شش روز از آغاز جنگ شدید در قندوز میگذرد و وضعیت این شهر روزبهروز آشفتهتر میشود.
طالبان اینبار با جدیت بیشتر از سال قبل در برابر نیروهای امنیتی کشور جنگ میکنند و علیرغم تلاشهای نیروهای امنیتی، بخشهایی از این شهر همچنان در دست طالبان باقی مانده است. ساکنان محلی میگویند که طالبان در مناطق مسکونی جابجا شدهاند و از آنجا علیه نیروهای امنیتی کشور مقابله میکنند. با آنکه نبرد در این شهر جریان دارد اما حضور طالبان در مناطق مسکونی و در خانههای مردم کار را برای نیروهای امنیتی پیچیدهتر کرده و جنگ را به یگ جنگ فرسایشی مبدل ساخته است.
جنگ وضعیت زندگی را بر ساکنان قندوز تلخ کرده است. هرچند هنوز آمارهای رسمی از تلفات این جنگ وجود ندارد اما اطلاعات موجود نشان میدهند که شمار تلفات این جنگ بهشدت بالا است. در کنار آن صدها و بلکه هزاران خانواده مجبور شدهاند خانههایشان را ترک کنند و در ولایات همجوار و مناطق امنتر پناه گزینند. این بیجاشدگان جنگ در وضعیتی بهشدت ناگوار بهسر میبرند و کمبود مواد غذایی، امکانات صحی، و سرپناه زندگی را برآنان تنگ ساخته است. بدتر از اینها وضعیت گیرماندگان جنگ میباشد، کسانیکه نتوانستهاند از خانههای خود بیرون شوند و از محلات جنگی و آسیبپذیر خود را به مناطق امنتر برسانند.
در حالیکه اوضاع پیچیدهتر میشود، برنامهی مشخصی برای رسیدگی به مشکلات مردم قندوز وجود ندارد. نه دولت و نه نهادهای بشردوستانه هیچکدام وقع جدی به وضعیت دشوار زندگی مردم قندوز نمینهند و آنان در این شرایط دشوار بدون هیچ حمایتی در حاشیهی شهرها و در دل دشتها و بیابانها رها شدهاند. این وضعیت نگرانیها از بروز یک فاجعهی انسانی دیگر را افزایش داده است.
در حالیکه سال گذشته حملهی طالبان بر شهر قندوز بهسادگی مهار شد و نیروهای امنیتی توانستند در کمتر از سه روز کل شهر را از وجود طالبان پاکسازی کنند، اما امسال نتوانستهاند طی نزدیک به یک هفته این کار را انجام دهند. هنوز اکثر محلات تحت کنترل طالبان است و مناطق تحت کنترل نیروهای امنیتی نیز میان دو طرف دستبهدست میشوند. با توجه به نوع عملکرد نیروهای امنیتی، بهنظر میرسد این جنگ تا روزهای آینده ادامه خواهد یافت.
اینکه چرا این جنگ طولانی شد پاسخ روشنی از سوی مسئولین به آن داده نشده است. ظاهرا حضور طالبان در مناطق مسکونی دلیل اصلی تداوم جنگ عنوان شده است، اما این فقط صورت سادهشدهی مساله است.
تداوم این جنگ ابعاد مختلفی دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد. گرارش هیات حقیقتیاب سقوط قندوز در سال گذشته نشان داد که جنگ در این ولایت با چه ابعاد پیچیدهیی بههمراه است و چگونه دستهای پیدا و پنهانی در مدیریت آن نقش دارند. ستون پنجمیهایی که از آنها در گزارش هیات حقیقتیاب سقوط قندوز نامبرده شده بود شناسایی نشد و امسال نیز احتمالا چنین افرادی عملا درگیر ماجرا هستند.
بدون شک، این مساله هم مدیریت جنگ را برای فرماندهان نظامی و هم برای سربازانی که در این نبرد سنگین حظور دارند دشوارتر کرده است. تداوم جنگ در قندوز و ضعف در رهبری آن را صرفا با همین دلیل قابل توجیه است در غیر آن طالبان نمیتوانند با این قدرت و توان خود در برابر نیروهای امنیتی کشور مقاومت کنند.
با آنکه تجربهی سال گذشته باید مانع سقوط قندوز بهدست طالبان میگردید، اما این اتفاق نیافتاد و بهرغم اطمینانی که دولت به مردم داده بود این تجربهی تلخ دوباره تکرار شد. تکرار این فاجعه دقیقا بهدلیل عدم تحقق وعدههای حکومت به مردم قندوز و بیتفاوتی نسبت به وضعیت این ولایت بود. پیشنهادات کمیسیون حقیقتیاب جدی گرفته نشد، با ستون پنجمیها برخورد صورت نگرفت و در شرایطی که طالبان عقبنشینی کرده بودند عملیات نظامی تا سرکوب کامل آنان ادامه نیافت.
وضعیت آشفتهی جنگ قندوز
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
