طالبان با سربازگیری از میان تاجیکها، ترکمنها و ازبکها قدرت نفوذ خطرناکی بهدست میآورند
[su_label]فارین پالیسی/Frud Bezhan[/su_label]
[su_label]ترجمه: حمید مهدوی[/su_label]
طالبان در شورشی علیه حکومت افغانستان بهطور سنتی به پشتونها رو آوردهاند، اما این گروه چنانکه قلمروش را گسترش میدهد، سربازگیری از میان اعضای ناراضی دیگر گروههای قومی را موفقانه آغاز کرده است. به گفتهی بزرگان محل و رهبران قومی در شمال، گروههایی از تاجیکها، ترکمنها و ازبکها در شمال کشور که از حقوقشان محروم هستند به گروه طالبان میپیوندند. سربازان جدید به این گروه شورشی این توانایی را داده است تا مناطقی را، دور از پایگاه سنتی قدرتش در مناطقی در جنوب و شرق کشور که اکثریت جمعیتشان پشتونها هستند، به تصرفشان درآورند. سربازان جدید طالبان در محقق شدن دستاوردهای مهم [طالبان] در میدان نبرد سهم گرفته و به توسعهی دسترسی این گروه به میزانی که از زمان تهاجم به رهبری امریکا در سال 2001 دیده نشده است، کمک کردهاند. آمار رسمییی در دسترس نیست که چه تعداد از غیرپشتونها در سالهای اخیر به گروه طالبان پیوستهاند، اما طالبان بهصورت آشکار رویکردشان را تغییر داده و به سربازگیری از میان دیگر گروههای قومی رو آوردهاند، کسانی که در رهبری طالبان صاحب مقام شدهاند و پستهای کلیدی در ولایتها را احراز کردهاند.
در دههی 1990، طالبان که عمدتا پشتون بودند با جمعیت متخاصمی در شمال افغانستان مواجه شدند، جایی که اکثریت مردم آن غیرپشتونها هستند. طالبان برای بهدست آوردن کنترل این منطقه از دست جنگسالاران و گروههای ملیشه مربوط به هزارهها، تاجیکها و ازبکها که اغلب مرتکب جنایات خشونتآمیز شدهاند و مردم را از خود بیگانه کردهاند، جنگهای شدیدی را داشتند و تلفات سنگینی را متحمل شدند.
در حالحاضر، غیرپشتونها حدود یک چهارم شورای رهبری و کمیسیونهای مختلف طالبان را تشکیل میدهند. در ماه جنوری، حداقل سه غیرپشتون در شورای رهبری گماشته شدند. همچنین تعداد بیشتری از اقلیتهای قومی بهعنوان والیها و ولسوالهای نامنهاد و فرماندهان زونها انتخاب شدهاند. حکومتهای سایه و ساختارهای نظامی شورشیان در شمال بهطور رو به رشدی به غیرپشتونهایی مناسب است که مایلاند تحت پرچم امارت اسلامی طالبان بجنگند، اما نه تحت [فرماندهی] مستقیم پشتونها.
طالبان از میان تاجیکها در ولایت شمالشرقی بدخشان و از میان ترکمنها و ازبکها در ولایت شمالغربی فاریاب و در ولایت شمالی جوزجان سربازگیری کردهاند. قاری صلاحالدین ایوبی ازبکتبار، والی نامنهاد طالبان برای فاریاب بود تا اینکه در 6 ماه اکتوبر 2015 در یک حملهی هوایی ناتو کشته شد و یار محمد، سلف او که یک ازبک بود در سال 2012 کشته شد. رتبهی یار محمد در سلسلهمراتب طالبان چنان بالا رفت که این گروه شورشی که به ندرت تلفات را تایید میکند، بیانیهیی را به مناسبت گرامیداشت روز مرگ او صادر کرد.
در ولایت فاریاب، طالبان همچنین فرماندهی عملیاتی را به ستیزهجویان خارجی ازبک از جنبش اسلامی ازبکستان دادهاند که ظاهرا ازبکهای محلی را جذب کردهاند. در سال 2012، ناتو گفت که یک فرمانده جنبش اسلامی ازبکستان را که او نیز ولسوال نامنهاد طالبان در فاریاب بود، کشته است. در سال 2013، سه فرمانده جنبش اسلامی ازبکستان در بغلان دیگر ولایت شمالی، کشته شدند. در واقع، صفوف طالبان با صدها جنگجوی خارجی تقویت شده است، از جمله جنگجویان آسیای مرکزی، چچنها و اویغورهای چین که پس از پراکنده شدنشان از پناهگاههای امن در مناطق قبایلی پاکستان، در نتیجهی حملات تهاجمی ارتش پاکستان در اوایل سال جاری، در شمال افغانستان مستقر شدهاند. طالبان از دورنمای نارضایتیهای قومی در شمال استفاده کردهاند تا رهبران و بزرگان قبیلهیی ناراضی را به طرف خود بکشند. به گفتهی بارنت روبین، یک مقام پیشین وزارت امور خارجهی امریکا و کارشناس برجستهی مسایل افغانستان، این رهبران و رییسان در برخی موارد به طالبان پیوستهاند چون به حکومت اعتماد ندارند که از آنها محافظت کند. دیگران به طالبان پیوستهاند چون آنها احساس میکنند توسط حکومت به حاشیه رانده شدهاند.
به گفتهی تید کالاهن، یک کارشناس امنیتی غربی مستقر در افغانستان، طالبان کادرهایی را به روستاها میفرستند تا رییسان قبایل و رهبران قومی که آمادهی سربازگیری هستند شناسایی کرده و با پیشنهاد قدرت، موقف و پول با آنها مذاکره کنند.
طالبان از دشمنی رو به رشد مردم محل با ملیشههای طرفدار حکومت، از جمله پولیس محلی افغانستان نیز بهرهبرداری کردهاند، ملیشههایی که مردم محل آنها را به اخاذی، تجاوز و کشتارهای فراقضایی متهم کردهاند. فرض برآن است که پولیس تحت فرماندهی حکومت باشد، اما در واقعیت، آنها به جنگسالاران محلییی وفادارند که به نقض گستردهی حقوق بشر متهم هستند.
هرچند این رویکرد طالبان جدید نیست، موفقیت استراتژی سربازگیری آن صرف در جریان فصل جنگ سال گذشته نمایان شد. در سال 2015، این گروه شورشی حملات بهاری سالانه را روی شمال متمرکز کرد و در سرتاسر شمال مناطقی را به تصرفش درآورد. طالبان در ماه سپتامبر زمانی بزرگترین بهره را نصیب شدند که برای مدت کوتاهی شهر کلیدی قندز در شمال را تصرف کردند و این اولینباری بود که این گروه نزدیک به 14 سال بعد، از زمان سرنگون شدنش توسط تهاجم به رهبری امریکا، مرکز یک ولایت را تصرف کرد.
نیروهای ناتوی به رهبری امریکا، تا حدود زیادی ملاحظهیی به سربازگیری طالبان از میان اقلیتهای قومی نداشته است و رشد فزایندهی این گروه در شمال، چالشی برای کابل است. چنانچه که جبهات جدید جنگ در شمال گشوده میشوند، خطر در هم شکستن نیروهای افغان که تجهیزات کافی ندارند، از تلفات بیپیشینه و نرخ بلند ترک وظیفه رنج میبرند، وجود دارد.
حکومت افغانستان باید برای جلوگیری از نفوذ طالبان در میان گروههای قومی ناراضی به نارضایتیهای محلی که طالبان از آنها به هدف سربازگیری بهرهبرداری میکنند، رسیدگی کند وگرنه افغانستان در این فصل جنگ شاهد سقوط تعداد بیپیشینهیی از ولسوالیها به دست طالبان خواهد بود.
