بعید است نشنیده باشید که میگویند جهان چون چشم و خط و خال و ابروست، که هر چیزی بهجای خویش نیکوست. البته این بیت جان میدهد برای یک بحث فلسفی جنجالی. ولی چون زور من و شما به آن لایهی بحث نمیرسد، ما بهخاطر آسیب ندیدن منافع ملیمان بهتر است به همان سویههای بحث بچسپیم که در دایرهی توان ماست. من که طرف دولت وحدت ملی نگاه میکنم و از حسن شورانگیزش مست میشوم، این بیت به یادم میآید. واقعا نهتنها هر چیزی که هر کسی هم بهجای خویش نیکوست. در بعضی کشورهای دیگر که یا حسن دارند ملاحت ندارند یا ملاحت دارند حسن ندارند یا هر دو را ندارند، آدم این بیت چشم و خط و خال و ابرو را هرگز بهخاطر نمیآورد. در میهن شیران چرا. در آن کشورهای دیگر که ذکرشان رفت، چشم هست اما در جای خود نیست، خط هست ولی در جای خود نیست و همینطور. از ما اینطور نیست. از ما فقط خط ما، همان خط دیورند را عرض میکنم، در جای خود نیست. جایش اطراف اسلامآباد است.
در بعضی از کشورها هیچ چیز در جای مناسب خود نیست. مثلا رییسجمهورشان مدیرکل مملکت نیست، سرقافلهی حجاج است. در وقتی که وطناش غرق آتش و خون است و نزدیک است نابود شود، رییسجمهورشان تسبیح زرد دراز خود را بر میدارد، لنگ حمام گرد خود میپیچد و میان صفا و مروه هروله میکند. در آن کشورها، وزیر خارجهیشان هم کارهایی میکند که ربطی به وزارت خارجه ندارد. مثلا یکباره میبینیم که در یکی از ولسوالیهای کشور خود به بیخانمانها نان خشک توزیع میکند و رو به کمرهی خبرنگاران میگوید: «ما تا آخرین قطرهی خون خود در این ولسوالی میمانیم». در آن کشورها، معاون اول رییسجمهورشان نیز به معاون رییسجمهور نمیماند. در یک مورد دیدم که معاون رییسجمهورشان لباس نظامی پوشیده بود و بهحیث قوماندان لوای 37 پیاده عمل میکرد. وزیر حج و اوقافشان به محاکمهی نویسنده گان کتب ضاله میپرداخت. باور کنید.
اما در سرزمین ما اینطور نیست. در اینجا چشم بهجای خود و خط و خال و ابرو بهجای خود هستند. دست بیکار بشکند. انرژی کف زدن نیست؟
چشم و خط و خال و ابرو
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
