[su_label]ضیافتالله سعیدی [/su_label]
سیمون وی، عارف و فیلسوف کاتولیک فرانسوی کتابی دارد به نام «نامه به یک کشیش» که آن را خطاب به کشیش ادوارد کوتوریه نوشته است. این نامه در واقع شرح عارفانهی او بر مذهب کاتولیک مسیحیت است. این کوتاهه در پی مقایسهی تطبیقی «گونهی دینداری» سیمون وی و استاد ثقافت اسلامی دانشگاه کابل است. دو نوع دینداری که تنها در حیطهی زندهگی خود دیندار نمیماند و بروز و ظهورش ممکن است عرصهی زندهگی را بر دیگران تنگ کند و مفاهیمی چون دموکراسی و حقوق بشر را پاک نادیده بگیرد. مراد از استاد ثقافت دانشگاه کابل در عینحال که هیچ فرد خاصی از آنها نیست، نوعی نگاهی به دین است که آنها به تبلیغ، ترویج و تفسیر آن میپردازند. آنچه به سیمون وی در این مقال ارجاع داده شده است، برگرفته از کتاب «نامه به یک کشیش» ترجمهی فروزان راسخی است؛ اما آنچه از زبان استاد ثقافت اسلامی دانشگاه کابل (از این پس استاد ثقافت) میآید، از چهار کتاب و جزوه با نامهای «جهانبینی اسلامی»، «قرآن و علوم معاصر»، «نظام سیاسی اسلام» و «عبادات و حکمتهای آن» که مواد درسی مضمون ثقافت اسلامی در دانشگاه کابل است، گرفته شده است. این قلم بهدنبال هیچ نوع ارزشداوری میان این دو نوع دینداری نیست و این بار سنگین را بر عهدهی خوانندهی این سطور میگذارد.
یکم: بنا بر باور سیمون وی دیدگاه استاد ثقافت به «ایمان» مسستلزم گونهیی از «تمامیتخواهی» است. به باور سیمون وی: «ایمان حقیقی نوعی التزام است، غیر از اعتقاد به فلان رای». اما استاد ثقافت باور دارد که ایمان یعنی «تصدیق قلبی و اقرار به زبان است به آنچه حضرت محمد آورده است» که بر «ارکان ششگانهیی» استوار است که هرگاه کسی از پذیرش یکی از این ارکان سر باز زند، ایماناش را پاک از دست داده است و از صراط مستقیم خارج شده است. بهعبارت دیگر، ایمان باور به گزارههای خاصی است که با اندکی لغزش و کمتوجهی، انسان در خم کوچههای الحاد خود را گم میکند که هیچ، بلکه اهلیت انسانیاش را نیز از دست میدهد و واجبالقتل میشود. برای استاد ثقافت، ایمان نوعی باور جزمی است که ذرهیی شک و تردید را در آن راه نیست و اگر کسی چنین کند، به سبب «کفر شک و تردید» از جرگهی ایمانداران خارج میشود و به جهنمیان میپیوندد. به همینگونه حتا اگر کسی سخنی بگوید که «جز کفر تاویلی دیگری نداشته باشد» به سبب «ردت» از نعمت ایمان محروم میشود و همه میدانند که مرتد را سزا چیست! استاد ثقافت در باور خودش حتا مراعات حال فیلسوفان و متکلمان مسلمان را که باور داشتند «جوهر ایمان معرفت فلسفی است» (ایمان و آزادی، محمد مجتهد شبستری، طرح نو، ۱۳۷۹، ۱۷)؛ و عارفان مسلمان را که معتقد بودند که جوهر ایمان «اقبال آوردن به خداوند و اعراض نمودن از همهی اغیار است» (همان، ۱۷) را نیز نکرده است و همه را به چوب تکفیر زده است. اما خانم سیمون وی باور دارد که این نوع نگاه، «مستلزم تمامیتخواهی است که اگر خفقانآورتر از تمامیتخواهی هیتلر نباشد، درست به همان اندازه خفقانآور است.» چرا که «التزام فکری هرگز و به هیچوجه امر اختیاری نیست» و بنابراین کسی را نمیتوان مجبور کرد که التزام به رای خاصی داشته باشد.
دوم: خانم وی باورمند است که: «حتا بهاصطلاح ملحدان و کافرانی که میتوانند شفقت بیشایبه ( نسبت به انسان رنجدیده) ورزند» به اندازهی اهل ایمان به خدا نزدیکاند. اما استاد ثقافت چنانکه آمد، باور دارد که هر که از اسلام خارج شود، «واجبالقتل» است و آنجا که زندهگی انسان را به سبب گمراهی میستانند، چه جای بحث و فحص در باب هدایت است؟ استاد در همین زمینه میگوید: «همهی اعمال کفار باطل میباشد، کدام ارزشی نزد الله متعال ندارد.» جایی که همهی اعمال انسان باطل است و نزد خداوندگار محلی از اعراب ندارد، بحث در باب هدایتیافتگی به یک مزاح میماند. در ضمن، عارف شوریدهحال فرانسوی باورمند است که: «وسیلهی نجات در همهی زمانها و مکانها بوده است چون تقدم و تاخر تاریخی نمیتواند نقش مهمی در ارتباط میان انسان و خدا ایفا کند.» او در واقع به کثرتگرایی دینی قایل است و همهی ادیان را «بازتابهای مختلف حقیقت واحد میداند»؛ اما مدرس دانشگاه بهدلیل اینکه «خداوند حضرت محمد مصطفی (ص) را بهعنوان آخرین پیامبر مبعوث فرموده است» و «رسالت و دعوت هر یک از پیامبران، مقید به زمان معین و محدود به امت خاصی بوده تا آنکه بشریت پس از گذشت قرنها و کسب تجربههای فراوان، از نگاه بلوغ عقلی و رشد فکری به حد کمال و پختگی رسید که شایستگی داشتن یک دین جامع و فراگیر و شریعت جاودان را پیدا کرد»، ادیان دیگر را منسوخ میداند و بیباکانه تقدم و تاخر تاریخی را فاکتور اساسی رابطهی انسان و خدا میداند و انحصارگرایی دینی را صواب میشمارد.
سوم: خانم وی مینویسد: «در باب تصدیق اعتبار و وثاقت تاریخی اعمالی که معجزه تلقی شدهاند، تصدیق یا تکذیب قاطع نمیتوان کرد». و « معجزات برهان صدق و حقانیت دین نیستند؛ زیرا در تمام ادیان معجزات رخ داده است.» اما استاد ثقافت، وثاقت تاریخی معجزات و کرامات را تایید میکند. او باور دارد که چون معجزات در قرآن کریم ذکر شده است و هر آنکه در «تایید هر آنچه پیامبر اسلام (ص) آورده است، تردید کند» مصداقی از «کفر شک و تردید» است از دایرهی اسلام خارج میشود و جزای حد «ردت» بر او جاری میشود. در مورد تعارض معجزه و علم که سیمون وی آن را میپذیرد، استاد ثقافت نهتنها این تعارض را نمیپذیرد بلکه دلایلی را، به تعبیر خودش علمی، چون «نمونهیی از معجزهی قرآن کریم در عرصهی فلک، فیزیک و جغرافیه» ارایه میکند. در کنار اینهمه، خانم وی میگوید که فرد متدین با تصدیق معجزات باید به «برهان شر»، پاسخی ارایه کند؛ اما استاد ثقافت در این باب خویشتن را در مکتوباتاش بهزعم خویش به تجاهل عارفانه فکنده است و لام از کام جدا نکرده است.
چهارم: بالاخره، خانم وی تغییر دین را برای انسان بهلحاظ روانشناختی «خطرناک» میداند و ترجیح میدهد که متدینان در درون سنت دینی خودشان به جستوجوی خدا بپردازند؛ اما استاد ثقافت نهتنها دین را به تعبیر محمد مجتهد شبستری یک «انتخاب شخصی» نمیداند بلکه یکی از وظایف دولت را «تبلیغ دین» و «نشر دعوت اسلامی» میداند و در همین زمینه میگوید: «حکومت اسلامی مسئولیت و رسالت خود را هدایت تعداد هر چه بیشتری از مردم به پیروی از دین الله میداند.» هر چند سیمون وی در باب نظامهای سیاسییی که انسان انتخاب میکند، سخنی نمیگوید اما استاد ثقافت دموکراسی را نوعی از نظام مبتنی بر «هوا و هوس انسان» و نمونهیی از حکومتهای «عصر جاهلیت» میداند.

سلام و درود.
کتابی را که در بالا به آن اشاره کرده بودم به اسم “برچیدن همهی احزاب” میتوانید از سایت عدم خشونت با این آدرس دانلود و مطالعه کنید:
ghkeshani.com در بخش کتابهای ترجمه شده.
قشنگ معلومه تو این مقاله دنبال چی هستید ! لازم نیست نتیجه گیری رو به عهده خواننده بگذارید و کاملا مشخصه که با جهت گیری مطلب نوشتید . از این بابت کارتون حرف نداره . احسنت
درود بر شما
شخصیت بزرگ و چند ساحته ای را به جامعه ی فارسی زبان معرفی کرده اید.
دست مریزاد بخاطر شناخت ایشان و معرفی ی ایشان
جنبه ای دیگر از جان و روح این “عذرای سرخ” را در لینک زیر می توانید بخوانید.
اما رساله ای دارد که در دست ترجمه است و عنوان طوفانی آن:
در لزوم انحلال همه ی احزاب سیاسی!