[su_label]نیویارک تایمز/کریم فهیم ترجمه: حمید مهدوی [/su_label]
نخستین تماس غنی بهخاطر تسليت گفتن به برادر پوليسي بود كه ماه گذشته در يك كمين طالبان كشته شده بود. رییسجمهور غنی با ملایمت و آرامی سخن گفت، برای کشته شده دعای مختصر کرد و طی چند کلمهیی از خانوادهی قربانی قدردانی کرد. او قول داد: «ما هیچ کسی را فراموش نخواهیم کرد». هرچند، غیرممکن است رییسجمهور همه را به یاد داشته باشد. تماس به خانوادههای کشتهشدهها در همهجا یک بار مخوف برای رهبران ملی است، اما آقای غنی که گاهی در یک روز دهها بار تماس میگرفت، در مقایسه با اکثریت [رهبران ملی] بار سنگینتری بر دوش میکشد.
در سال 2015، که او در آن سال کامل در قدرت بود، نیروهای امنیتی افغان بیشترین میزان تلفات در طول چندین سال را متحمل شدند و مطابق برآوردها 6000 سرباز، افسر پولیس و دیگر پرسونل امنیتیشان را از دست دادند و نظر به گفتهی مقامهای افغان و امریکایی میزان تلفات تا اینجای سال جاری بیشتر از دورهی مشابه در سال گذشته است.
وقتی آقای غنی چند ماه قبل تماسها برای ابراز تسلیت را آغاز کرد، این تماسها نمایش نادری از احترام به سربازان و افسرانی بود که حکومت از دیر وقت بدینسو با آنها بدرفتاری کرده بود و اکنون آنها توسط شورشیان طالب صدمه دیده بودند. همچنین این رویکرد رییسجمهور با رفتار حامد کرزی، رییسجمهور پیش از او، مغایرت دارد؛ کسی که با قربانیان ملکی جنگ همبستگی نشان داد اما با نیروهای امنیتی خودش یک روابطه دوسویهتر را به نمایش گذاشت.
اما هر تماس بهطور ضمنی اذعانی است به مبارزات سخت حکومت در میدان نبرد و چالش سختی که اقای غنی با آن مواجه است: خشونت بیامان در سراسر ولایتهای درگیر جنگ افغانستان در میان انبوه از نگرانیهای دیگر، به شمول تعهدات رییسجمهور در زمینهی تبدیل کردن افغانستان به یک کشور شگوفا، یا حداقل پایدار.
آقای غنی در یک مصاحبهی اخیر با اظهار تاسف از اینکه روزانه چهار ساعت یا بیشتر از آن را صرف مسایل امنیتی میکند نه توسعهی اقتصادی، گفت: «شغلی که خیلی کم میخواستم، رییسجمهور بودن در دوران جنگ بود». او گفت: «ما میخواهیم دور باطل را بشکنیم.» «متاسفانه، فرهنگ ما ضرر را معمول ساخته است».
رییسجمهور اوباما در ماه جاری با استناد به ادامهی تهدید از سوی طالبان و امنیت «مخاطرهآمیز» افغانستان، خروج برنامهریزیشدهی سربازان امریکایی از افغانستان را به تاخیر انداخت. همچنین مقامهای پنتاگون اخیرا قوانین درگیر شدن ارتش را راحت ساختهاند تا به آنها اجازه بدهند از نیروهای امنیتی افغانستان که به سختی دستاوردهای اخیر طالبان را خنثا کردهاند، حمایت کنند.
طالبان سال گذشته شهر شمالی قندوز را برای مدت کوتاهی تصرف کردند و این نخستین باری بود که آنها در بیش از دوازده سال یک شهر کلان را تصرف کردند. نیروهای امنیتی افغانستان در ولایت جنوبی هلمند، جایی که نیمی از تلفات امنیتی سال گذشته رخ داد، با خونینترین چالششان مواجه شدهاند. حکومت وحدت ملی افغانستان، که از دعواها و منازعههای داخلی به ستوه آمده است، نتوانسته است مانع جریان از دست دادن سربازان شود یا طالبان را به شرکت در گفتوگوهای صلح متقاعد سازد و بالا رفتن آمار مرگ و میر، ادعاهای آقای غنی را که تقریبا دو سال از ریاستجمهوریاش میگذرد، تضعیف کرده است که مشکلات افغانستان را عمدتا از رییسجمهور پیش از خودش به ارث برده است. به گفتهی مسئولان دفتر آقای غنی، در ظالمانهترین روز، او با اقارب 43 تن از قربانیان تماس گرفت. گزارشگران نیویارک تایمز دعودت شده بودند تا در اواخر ماه گذشته در حالی شاهد غنی باشند که او به خانوادههای شش افسر پولیس و سرباز که در جریان دو روز کشته شده بودند، تماس گرفت.
رییسجمهور به نحوی رییس تسلیدهندگان است. او که زمانی را استاد دانشگاه بوده و چندین سال را دور از وطن سپری کرده است، بیشتر از بحثهای پالیسی میداند تا پوپولیسم. او همچنین بهخاطر داشتن خلقوخوی تند معروف است. اما او اخیرا در حالی که پشت میز شیشهیی نشسته بود و با اقارب [کشتهشدهها] صحبت کرد، «شهیدان» را ستایش کرد و به اقاربشان وعدهی حمایت مالی داد؛ آرام بود. بین تماسها، او آرام نشست و پیش از این که به دستیارانش اشاره کند تا تماس بعدی را برقرار کند، گاهی نامی را در فهرستی از شهدا که جلویش قرار داشت بررسی میکرد. رییسجمهور به کاکای رحم خدا، افسر پولیس که در ولایت لغمان در شرق کابل توسط ماین کنار جاده کشته شده بود، گفت: «او خودش را برای امنیت کشورش قربانی کرد». او به کاکای سربازی به نام حبیبالله که در ولایت دورافتادهی غربی هرات، نزدیک مرز ایران، کشته شده بود، گفت: «برای شما آرزوی صبر و شکیبایی میکنم». آقای غنی با کاکاهای افسر پولیس و سرباز کشتهشده نقاط مشترک داشت و گفت که چند دهه قبل در جنگهای سابق، دو تن از [اقارب نزدیک] خودش را در یک روز از دست داده است. او گفت: «هنوز قلبم سوارخ است». آقای رییسجمهور با اقارب [کشتهشدهها] بیشتر به صورت خصوصی صحبت کرد تا بلندگوی تیلفون، بنابر این سنجش عکسالعمل آنها دشوار بود. آقای غنی گفت که شکایتهایی را که شنیده است اکثرا به پول مرتبطاند. او تایید کرد که حدود 2300 دالری که به خانوادهی کشته شدهها پرداخت میشود اندک است. بروکراسی همچنین دریافت سریع این پول توسط خانوادهها را دشوار میسازد. او گفت: «اگر رییسجمهور توجه نکند، متاسفانه کل سیستم توجه نمیکند».
چندین تن از اقارب دیگری که بعدا به آنها تماس گرفته شد گفتند که آنها از اینکه مقامهای بلندپایه به آنها توجه میکنند، سپاسگزار هستند. محمود، برادر افسر پولیسی که در یک کمین طالبان کشته شد، پشت تیلفون در حالی که از تیلفون رییسجمهور یادآوری کرد، هقهق گریه کرد و گفت که احساس کرد «کل کشور و کل حکومت» به او توجه کردهاند.
اما پس از تماس، دردسرهای این خانواده پابرجا ماند و این دردسرها انتظار حل شدن توسط یک مقام بلندپایهی خیرخواه را میکشد تا دولتی که بهصورت کارآمد عمل میکند. محمود گفت: «ما یک خانوادهی فقیر هستیم. ما دارایی یا زمین نداریم». تا کنون، این خانواده صرف 440 دالر خسارت همراه با مقداری برنج، آرد و روغن دریافت کرده است. او گفت: «اگر حکومت بخواهد به ما کمک میکند.» «اما اگر نخواهد، ما هیچ کاری نمیتوانیم انجام بدهیم».
هارون میر، کارشناس سیاسی در کابل، گفت که تماسهای آقای غنی از جملهی چندین اقدامی است که هدف آن تقویت روحیهی نیروهای امنیتی افغانستان است. آقای میر گفت که آنها پس از غفلت افتضاحآمیز و کاملا علنی، از جمله اخذ پول از خانوادهها بهخاطر تدفین (پس از آن که سربازان به اشتباه کشتهشده اعلام شده بودند،) حداقل توجه بیشتری نشان میدهند. پس از آن که طالبان ماه گذشته بر یک کاروان پولیس حمله کردند و حد اقل 33 تن را کشتند، آقای غنی پنج تن از افسران بلندرتبه را بهخاطر ناکامی در جلوگیری از این حمله برکنار کرد. آقای میر گفت: «این در افغانستان امر تازهیی است.» «او خودش مسئولیتهای زیادی را برعهده میگیرد». او افزود که آقای غنی با فرماندهان ارتش و پولیس بهصورت مکرر تماس میگیرد و تقبیح شدید طالبان [توسط غنی] نیز او را از آقای کرزی متفاوت میسازد؛ کسی که با شورشیان محبت کرد و به «ابهام در مورد این که دشمن چه کسی است» افزود.
اما سیل تلفات جنگ فروکش نکرده است. چند ساعت پس از آن که رییسجمهور تماسهای تسلیتاش را تکمیل کرد، از شفاخانهی ملی نظامی داوودخان در کابل دیدار کرد، جایی که اکثریت مریضانی را که او دید در جنگ هلمند زخمی شده بودند. این شفاخانه خود یادآور غفلت گذشتهی حکومت است: در سال 2010، مقامهای امریکایی کشف کردند که سربازان زخمی در بسترهایشان از گرسنگی یا غفلت پزشکی میمیرند. رییسجمهور، در حالی که در دهلیز قدم میزد از شجاعت سربازی ستایش کرد که گفت واحدش شاهراهی را تصفیه کرده بود و به محمد داوود که در شهر قندوز زخمی شده بود، گفت: «این کشور بهخاطر تو نفس میکشد». عبدالجلیل، سرباز دیگر، میخواست بیشتر از یک دقیقه وقت رییسجمهور را بگیرد. او شکایت کرد: «من هنوز ترفیع نکردهام.» «دلیلش را نمیدانم». آقای غنی وعده داد در این مورد کاری انجام بدهد و از دستیارش خواست آن را یادداشت کند.
