اخیراً دو مقام ارشد نظامی امریکا؛ جنرال جو دانفورد، فرمانده کل نیروهای امریکایی و جنرال جان نیکلسون، فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان گفتهاند که وضعیت جنگ در افغانستان به بنبست رسیده است. این دو مقام بلندپایهی نظامی امریکا بنبست جنگ در افغانستان را در یک نشست خبری که در وزارت دفاع امریکا (جمعه 2 میزان) برگزار شده بود، بیان کردهاند. نیکلسون گفته است نه حکومت و نه طالبان، نتوانستهاند مناطق تحت کنترلشان را گسترش بدهند. نیکلسون گفته موفقیت و ناکامی طالبان و نیروهای امنیتی در میدان جنگ به نقطهی «تعادل» رسیده است. با اینحال، جنرال دانفورد گفته که طالبان به اهدافی که برای خود تعیین کرده بودند نرسیدهاند. بنا بر آماری که نیکلسون ارائه کرده 65 الی 70 درصد جمعیت کشور تحت حاکمیت دولت زندگی میکنند و 10 درصد زیر قلمرو طالبان. متباقی جمعیت در مناطقی که جنگ میان دولت و طالبان جریان دارد، زندگی میکنند.
جنگ در «بن بست» خبر بدی برای افغانستان و همکاران جهانی آن است. با به بنبست رسیدن گفتوگوهای صلح با طالبان، اشرف غنی، رییس حکومت وحدت ملی، به نیروهای امنیتی کشور دستور داد تا با تمام امکانات خود دشمن را سرکوب کنند. اظهارات مقامات ارشد نظامی امریکا گفتههای سران حکومت را که مدام میگفتند طالبان در میدانهای نبرد شکست خوردهاند و توان مقابله با نیروهای امنیتی را از دست دادهاند با چالش مواجه کرده است. به اینمعنا که نیروهای امنیتی بهرغم دستور سرکوب و استفاده از تمام امکانات علیه دشمن، نهتنها نتوانسته طالبان را پس بزنند بلکه جنگ را هم بهسوی بنبست سوق دادهاند. تعادل در جنگ واقعیتی تلخ برای نیروهای امنیتی است. سوال اما این است که پس از به بنبست رسیدن گفتوگوهای صلح، جنگ چگونه به بنبست رسید؟
اول، کابل سعی ورزید با ایجاد روابط حسنه با اسلامآباد، بر تنشهای دیرینهی خود با پاکستان نقطهی پایان بگذارد. تلاشهای مذبوحانهی کابل قدمی به پیش نبرد و پاکستان همچنان به مداخلهی آشکار در امور کشور ادامه داد و از مخالفین مسلح دولت حمایت کرد. قریب به کل حوادث تلخ امنیتی که در کشور رخ داده است از پاکستان طراحی شده است. مسئولین امنیتی بارها گفتهاند نیروی اصلی مخالفین در میان نبرد را پاکستانیها تشکیل میدهند.
دوم، رویکرد حکومت نسبت به طالبان بخشی دیگر از بنبست است. غنی طالبان را از یک گروه تروریستی به مخالفین سیاسی تقلیل داد، جنگ را کنار گذاشت و شیوهی گفتوگو را در پیش گرفت. این مهم با چگونگی سیاست حکومت نسبت به پاکستان قابل تحلیل است. سران حکومت انتظار داشتند پاکستان از نفوذ خود بالای طالبان استفاده کرده و آنها را به پای میز مذاکره بکشاند. بهرغم گفتوگوهای چهارجانبه و تعهداتی که پاکستان به کشورهای عضو گروه داد اما زمانیکه طالبان مذاکره را رد کردند پاکستان نهتنها علیه طالبان در خاک خود عملیات نظامی راهاندازی نکرد بلکه واضح گفت که سران طالبان با خانوادههایشان در خاک پاکستان هستند. زمانیکه حکومت بیشترین نیرو و توانش را صرف کشاندن طالبان به میز مذاکره کرده بود، خود طالبان مصروف راهاندازی عملیات بودند.
سوم، انتقال مسئولیتهای امنیتی نقش چشمگیری در «تعادل» جنگ دارد. سپردن مسئولیتهای امنیتی به نیروهای داخلی مبتنی بر واقعیت نبود بلکه تلاشی غیر واقعبینانه بود. سربازان تازهآموزشدیدهی کشور با حداقل امکانات، توان جنگ و نبرد را با گروهی که بهصورت پیچیده سالهاست که دولت و همکاران بینالمللی آن را زمینگیر کرده نداشتند. افغانستان لانهی خطرناکترین گروههای تروریستی جهان بود و آنگونه که معاون رییسجمهور در سازمان ملل گفته است در حالحاضر هم نیروهای امنیتی با دهها گروه مسلح غیر مسئول در حال نبرداند.
چهارم، بحران سیاسی در کشور و تنشهای سران حکومت بر سر مسایل نهچندان مهم، نهتنها که جنگ را به بنبست کشید، بلکه کشور را نیز در معرض خطر جدی قرار داده است. اختلافهای سران حکومت بر چگونگی تقسیم قدرت، ثروت و دسترسی به منابع، توان نیروهای امنیتی و روحیهی جنگی سربازان را در میدانهای نبرد آسیب زد. گزارشهای زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه که زخمیها و جنازههای سربازان برای مدتهای طولانی در میدانهای نبرد به حال خودشان رها شدهاند و کمکهای لازم به سربازان جنگ به موقع نرسیده است.
بنبست حاضر چگونه خواهد شکست؟
وضعیت بحرانی و دشوار کنونی، تنها مربوط به افغانستان نیست بلکه این وضعیت شامل حال کشورهایی که مسئول کمک و تجهیز نیروهای امنیتیاند نیز میشود. فقدان تجهیزات و امکانات، جنگ را به بنبست یا به تعادل کشانده است. بایستی به نیازهای نیروهای امنیتی توجه شود و تقویت قوای هوایی کشور میتواند جنگ را از بنبست برهاند. فساد در نهادهای امنیتی وجود دارد و در سطوح فرماندهی این مساله جدیتر از هر جای دیگر است. اخیراً دهها پستهی امنیتی در هلمند بدون مقاومت و درگیری به طالبان واگذار شدهاند. حکومت باید علیه مافیای فساد که از وضعیت موجود بهمثابه یک فرصت تجارتی استفاده میکنند، یک مبارزهی جدی را آغاز کند. کاهش تنشهای سیاسی سران حکومت وحدت ملی اما مهمتر از هر موضوع دیگری است.
جنگ چگونه به بنبست رسیده است؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
