افغانستان شاهد افزایش حملات تروریستییی بوده است که هدف آنها اقلیت شیعهی این کشور بوده است. ناظران میگویند که هدف این حملات تضعیف اعتبار حکومت و افزایش تنشهای فرقهیی است.
دویچه ویله/مسعود سیفالله
والدینی که کودکانشان را روز دو شنبه، 21 نوامبر، به مسجد باقرالعلوم در کابل بردند، کمتر میدانستند که مجبور خواهند شد اجساد بیجان کودکانشان را به خانه خواهند برد. در این روز شوم یک بمبگذار انتحاری وسیلهی انفجاریاش را در اینجا در جریان یک مراسم مذهبی شیعیان انفجار داد و حداقل 30 تن را کشت و دهها تن را زخمی ساخت. شریف، که [مانند بسیاری از افغانها صرف به نامش یاد میشود و تخلص ندارد] گفت: «کسانی که در این حمله کشته شدند مقامهای حکومتی نیستند، آنها همه افراد عادی هستند». شریف در زمان وقوع این رویداد در داخل مسجد بود.
او با اشاره به حملات مشابه دیگر که ظاهرا شیعیان افغانستان را هدف قرار دادهاند، با گریه و زاری گفت: «چرا ما بهخاطر عبادت یا خواستن حقمان مورد حمله قرار میگیریم؟». آخرین حمله بهدنبال رویداد مشابه دیگر صرف در ماه اکتوبر که بیش از 32 تن را در ولایتهای کابل و بلخ کشت، اتفاق میافتد. در ماه جولای، حملهی دیگری در کابل بیش از 100 تن از معترضان را که اکثریتشان هزارههای شیعه بودند، کشت.
تقریبا تمام تلفات این حملات که مسئولیت آن را بهاصطلاح «دولت اسلامی» برعهده گرفته است، افغانهای شیعه بودند، چیزی که نگرانیها را در مورد افزایش خشونت فرقهیی در سرتاسر افغانستان بیشتر ساخته است. چنین خشونتی از زمان ظهور دولت اسلامی در افغانستان در اوایل سال 2015 در حال افزایش بوده است. این گروه حملات بیرحمانهیی را بر دیگر اقلیتهای مذهبی در سنگرهای مستحکمش در سوریه و عراق انجام داده است.
با اینحال، در افغانستان، جایی که براساس برآوردها 15 درصد جمعیت تقریبا 30 میلیونی آن را مسلمانان شیعه و عمدتا قوم هزاره تشکیل میدهد، حملات فرقهیی یک پدیدهی نسبتا جدید است. هرچند طالبان در جریان حاکمیتشان در افغانستان در اواخر دههی 1990 هزارهها را هدف قرار داد، این گروه اما از حملات اخیر بر مساجد شیعیان فاصله گرفته است. با اینحال، برخی از اعضای گروه طالبان و دولت اسلامی هنوز مسلمانان شیعه را مرتد میدانند و بر مساجد و گردهمآییهای آنها حمله میکنند.
تضعیف حکومت
ژیکفرید ولف، کارشناس جنوب آسیا در دانشگاه هایدلبرگ گفت که دولت اسلامی با حمله بر مسلمانان شیعه میخواهد فعالیت جامعهی مدنی در افغانستان را تضعیف کند. او گفت: «این حملهی داعش همچنین تلاشی بود برای تضعیف حکومت فعلی افغانستان از طریق ناتوان جلوه دادن آن در محافظت از اقلیتهای این کشور». اما این تنها چالشی نیست که حکومت در کابل در حال حاضر با آن مواجه است. این حکومت همچنین از شکافهای داخلی میان رییسجمهور غنی و عبدالله عبدالله، رییس اجرائیه، بر سر توافق تقسیم قدرت در حکومت وحدت ملی رنج میبرد.
همچنین، طالبان همچنان بزرگترین چالش برای نیروهای امنیتی افغانستان است که از زمان برعهده گرفتن مسئولیت کامل امنیتی این کشور جنگزده از نیروهای ناتو، بهسختی این گروه را در حاشیه نگهداشتهاند. حضور داعش تاکنون در چند ولسوالی محدود ولایت شرقی ننگرهار تصدیق شده است و اعضای آن عمدتا متشکل از اعضای پیشین طالبان و دیگر عناصر تروریستی است. با اینحال، دولت اسلامی با طالبان که قویترین نیروی مسلح مخالف حکومت در کشور باقی مانده است، اختلافات ایدیولوژیکی دارد.
برخوردها با نیروهای حکومتی و اعضای طالبان دولت اسلامی را در افغانستان تضعیف ساخته است. اما ولف، کارشناس، باور دارد که این گروه تروریستی قصد دارد پیامی را به حکومت و همچنین طالبان بفرستند که هنوز در سرتاسر افغانستان حضور دارد و میتواند تهدید باشد. به گفتهی این کارشناس، این حملات همچنین هشداری به اقلیتهای افغانستان بود که از روند صلح با طالبان یا هیچ گروه دیگری حمایت نکنند. او اضافه کرد: «حملات داعش باید بهعنوان یک هشدار واضح علیه جامعهی شیعه دیده شود که با طالبان یا حکومت وحدت ملی همکاری نکنند».
اختلافات فرقهیی
تعدادی از ناظران حملات اخیر را در یک چارچوب کلانتر رقابت بین افراطیهای شیعه و سنی میبینند. آنها استدلال میکنند که گروههایی که توسط عناصر تروریستی هردو شاخهی اسلام تامین مالی میشوند، چنین رویدادهایی را تشویق میکنند.
چنین حملات در کشورهایی چون پاکستان توسط گروههای بنیادگرای اسلامی انجام شده است و کارشناسان باور دارند که افغانستان در آستانهی درگیر شدن به سناریوی کلانتر خشونت فرقهیی قرار دارد. داوود ناجی، فعال جامعهی مدنی، میگوید که سیاست خارجی مبهم حکومت افغانستان زمینه را برای ظهور اینگونه خشونت فراهم کرده است. او گفت: «یک روز حکومت به پاکستان نزدیک است و روز دیگر به هند؛ یک روز به ایران نگاه میکند و روز دیگر به عربستان سعودی. اینگونه سیاستهای مبهم تمام طرفها را سردرگم میسازد».
عربستانِ با اکثریت سنی و ایرانِ با اکثریت شیعه رقیبان منطقهیی هماند. جستوجو و تلاش آنها برای برتری در منطقه و بهدنبال آن جنگ بر سر قدرت، ستیزه را در کشورهایی چون سوریه و یمن بیشتر ساخته است. اما مشخص کردن اینکه آیا موج حملات اخیر علیه شیعیان افغانستان در حقیقت توسط گروههای تروریستی در خارج افغانستان حمایت شده است، بسیار دشوار و تقریبا ناممکن است.
