تشخیص سیاسی من به من میگوید که همهی مردم افغانستان در جریان سلب صلاحیت وزیران کابینهی الحاج محترم رییسجمهور محمد اشرف غنی و شریک سمبولیک وی محترم داکتر صاحب عبدالله عبدالله میباشند. یعنی مردم خبر دارند که پارلمان کشور طی سه روز، به شش وزیر رای عدم اعتماد دادند. رای عدم اعتماد به این معنا که پارلمان دیگر به آنها اعتماد ندارد و بهتر آن است که شخص دیگری به جای آنها مصروف وزیری کردن باشد. مطابق قانون، هرگاه وزیری از نظر پارلمان شخص مناسب برای پیشبرد امور وزارت نباشد، پارلمان میتواند با اکثریت آرا از او سلب اعتماد کند. اما این قانون بیپدر از بس در کشور ما غریب است، اکثریت ملت فکر میکند که خود همین پارلمان نیز کمتر از دزد و دغل نیست.
به هر صورت، ما کاری به این نداریم که وکلای پارلمان چهقدر اعتماد ملت را باخود دارند و وزیرها چهقدر اعتماد وکلا را، در این بخش با یکی از وزرای سلب اعتماد شده مصاحبه کردهایم. مصاحبه را از زبان خودش بخوانید.
ما: سلام حال شما چهطور است؟
وزیر: سلام سلام، خوبید؟ خانواده، همکاران، رفقا همه خوبند؟
ما: تشکر! آمده بپرسم حالا که پارلمان به شما رای اعتماد نداده، چه حسی دارید؟
وزیر: ههههههههه حس خوبی دارم.
ما: فکر میکردم شاید ناراحت باشید اما خدا را شکر از خنده هیچ فارغ نمیشوید.
وزیر: فکر غلط کردی جان بیادر! فکر اینکه وزیران هم ناراحت شوند از بنیاد اشتباه است. من شخصاً وزیر پارلمان نبودم که با سلب اعتماد آنها ناراحت شوم. من وزیر رییسجمهور بودم، رییسجمهور هنوز هم مرا میخواهد و من هنوز هم وزیرم. پس چرا باید ناراحت باشم؟
ما: وزیران دیگر که سلب صلاحیت شدند نیز مثل شما فکر میکنند؟
وزیر: شاید، اما مطمئن نیستم چون بعضی از این وزرا، وزرای رییس صاحب جمهور نبودند. آنها شاید ناراحت باشند.
ما: به هر صورت، وزیر صاحب پارلمان به خاطری از شما سلب صلاحیت کرد که نتوانستهاید بودجهی خود را مصرف کنید. چرا مصرف نکردید؟
وزیر: والله این یک بهانه است که میگویند بودجه را مصرف نکرده. به قول استاد هاتف متعال، ولایاتیکه امنیت است و بسیار شدید به کار نیاز دارد و میتوان آنجا کار کرد، بودجه ندارد. ولایاتی که کل بودجه برای آنها اختصاص مییابد یا سال دو بار به مرز سقوط میرسد یا هر رقم تروریست که میخواهی در آنجا حکومت دارد. بناءً چه ما وزیر باشیم چه قبلگاه بزرگوار همین وکلای ارجمند، والله اگر پدر ما در آن ولایات کار بتواند. تروریستان مثل وکیلهای پارلمان نیستند که یکی-دو میلیون برایش بدهی با تو رفاقت کند و کاری به کارت نداشته باشد و اجازه بدهد بقیه بودجه را مطابق پلان و ضرورت مصرف کنی. طالبان او با پول راضی نمیشود، اگر هم راضی شود، بدتر از وکلای محترم است، بسیار زیاد میخواهند. در ضمن، سرشان باور هم نمیشود. یک دفعه کدام پدرنالت قوماندانش اعصابش خراب میشود، میآید و کل پلانهای وزارت را ماینگذاری میکند و انفجار میدهد و کسی هم نیست از آنها پرسان کند.
ما: در کنار ناامنی، چالشهای دیگری که مانع اجرای پروژه یا مصرف بودجهی وزارت شما شده، چیها اند؟
وزیر: همانطوری که قبلاً گفتم، من وزیر رییسجمهور هستم نه وزیر پارلمان. من نهتنها نمیخواهم رییسجمهور را ناراحت ببینم که حتا نمیخواهم آقای سلام رحیمی، حنیف اتمر و اکلیل حکیمی را نیز ناراحت ببینم. این بزرگواران را خدا حفظ کند.
ما: آها… گپ از این قرار است. حالا فکر میکنی حکومت به تصمیم پارلمان احترام بگذارد؟
وزیر: هههههههههههه چه خبرنگار ساده و بیخبر استی تو. تابهحال دیدهیی که حکومت مجبور شده باشد احترام بگذارد؟! به قول معلم ادبیات ما؛ ندیدهیی، نمیبینی و نخواهی دید.
ما: اگر بر فرض محال، حکومت به قضاوت پارلمان در مورد شما و همکاران سلب اعتمادشدهیتان احترام گذاشت و شما را خانهنشین کرد، واکنشتان چه خواهد بود؟
وزیر: من عقابم! مثل همیشه بالاتر از بقیه قرار خواهم گرفت و شکار بعدیام را انتخاب خواهم کرد.
ما: یعنی فاش نمیکنید در این مدتی که شما وزیر بودید چه تعداد از وکلا برای گماشتن دوستان خویش پیش شما آمد یا از شما پروژه و پول خواستند؟
وزیر: نه، دوستان من در مجلس نمایندگان خاطرجمع باشند. بهقول خود همین وکلا، اگر امروز روز است، فردا هم روز است.
من عقابم
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
