دولت افغانستان پستی دارد بهنام مشاورت در امور مربوط به حکومتداری خوب. یک نفر رسما در این پست کار میکند. مسؤلیت فردی که مشاور در حکومتداری خوب است این است که نشان بدهد دولت چهگونه میتواند به شهروندان افغانستان بهگونهی موثرتر خدمت کند. در عبارت «حکومتداری خوب» فرض این است که چیزی بهنام حکومتداری داریم که میخواهیم خوب و کارآمد هم باشد. اما واقعیت آن است که در افغانستان خود نفس حکومتداری مورد سوال است چه رسد به حکومتداری خوب.
آنچه شهروندان افغانستان به اسم حکومت و حکومتداری میبینند، چیزی جز میدان سیالداری نیست. ظاهرا رییسجمهور مملکت شب و روز خود را صرف این میکند که به رقیب خود یعنی رییس اجراییهی حکومت و مردم افغانستان نشان بدهد که او واقعا رییسجمهور است و از صلاحیتهای معمول هر رییسجمهور مقتدر برخوردار. این رییسجمهور فکر میکند اگر کمترین کاری را در همآهنگی با رییس اجراییهی دولت خود بکند، مردم احساس خواهند کرد که او رییسجمهور مقتدری نیست.
از آنسو، رییس اجراییهی دولت (که خود را برندهی واقعی انتخابات ریاستجمهوری میداند) همواره سعی میکند به یاد همهگان بیاورد که اقتدار و صلاحیت او به هیچ روی کمتر از اقتدار و صلاحیت رییسجمهور نیست و اگر رییسجمهور کنونی فعلا بهنام رییسجمهور شناخته میشود فقط محصول یک توافق سیاسی است و عملا معنایی ندارد.
در برابر این نظام مضحک سیالداری پاکستان را تصور کنید که در نیم قرن اخیر از درون دهها آشوب سیاسی عبور کرده و در همه حال حکومتی داشته که منافع ملی آن کشور را پاس داشته. از ذوالفقار علی بوتو تا ضیاءالحق و از نواز شریف تا پرویز مشرف و از پرویز مشرف تا آصف زرداری و بینظیر بوتو حکومت پاکستان به دست آدمهای مختلف افتاده و در هر چرخشی سختترین رقابتها و خصومتها میان حاکمان هر دوره را تجربه کرده است. پاکستان غالبا سرزمین کودتاها بوده. اما در همهی این احوال، همهی حاکمان پاکستان بر این نکته توافق داشتهاند که حکومت باید کلان فکر کند و منافع ملی پاکستان را قربانی رقابتها و سیالداریهای شخصی افراد نکند. در سایهی همین انضباط بود که پاکستان صاحب سلاح اتمی شد. در تبعیت از همین طرز فکر ملی بود که پاکستان توانست افغانستان را به خاک سیاه بنشاند و ظرفیت ظهور آن بهمثابهی یک رقیب حتا کوچک را از میان بردارد.
در افغانستان، ما چیزی بهنام حکومتداری نداریم تا بعد دربارهی خوب بودن و بد بودن آن فکر کنیم. دستگاهی که بهنام حکومت میشناسیم چیزی نیست جز شبکهی مسمومی از سیالداریهای قومی و شخصی. حکومتداری خوب پیشکشمان. کاش اول حکومت میداشتیم.
حکومتداری یا سیالداری؟
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
