. سوال: «دکتر نجیب چرا سقوط کرد؟ وزن مسئولیت در خط مشیهای سیاسی رییس جمهوری بعد از نجیب، با چه وزن میشد؟ چند نوع گرده و به چه تعداد با توجه به خوب و بد بودن مردم در آن دوره، به خاطر سیاستهای مسئولانهی حکومت، پاره شد؟ البته به خاطر خندهی شدید…
من به همان اندازه که مجددی و امثال مجددی دوست دارند به کرزی مشوره بدهند، دوست دارم به آنها مشوره بدهم که از خیر مشورهدهی بگذرید… ایی بابیم!
خبرنگار ناراضی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
