تفکر پرسشی و عدالت اسطوره‌یی

عمران راتب
عمران راتب

تفکر در معنای عام و منتشر آن، یک مفهوم انتزاعی و تک‌سویه نیست، اما با قرائت عوامانه و همگانی از فکر و عمل، تفاوت دارد. در فهم همگانی از اشیاء و مقولات و ایجاد رابطه با آن‌ها، یعنی برخورد با ذهن و عین، برآیند و نتیجه‌ی برخورد همواره در سطح باقی می‌ماند. از این نگاه احتمال این‌که ما در خوانش خود از مفهوم تفکر دچار خطا و یا تناقض گردیم، وجود دارد. چه این‌که، آن‌چه از تفکر قابل سنجه و پیمایش و اثبات‌پذیر است، نیز همان سطح رویین یا نمود ظاهری آن است. بدین معنا که مقوله‌یی به‌نام «تفکر» قابل درک نیست، مگر این‌که در حوزه‌ی عمومی و در کنش ارتباطی میان انسان‌ها قابل مشاهده باشد. بر این مبنا، خطایی که فهم ما را و در واقع روش شناخت ما را تهدید می‌کند، این است که میان آن سطح رویین تفکر و نگرش سطحی و عوامانه خلط کنیم.
اما نگرش عمقی و ایجاد رابطه‌ی علی و معلولی در خصوص نمودهای فکری و موضع‌گیری‌های سطحی به‌خوبی نشان می‌دهد که خلط میان برآیند تفکر و سطحی‌گرایی فاقد رانه‌ی تفکر، همان‌قدر ناممکن و چه‌بسا محال است که هم‌سان‌انگاری میان عقلانیت و ضدعقلانیت، و هر دو نگرش غلط‌انداز، محصول نگاه عقل ابزاری و در واقع، نگاه ضدعقلانی ماست. معنای اثباتی این سخن این است که، تفکر در ساحت عینی ظهور می‌کند و به‌عبارتی، توسط عینیت‌های تجربی خود را بر ما ظاهر می‌سازد، اما خواست‌گاه و ریشه‌ی غیرعینی دارد. یعنی آن‌چیزی که مبتنی بر آن، امری مانند اندیشه و تفکر شکل می‌گیرد و قوام می‌یابد، تجربه و عینیت نیست. تردیدی وجود ندارد که تفکر هماره معطوف به امری بیرون از خود و مسایل کاربردی و تجربی است، مسأله اما این است که هسته‌ی بنیادین تفکر، که وجه عینی تفکر خود را به‌واسطه‌ی آن منتشر می‌سازد، چیزی است مطلقاً درونی و به اعتباری، پیشاتجربی. بیان روشن‌تر این مسأله این است که، هنگامی که ما در رابطه با جهان و امور و رویدادهای ممکن به‌گونه‌یی سخن می‌گوییم که سپس در عرصه‌ی اثبات تجربی می‌توانیم از آن سخن خود دفاع کنیم، معنایش این است که مواجهه‌ی ما با جهان و رویدادها، مبتنی بر تفکر و عقلانیت بوده است. این بعد نظری فهم ما از مفهوم تفکر است. فاصله‌ی آشتی‌ناپذیری که میان عینیت تفکر و نگرش سطحی و عوامانه وجود دارد نیز از این‌جا شکل می‌گیرد. بدین لحاظ که نگاه سطحی و روزمره نسبت به جهان و رویدادها، فاقد آن وجه نظری و به‌اصطلاح، تجربه‌ی زبانی است. لذا، مواجهه‌ی روزمره و فاقد پشتوانه‌ی نظری، همواره یک امر پسینی است و از این رهگذر، امکان درغلتیدن به خطا و اشتباه در آن، بسیار زیاد است. امر پسینی به این مفهوم که در این نوع مواجهه با جهان و رویدادهای ممکن درون‌جهانی، عمل و تجربه از یک سطح و مرحله‌ی «بعدی» آغاز گردیده است، مرحله‌یی که خواست‌گاه نظری و زبانی در آن وجود نداشته و پس انداخته شده است. بنابراین، نگاه روزمره و سطحی از بنیاد، یک نگاه برکنده از زمینه‌ی خود است و امکان این‌که بتوانیم این نگاه یا در واقع این تجربه‌ی فاقد شالوده‌ی نظری را تئوریزه کنیم، خیلی محدود و نادقیق است. بی‌جهت نیست که در متن همین کنش‌های کلامی روزمره نیز هرازگاهی به کسی گفته می‌شود: «سخنش بسیار سست و پادرهوا بود». این «سخن سست و پادرهوا» که غالباً به عمل پادرهوا و کورکورانه تحویل داده می‌شود، عین واقعیت مواجهه‌ی سطحی و عوامانه است.
ممکن است این تبیین سبب خلق پرسشی گردد مبنی بر این‌که، چگونه می‌توانیم از خلط میان نگاه و تجربه‌ی سطحی و وجه تجربی تفکر، یعنی تفکری که خود را در قالب عمل بر ما ظاهر می‌سازد، تفاوت قایل شویم؟ البته از ما که از تفکر و عمل نظری هیچ برداشت درستی نداریم، بعید است که زحمت اندیشیدن به این‌گونه موارد را بر خود هموار سازیم؛ زیرا داشتن اراده جهت وارد نمودن شک و پرسش در خصوص امری، خود مقدمه‌یی است برای تفکر ورزیدن در مراحل بعدی و عقلانی‌سازی امور. و مهم‌ترین علتی که برای نبود این پرسش در ذهن‌مان داریم، این است که بنیان نگاه ما، در واقع بر اساس یک عدالت اسطوره‌یی و یا تقدیر ازلی نهاده شده است، و تقدیر یا عدالت اسطوره‌یی به‌مثابه میکانیسمی جزمی نگرش و عمل، دارای خصلتی بازدارندگی است که همیشه مانع بروز شک و پرسش می‌گردد. عدالت اسطوره‌یی آن ساختاری ذهنی از نگاه ما نسبت به جهان و رویدادهاست که امکان شک و تغییر هیچ مسأله و موردی را در اختیار ما نمی‌گذارد؛ حسن و قبح یا خیر و شر همه‌چیز در این ساختار، همیشه از قبل تعین یافته است و ما فقط مختاریم که آن را مشاهده کنیم و بپذیریم. کاملاً حق داریم نیک و بد این جهان را بپذیریم، اما حق نداریم آن را رد و یا تلاشی در جهت تغییر دادنش کنیم. زیرا در پارادایم عدالت اسطوره‌یی، باور پذیرفته‌شده این است که همه‌ی این‌ها، اعم از نیکی‌ها و شرارت‌ها، توسط کسی و از آدرسی ایجاد گردیده که فهمش بیشتر از ما بوده و خیر و صلاح ما را نیز بهتر از خود ما می‌داند. لذا، ما مجاز به هیچ نوع شک و پرسشی نیستیم. عدالت اسطوره‌یی یا باورمندی به تقدیر ازلی، یعنی همین.
این عدالت اسطوره‌یی که در عرصه‌ی تجربه با نگاه تقدیرگرایانه و موضع‌گیری سطحی این‌همانی دارد، به‌دلیل فقدان خواست‌گاه نظری، آموزن‌پذیر و قابل تکرار نیست؛ عدم امکان تکرار و آزمون‌پذیری به این مفهوم که به‌لحاظ عقلانی، تجربه‌پذیر و اثبات‌شدنی نیست. زیرا آن‌چه که باعث می‌شود یک امر از محتوای اثباتی و تجربه‌پذیر برخوردار شود، خواست‌گاه و بنیاد یا «مقدم» است. وجود خواست‌گاه در هر امر، روش یا میکانیزمی مختص به‌خود را تضمین می‌کند که لاجرم به یک نتیجه و یا «تالی» ملموس و قابل پذیرش می‌انجامد. ممکن است در امر نظری و عقلانی نیز، خطایی که گاهی در روش اثبات رخ می‌دهد باعث نتیجه‌یی نادرست و کذب گردد، مهم اما این است که ساحه جهت تجربه‌های مکرر، همیشه مساعد است، که در نگرش و عمل روزمره و سطحی، این امکان موجود نیست. مرز فاصل میان عینیت عقلانی-نظری و عمل سطحی‌گرایانه از این‌جا پدید می‌آید.
تفکر و عقلانیت، همیشه از رهگذر مواجهه و تفسیری نسبت به جهان و رویدادها امکان ظهور می‌یابد که خود خواست‌گاه آن شده است. به این مفهوم که، ما نمی‌توانیم از عقلانیت سخن بگوییم، مگر این‌که این عقلانیت در عرصه‌ی تجربی و مواجهه‌ی عملی خود را نشان داده باشد و این مواجهه به سبب آن‌که به‌صورت هم‌زمان از محتوای نظری و اثباتی برخوردار است، نه مطلق انتزاعی و تخیلی است و نه تجربه‌ی محض؛ از این‌رو، همیشه خصلت دوسویه و دیالکتیکی دارد. چیزی که در عمل کورکورانه مشاهده نمی‌شود، این دوسویگی و خصلت دیالکتیکی آن است، یعنی نمی‌توان آن عمل را ساختارمند و تیوریزه کرد. تیوری همواره صورتی از عمل را در خود دارد، اما هر عملی، با تیوری همراه نیست و آن، همان عمل روزمره و سطحی است. لذا، نیاز فوری ما، دست یازیدن به چنین عمل و نگرشی نیست. یعنی از منظر عقلانی، نمی‌توان گفت نیاز به تفکر نیست و فقط باید دست به کار شد (به‌قول اسلاوُی ژیژک)؛ ضرورت نخستین ما در وضعیت کنونی -که ویرانی و تباهی همه‌جانبه و فراگیر آن محصول عمل فاقد پشتوانه‌ی نظری و «فقط کاری کن، نیاز به تفکر نیست» است-، پرداختن جدی به تفکر و عقلانیت است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه