چالش آب سرد یادتان مانده؟ همان که اگر فکر میکردی میتوانی بر چالشها پیروز شوی، مجبور بودی یک سطل آب سرد (تقریباً یخزده) را بالای سرت خالی میکردی و بعدش ویدیو یا عکس را در فیسبوک و تویتر و انستاگرام نشر میکردی. آن چالش تاریخش تیر شد، هرچند که میگفتند این چالش برای مبارزه با سرطان است.
بعد از آن تعدادی از افغانهای عزیز ما که دوست ندارند نسبت به باقی جهان پسمانده باشند، چالش دیگری به راه انداختند و هرکدام لیست ده کتابی را که مطالعه کرده بودند، نشر میکردند. دقیق نمیدانم چه کسی مرا به این چالش فراخواند، اما از مجموع ده کتابی که من لیست کرده بودم، دری صنف اول نیز بود. این چالش هم گذشت و من نمیدانم که چه تاثیری بر شمار مجموعی کتابخوانی در افغانستان گذاشت.
بعدش چند نفر از بامیانیها یک چالش دیگر را به راه انداختند. چند نفر که وضع اقتصادیشان خوب بود. آنها یکدیگر را به چالش فرامیخواندند که هر سال برای یکی از فقیرهای بامیان خانه بسازند. البته نمیفهمم که خانه ساختند یا نه.
بعدش برادران دیگر چالش آدمربایی به راه انداختند. 31 نفر را در زابل گروگان گرفتند، تعدادی را کشتند و تعدادی دیگری را آزاد کردند. هرچند این کار به تروریستان نسبت داده شد اما گفته میشود مغز متفکر این گروگانگیری در کابل بوده. بعدش هفت نفر دیگر را گروگان گرفتند و سربریدند و همینطور این چالش به میدان وردک و قندوز و فراه و غور نیز رسید. این چالش هنوز تاریخش تیر نشده، هنوز هم هرازگاهی مردم را گروگان میگیرند، گاهی میکشند و گاهی زنده آزاد میکنند. البته من نمیدانم که این گروگانگیریها از کابل سازماندهی میشود یا از وزیرستان شمالی.
اما تازهترین چالش، چالش خسارت است.
معاون سخنگوی ریاستجمهوری اعلام کرد که تروریستان طی دو ماه بیشتر از دو میلیارد افغانی به دولت و ملت افغانستان خسارت وارد کردهاند. او گفت که تروریستان و بهویژه طالبان، داراییهای عامه نظیر مساجد، مکاتب، خانههای مردم، دکانها، پُلها، معابر، مراکز صحی، سرکها و ساختمانهای دولتی را یا خراب کردهاند یا متضرر کردهاند که مجموعاً دو میلیارد و یکصدوچهلونه میلیون افغانی به افغانستان خسارت وارد کرده است. وی از این بابت متاسف بود.
سخنگوی طالبان به این چالش پاسخ داده و گفته که ما از قندوز شروع میکنیم. دو بار قندوز را گرفتیم، در حالیکه ممکن بود موفق نشویم. هر بار، دهها تانک و توپ و انواع سلاحها بهدست ما افتاد. از باقی چیزهایش میگذریم. در ولایت بغلان، در دهنهی غوری و دندغوری هم مقداری بهدست ما افتاد. در ارزگان که در این اواخر تعدادی از مجاهدین ما که قبلاً منحرف شده بودند و به دولت پیوسته بودند، دوباره همراه ما شدند. تجهیزات زیادی با خودشان آورده بودند. هلمند را که خودتان خبر دارید، نیاز به ارائهی لیست نیست. در ننگرهار، اوهو اوهو تازه یادم آمد، جایی بسیار خوبی است. در بدخشان، نگو که تجهیزات بهدست ما افتاد، بگو لعل بهدست ما افتاد. در فاریاب، یا الله چه عرض کنم، بروید از جنرال دوستم بپرسید که چه چیزهایی بهدست ما افتاده. در فراه، کم مانده بود دفتر والی را هم فتح کنیم، اما نشد. بازهم چیزهای زیادی بهدست ما افتاد. خلاصه سرتان را به درد نیاورم، اگرتنها سلاح و تجهیزات نظامی را که ما از نیروهای دولتی یا به زور گرفتیم یا به رضا، حساب کنم؛ از ده میلیارد هم شاید زیاد شود. این در حالیاست که امکان داشت هیچ چیزی بهدست ما نیافتد اما میبینید که افتاده است.
وی ادعا داشت که اگر حکومت وحدت ملی کمی توجه میکرد، حتا یک تانک هم بهدست ما نمیآمد، اما حالا بهفضل خداوند ما صدها تانک داریم، تمامش هم هاموی است. خو در این خسارتها کی مقصر است؟ ما خو مقصر نیستیم. وقتی ولایت یا ولسوالیها را فتح کردیم، سلاح و تجهیزاتش را با خود میبریم. حکومت اگر خوشش نمیآید، به ما اجازه ندهد که فتح کنیم. خُب، خسارت، خسارت است دیگه، فرقی نمیکند ما وارد کنیم یا شما.
وی از دادن جزئیات معذرت خواست و گفت: اگر جزئیات کامل میخواهید، به چند روز وقت ضرورت دارید تا ما بتوانیم پوستهبهپوسته، کلاشبهکلاش، نارنجکبهنارنجک، توپبهتوپ و تانکبهتانک برایتان توضیح بدهیم. اما میبینید که نه شما اینقدر وقت دارید و نه ما.
چالش خسارت
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
