بعد از ظهر دوشنبه 15 سنبله دو انفجار پیدرپی در برابر وزارت دفاع، تلفات سنگینی بر جا گذاشت. این دو حمله که با فاصلهی زمانی و مکانی اندک، هنگام عبور و مرور کارمندان وزارت دفاع اتفاق افتاد، بنا بر گزارش وزارت صحت عامه 41 کشته و 110 زخمی بر جا گذاشت. چند مقام بلندپایهی امنیتی؛ آمر و معاون حوزهی دوم امنیتی پولیس، آمر امنیت شهری ریاست امنیت ملی، یک جنرال دو ستارهی اردوی ملی و معاون قطعهی ویژهی حفاظت از ریاستجمهوری نیز در میان قربانیان این رویدادند.
درحالیکه رسانهها و مردم هنوز درگیر جزئیات و وحشت این انفجارها بودند، ساعت 11 شب سهشنبه یک انفجار قدرتمند دیگر شهرکابل را لرزاند و هول و وحشت سنگینی بر مردم مستولی کرد. چهار مهاجم که یکی از آنها با موتری مملو از مواد انفجاری وارد یکی از مهمترین نقاط شهر کابل شده بود، ابتدا با انفجار انتحاری شهر را به وحشت فرو برد و سپس سه مهاجم دیگر به دفتر موسسهی خیریهی «پاملرنه» داخل شدند و 11 ساعت در برابر نیروهای امنیتی مقاومت کردند.
وزارت دفاع و وزارت داخله بهدنبال این حملات و در واکنش به آن از شجاعت، درایت و مدیریت نیروهای امنیتی ستایش کردند و عملکرد آنان را موفقانه ارزیابی کردند. وزارت دفاع در اعلامیهیی گفت: تروریستان کوردل بهدنبال شکستهای پیدرپیشان در جبهات جنگ با نیروهای امنیتی، در پی جبران این شکستها و خلق وحشت در میان مردماند و دست به کشتار افراد ملکی میزنند. در همین حال شمار زیادی از کاربران شبکههای اجتماعی و مردم پس از این حملات، مسئولان نهادهای امنیتی را در تأمین امنیت شهروندان ناکام خواندند و خواهان استعفای آنها شدند.
با آنکه نهادهای امنیتی در واکنش به این حملات از عملکردشان ستایش کردند، حقیقت روشن اما در جریان سه رویداد در روز دوشنبه و شب سهشنبه این بود که نهادهای امنیتی توانایی پیشگیری از حملات سازماندهیشده و انتحاری تروریستان را ندارند. این واقعیت زمانی آشکارتر میشود که وقایع امنیتی چند ماه گذشته مرور شود: حملهی انتحاری بر تظاهرات جنبش روشنایی در دهمزنگ، حمله بر دانشگاه امریکایی، انتحاری در برابر وزارت دفاع و در نهایت آخرین حمله بر یک موسسهی خیریه که بیش از 11 ساعت دوام آورد.
همهی این اتفاقات بد اما سنجیدهشده از طرف تروریستان، نشاندهندهی توانایی آنها و ضعف مدیریتی و سیاستگذاری در نهادهای امنیتی است. درحالیکه سربازان و نیروهای امنیتی دست به ماشه به قیمت جانشان برای دفاع از خاک و حاکمیت حکومت میجنگند، در سطوح بالاتر کمتر فردی در برابر اینهمه تباهی و کشتار خودش را مسئول و ناتوان احساس میکند. اعلامیههای دیروز نهادهای امنیتی بیانگر این حقیقت بود که هر چه اتفاقات بدتر و جنگهای بیشتری از جانب تروریستان بر رسوخناپذیرترین مکانها سازماندهی و اجرا شوند، مقامات امنیتی همچنان در پی نکوهش دشمن و ستایش سربازاناند و مسئولیت بیشتر از این بر دوششان احساس نمیکنند.
نوعیت و زمان رویداد در برابر وزارت دفاع نشان میدهد که یا دشمن با اطلاعاتتر و قدرتمندتر از نهادهای امنیتی است یا دستی در درون نهادهای امنیتی دارد که تشخیص میدهد کجا و بر چه کسانی حمله کند. کشتار دیروز تروریستان قابل نکوهش و سرزنش است، ضدبشری و جنایت است؛ اما واکنش نهادهای امنیتی در برابر این رخدادها و تحسین از عملکردخوشان نیز شرمآور و غیرمسئولانه است. درحالیکه چند تن از بلندپایهترین مقامهای امنیتی جان دادهاند، هیچ مقامِ بلندپایهیی نه از جانب نظام و مقامات مورد پیگرد قرار گرفت و نه هم هیچیک از آن مقامات مسئول بهدلیل ضعف و غفلت فضاحتبارشان بهیاد مفهومی بهنام «استعفا» افتادند.
حقیقت این است که حملات روز گذشته بر جان و حیثیت نیروهای امنیتی و حکومت افغانستان با تقدیر از عملکرد مقاماتی که در غفلت مطلق بهسر میبرند، ذرهیی از مسئولیت آنها در برابر مردم، حکومت و همکارانشان نمیکاهد. حملات پیدرپی و مرگبار در نقاط مختلف شهر کابل، وحشت و نگرانی مردم را هر روز افزایش میدهد و پایههای ثبات و امنیت نظام را در کشور در هم میشکند. اعلامیههای ستایش از سربازان و نکوهش تروریستان نه به وضع بد امنیتی کمکی میکند و نه از بار مسئولیت سنگین مقامات بلندپایهی امنیتی در برابر مرگ همکارانشان و مردم افغانستان میکاهد. اگر ارادهیی برای بازپرس و مجازات در حکومت وحدت ملی وجود ندارد، منصفانه خطاب به مسئولینی که ناکارآمدیشان شهرهی عالم است، باید گفت که: خودتان استعفا دهید.
چرا کسی برکنار نمیشود، چرا کسی استعفا نمیدهد؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
