جنبش و حزب

سخیداد هاتف

در سال‌های بعد از سقوط طالبان ده‌ها حزب سیاسی در افغانستان به‌وجود آمدند و اجازه‌ی فعالیت رسمی یافتند. اما بسیاری از این احزاب به‌سرعت به تاریکخانه‌ی فراموشی لغزیدند و حتا نامی نیز از خود بر جا نگذاشتند. این احزاب فراموش شده را دستگاه حاکم لغو نکرد؛ به‌طور خودکار گم و گمنام شدند. امروز کمتر کسی اسم این احزاب و رهبران و اعضای ارشدشان را می‌شناسد. از فعالیت‌شان نیز هیچ خبری نیست. از سویی دیگر، در سال‌های اخیر نمونه‌هایی از حرکت‌های جمعی مردم در اعتراض به سیاست‌های دولت رخ نمودند که به‌نام «جنبش» مسمی شدند. جنبش تبسم، جنبش روشنایی و جنبش/رستاخیز دادخواهی.
این جنبش‌ها، که البته با تعریف‌های کتابی از مفهوم جنبش همخوانی زیادی نداشتند، به‌خاطر مقید نبودن‌شان در چارچوب‌های حزبی توانستند افراد زیادی از گرایش‌های متنوع سیاسی را بر گردِ یک آرمان عام- مثلا عدالت اجتماعی- بسیج کنند. اما این پوششِ عام نتوانست مرزهای قومی را نیز درنوردد. هرچند هم در جنبش تبسم و جنبش روشنایی و هم در جنبش دادخواهی تعدادی افراد از قوم‌های «دیگر» نیز مشارکت کردند، اما برای همه‌گان روشن بود که بدنه‌ی اصلی جنبش روشنایی و جنبش تبسم را هزاره‌ها تشکیل می‌دادند و بنیاد اصلی جنبش موسوم به رستاخیز دادخواهی در میان قوم تاجیک نهاده شده بود. پی‌آمد مهم این وضعیت این بود که جنبش‌ها نیز در نهایت بر همان خطِ احزاب قدیمی حرکت کنند. به این معنا که این جنبش‌ها بر گسست‌های تازه در جغرافیای سیاسی افغانستان دلالت نمی‌کردند و نمی‌کنند. به‌بیانی دیگر، اگر هر کدام از این حرکت‌های اجتماعی در دوران بعد از طالبان را لرزه‌های مهمی در جغرافیای سیاسی افغانستان بدانیم، این لرزه‌ها نیروی خود را از گسست‌های حزبی جدید بیرون ندادند. بل از گسست‌های آماده‌یی که قبلا به نام آرمان‌های سیاسی احزاب قدیمی شکل گرفته بودند، بیرون دادند. به این ترتیب جنبش روشنایی و جنبش تبسم خواهی‌نخواهی در چارچوب آرمان‌های شکل‌یافته توسط حزب وحدت اسلامی تفسیر شدند و رستاخیز دادخواهی‌یی که تاجیک‌ها سامان‌اش داده بودند در هیات یک حرکت شورای نظاری یا جمعیتی رخ نمود.
امروز بسیاری دوست دارند این جنبش‌ها را نشانه‌ی گذاری عمیق به وضعیتی جدید بدانند. اما وقتی حساب‌ها تسویه شوند (و این تسویه‌ی‌حساب در این جنبش‌ها جریان دارند) آن‌چه برجا می‌ماند نه مراد و آرمان احزاب جدید است و نه خواسته‌های عام و بی‌شکل مردمی. آن‌چه بر جا می‌ماند بیانِ خواست‌های اجتماعی در همان قالب‌های حزبی مذهبیِ کلاسیک است. نشانه‌های آن را از همین اکنون می‌توان دید.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه