[su_label]ستار ثابت [/su_label]
همایش روز همبستگی جهانی و هفتهی بسیج ملی مبارزه با مواد مخدر؛ این عبارتی است که وزارت مبارزه با مواد مخدر در سایهی آن داعیهی مبارزه با مواد مخدر را مطرح کرده و گویا در میان مردم هم رفته است که از اضرار استفاده از این مواد برای آنها سخن بگوید. این یک خبر خوبی است. بر همگان معلوم و هویداست که مواد مخدر در طی سالهای متوالی، یکی از اسباب بربادی زندگی مردم این کشور بوده است. چه آنهایی که شومبختانه در دام استفاده از آن گیر ماندهاند -و این رقم نیز در افغانستان رقم کمی نیست- و چه آنهایی که بهدلیل تولید و قاچاق مواد مخدر توسط مافیاهای کلان، رشتهی عادی زندگی خود را از دست دادهاند و بالاخره خونشان مکیده شده است. در این میان، طبیعی است که از شهروندان عادی، هیچکسی را نمیتوان یافت که بهنحوی دچار ضربه و زیانی نشده باشد. دلالت عام این امر این است که وقتی در یک سمت، عدهیی متضرر میشوند، در سمت دیگر همین ضرر بهشکل نفع و سود در جیب کسانی دیگر واریز میشود.
حکومت افغانستان در این راستا مثل همیشه، یک داستان آشنا را دنبال میکند. آقای سرور دانش معاون دوم ریاستجمهوری در اظهارات اخیرش بهمناسبت همایش مذکور، قلاب ملامتی را به گردن بازارهای جهانی انداخته است و گویا رسالت حکومت در این مورد را خاتمهیافته تلقی میکند. اما بُعد سازشکارانهی این سخن آنقدر آشکار و صریح است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد: نقش بازارهای جهانی در سازوکار تولید و تجارت مواد مخدر، دقیقاً در کجای کار است؟ و آیا حکومت در این زمینه جز ابراز تأسف و یا تقبیح با شدیدترین الفاظ، دیگر هیچ مسئولیتی ندارد؟ لابیهای بازارهای جهانی در پروسهی تولید و تجارت مواد مخدر در افغانستان، با چه کسان و چه نهادهایی باید در ارتباط شوند؟
اما ضعف حکومت در این یک مورد خلاصه نمیشود. آقای دانش عدم همکاری و هماهنگیهای منطقهیی و بینالمللی را دلیل دیگری برای افزایش تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان خوانده است. اعترافی که در این اظهارات نهفته است، تصویر روشنی از ضعف همهسویهی حکومت را به نمایش میگذارد: جامعهی بینالمللی تا کجا و چقدر باید دست حکومت وحدت ملی را بگیرد و آن را از غرق شدن در کام فلاکت و نکبت نجات بدهد؟
جامعهی بینالمللی کمکهای بسیار و سنگینی به افغانستان کرده است. البته که نمیتوان اهداف شکلگرفته در پس برخی از این کمکها را نادیده گرفت، اما قدر مسلم این است که حکومت افغانستان، بهویژه حکومت وحدت ملی موجودیتش را مرهون همین کمکهای جامعهی بینالمللی بوده است. در چنین حالتی، دولتمردان هنوز گلایه از کمکاری جامعهی بینالمللی نسبت به خودشان دارند. این یک اعتراف سرراست و ساده است، به این معنا: ما قادر به هیچ کاری نیستیم. اگر بد شد و یا خوب، مسئولیتش به عهدهی شماست.
در حدود 3.5 میلیون شهروند این کشور از مواد مخدر استفاده میکنند و بخش عظیمی از این جمعیت سیاهترین روزگار را دارند و در فقر محض و مطلق به سر میبرند. اما در این هم شکی نیست که مجموع این مواد مخدر، در افغانستان و در مکانهای روشن و مشخصی تولید میشود. سودش به جیب مافیا میرود و نگونبختیاش عاید شهروندان فقیر این ممکلت میشود. این امر، تبدیل به یک روند سراسری و همهجاگیر شده است. شهروندان بیکار، فقیر و ناامید در کمال بدبختی و چهبسا بهدلیل هجوم همین بدبختیها به مواد مخدر رو میآورند و با این کارِ ناگزیر و امکانِ ناضرورشان به بسط و بازتولید فقر کمک میکنند. مجموع این مسایل از افغانستان کشوری میسازد با بالاترین درجهی فساد در سطح جهان، مافیاهای آدمخوار و شهروندان تباهشده. حالا، دقیق ببینیم: جامعهی جهانی در این خصوص چه نقشی را ایفا میکند تا با آن بتوان کمکاری، بدکاری و گریز و فریبهای حکومت افغانستان را توجیه کرد؟
حقیقت این است که اعتیاد مایهی نابودی زندگی است، اما این اعتیاد محدود و مختص به آن تعداد استفادهکنندهی مواد مخدر نیست. در این کشور همه بهنحوی معتاداند. سخنان حکومت گویای اعتیاد مفرطی است به چشم دوختن به جیب و دهن دیگران، فساد رسواییآور مقامات اعتیاد و اشتیاقی است به تباه ساختن زندگی شهروندان و توجیهات همهی اینها بهخاطر لاپوشانی این اعتیادشان، اعتیاد روشن دیگری است به فریب شهروندان و جامعهی جهانی. خلاصه، اعتیاد در این کشور به شیوهها و اشکال مختلف وجود دارد. در میان اینهمه اشکال مختلفی از اعتیاد، اعتیاد 3.5 میلیون شهروند فقیر به مواد مخدر آنقدر روسیاهی نیست که اعتیاد دولتمردان. تازه در این مقایسه نیز ما با یک تسامح عینی روبهروایم. ورنه حقیقت ماجرا این است که بپرسیم: روی آوردن این شهروندان به مواد مخدر، کار کیست؟ چرا آنها معتاد میشوند؟ کسی از مقامات حکومتی روزی رفته که از معتادی در زیر پلسوخته پرسیده باشد چرا به این روز افتاده؟
اعتیاد، تولید و تجارت مواد مخدر در افغانستان یک واقعیت واضح است. اما به یاری همین وضاحت، مبارزه با آن نیز شکل واضح و روشنی میطلبد. موضع حکومت در این راستا توجیهگرانه است. آقای دانش از گروههای غیر دولتی، نهادهای مدنی و فرهنگی خواسته است که برای نابودی این واقعیت مبارزه کنند. فوریترین پرسشی که با این سخن در ذهن خلق میشود، این است که آیا حکومت وحدت ملی شخصاً چقدر به فعالیتها و حرکتهای نهادهای مدنی و فرهنگی پاسخ مثبت داده است که حالا انتظار دارد طالبان و دیگر مولدین و تجاران مواد مخدر به حرکتهای مدنی و فرهنگی اعتنا کنند؟
با تمام اینها، آنچه نمیتوان از آن دفاع کرد، وجود سنگین و مخرب مواد مخدر در کشور و در میان شهروندان است. جهت مبارزه با محو این پدیده، نخست آنچه لازم است، صداقت و تعهد حکومت است. حکومت با تمام هزینهها و مصارف بیجایی که دارد، باید بر سر نابودی این پدیده نیز هزینه کند. نمیشود بهراحتی افزایش آن را به گردن بازارهای جهانی انداخت و محوش را به دوش نهادهای مدنی و فرهنگی. اما این نیز یک واقعیت است که همکاری شهروندان در این راستا، لازم و ضروری است. تا زمینه در میان شهروندانی که از مواد مخدر استفاده میکنند و یا اجازه میدهند از زمینهایشان برای کشت و تولید مواد مخدر استفاده شوند آماده نباشد، با شعار و همایش و برنامه گرفتن نمیتوان دامن پهنشدهی مواد مخدر را از کشور برچید و زندگی معتادان فقیر شهرها را بهبود بخشید.
