یک جوان 17 سالهی ایرانی، کودک ششسالهی همسایهی خود را که مهاجر افغان در ورامین تهران است بهتاریخ 21 حمل می رباید. این جوان ایرانی پس از اختطاف «ستایش قریشی» او را مورد آزار قرار میدهد، شکنجهاش کند و پس از بدرفتاریهای زیاد با دشنه او را بهقتل میرساند. جنایت به اینجا تمام نمیشود؛ ستایش را در وان حمام میگذارد و بر تن بیروح و جسم معصوم او اسید میپاشد.
تا هنوز زوایای پنهان این واقعهی هولناک و مخوف روشن نشده است. زیرا «جمهوری اسلامی» تا اکنون خاموشی اختیار کرده و در این مورد واکنشی نشان نداده است. رسانههای ایرانی با سکوت «ستایش» برانگیز چشم از این جنایت گرفته و تااین دم رسالت آگاهی، انسانی و اطلاعرسانیاش را فراموش کرده است.
پس از این واقعهی دردناک و سهمگین، اعتراضهای گسترده در شبکههای اجتماعی از سوی افغانها و برخی از شهروندان ایرانی شکل گرفته و با گذشت هر روز بر جمعیت معترضان افزوده میشود.
حسنروحانی؛ رییسجمهور ایران یک هفته پس از قتل غمانگیز ستایش قریشی، در حاشیهی سیزدهمین نشست همکاریهای کشورهای اسلامی در استانبول به داکتر عبدالله؛ رییس اجرایی حکومت وحدت ملی گفت که دولت ایران درحالحاضر برنامهی اخراج مهاجران افغان را روی دست ندارد و ایران در تلاش است تا مهاجران غیرقانونی افغان در ایران را ثبت نام کند.
حادثهی تلخی که در حومهی تهران اتفاق افتاده و این جنایتی که همچنان با بیپروایی و سکوت شرمآور دولت افغانستان و جمهوری اسلامی بدرقه میشود، علل و عوامل مختلف دارد. انتظار میرود دولت افغانستان و جمهوری اسلامی این قضیه را بهصورت جدی پیگیری کنند و نتایج تحقیقاتشان را با مردم در میان بگذارند. تا آن زمان بایستی منتظر ماند.
قتل ستایش قریشی در تهران اما تنها واقعهیی نیست که خبرساز میشود. پیش از این نیز بارها و به تکرار رویدادهای ناگوار و تکاندهنده که بر مهاجران افغان در ایران اعمال میشود شنیده شده و رسانهای شده است. جدای از اینکه مهاجران افغان در ایران با چه دشوارهای قانونی و اذیتوآزاری که از سوی نظام بر مهاجران اعمال میشود؛ تحقیر، دشنام و دهها مسایل دیگر از این دست بخش جداییناپذیر زندگی افغانها در ایران است.
بزهکاری، نابههنجاریهای اجتماعی و جرایم جنایی چون قتل و اختطاف با تفاوتهای آماری مسألهی مشترک تمامی جوامع است. اما چگونگی مواجههی جمهوری اسلامی و دستگاه قضایی این کشور با مسایل اجتماعی چون قتل میان جمعیت مهاجر در ایران و شهروندان آن کشور متفاوت است. عدالت و قانون بهصورت یکسان در جمهوری اسلامی تطبیق نمیشود و این بستگی دارد به اینکه افغانی باشی یا ایرانی.
اکثر مهاجران افغانی در ایران اجازهی رفتوآمد آزادانه را ندارند، ورود به دانشگاه، شفاخانه، کار و حتا اجازهی ورود به تفریح گاههای آن کشور برای مهاجران افغانی دشوار و نامیسر است. کودکان مهاجران افغان در ایران از حق تحصیل و دیگر امکانات محروماند. در حالیکه شهروندان ایرانی با چنین دشواریهایی مواجه نمیباشند. این تفاوتها میان ایرانیها و مهاجران افغان در آن کشور، در سطوح مختلف وجود دارد و این دوگانگی یک اصل قانونی است. بر همین مبنا، هزاران نفر از مهاجران افغانی پشت میلههای زندان جمهوری اسلامی نفس میکشند بدون اینکه سرنوشت آنها مشخص شوند.
در صورتیکه ورود مهاجران افغان به تفریحگاههای ایران ممنوع باشد و محرومیت از تحصیل قانونی نیز چالشِ شناختهشده و دیرینه فراروی این مهاجران در آن کشور باشد، انتظار نمیرود ولایت مطلقهی ایران به پروندههایی مثل قتل ستایش رسیدگی کند.
از سوی دیگر، تقدیر ما با حکومتهای ضعیف، فاسد و بدنام گره خورده است که نه در قلمرو این خاک میتواند از حقوق شهروندانش دفاع کند و نه توانایی و انگیزهی دفاع از حقوق اتباع خود را در ماوراء مرزهای کشور دارد. در این میان، ستایشهای زیادی در غیبت قانون، عدالت و انسانیت با اسید در وانهای حمامها خواهند سوخت و زیر چاقو و از زخم خنجر جان خواهند باخت.
قتل «ستایش قریشی» و سکوت دو «جمهوری اسلامی»
با دیگران به اشتراک بگذارید
4 دیدگاه
4 دیدگاه

اول از همه این جنایت را محکوم می کنم. در ضمن این را هم باید گفت که مواردی تبعیض و سخت گیری و همین طور هزینه های بالای زندگی در ایران برای مهاجرین بوده و هست و من منکر آن نیستم و این را از این جهت می گویم که با مهاجرین تا حدودی رفت و آمد داشته ام و با مشکلاتشان بیگانه نیستم. اما دو مطلب قابل ذکر است:
یک:روی سخن من به جامعه مدنی افغانستان است.
افراد جامعه مدنی و روشنفکران افغانستانی مثل همین آقای ناجی، عزیز رویش و امثالهم که خود تا حدود زیادی وابسته به نظرات (کتابها و مقالات ترجمه شده)مثلا روشنفکران ایرانی هستند(که همان به اصطلاح روشنفکران ایرانی نیز نه تنها هیچ ایده نویی از خودشان تولید نکرده و همیشه محتاج دیگران بوده اند و حتی در تاریخ ایران در موارد زیادی صدمه به منافع ملی ایران هم زده اند)، باید صادقانه به خودشان پاسخ دهند و تکلیف خودشان را یکبار برای همیشه معلوم کنند. برخی از احکام اسلام مثل قصاص را که قبول ندارند، هیچ وقت قبول ندارند یا الان که مقتول افغان است این احکام را قبول دارند؟ (همین طور مسائل دیگری چون همجنس بازی و …). نمی دانم باید بخندم یا گریه کنم که روشنفکر افغان مثل آقای ناجی هنوز نمی داند(شاید هم می داند) که افرادی مثل خانم شیرین عبادی (برنده جایزه نوبل!) و همین طور خیلی های دیگر که خود آقای ناجی می شناسد در اغلب فجایعی که برای مسلمانان (از عراق و سوریه و یمن تا بحرین و نیجریه و جاهای دیگر) اتفاق می افتد لال هستند اما برای حادثه دیدگان غربی به قول شما یخن پاره می کنند. البته ممکن است الان سوار بر موج شوند و از این فرصت برای محکومیت این قتل استفاده کنند، اما این افراد نظر خودشان را بارها صریحا اعلام کرده اند.
دوم: نویسنده با استفاده از تکنیک های بی بی سی به گونه ای هوشمندانه مطالب راست و دروغ را با هم قاطی کرده است. مثلا بیان نموده است که هزاران مهاجر افغانی در زندان هستند من البته جرم این افراد را نمی دانم اما اگر قاچاقچی بوده اند و جرمی مرتکب شده اند باید در زندان باشند. همین الان که روابط ایران و عراق در سطح مناسبی است اگر یک ایرانی حتی برای زیارت پایش را به صورت غیر قانونی به خاک عراق بگذارد باید چند سال در زندان بماند.
در آخر هم نویسنده از خودشان پیش بینی ارائه داده اید که انتظار نمیرود ولایت مطلقهی ایران به پروندههایی مثل قتل ستایش رسیدگی کند. ان شاالله قاتل به جزایش خواهد رسید تا از این به بعد شاهد قضاوت های غیر منصفانه و از روی کینه نباشیم.
توصیه من به شما این است که اگر از ایرانی ها گلایه دارید به صورت منطقی دفاع کنید نه این که راست و دروغ را در مطالبتان به خورد مخاطبتان بدهید.
ای کاش تا زمان نوشتن این مطلب نیم نگاهی به رسانه های ایرانی می کردید تا ببینید که تقریبا تمام رسانه های رسمی خبری مانند فارس و تسنیم و … پس از روشن شدن زوایای این فاجعه به آن پرداخته اند.
یکی از نقاطی که تا این لحظه بر من مغفول مانده است تعریف نویسنده ی محترم از سکوت است ! ایشان آنچنان از سکوت دولت های ایران و افغانستان صحبت می کنند که انگار دو کشور تا این لحظه در حال کتمان و نادیده گرفتن این خبر بوده اند ! بهتر است نویسنده ی محترم دقت داشته باشند که از نظر حقوقی در این چند روز این پرونده هنوز در مراحل ابتدایی تحقیق بوده است و خیلی زوایای آن روشن نبوده و هنوز جرم فرد متهم هم در دادگاه اثبات نشده است و تنها کاری که می شود تا این لحظه کرد پیگیری پرونده است که از روز اول نیروی انتظامی (پولیس) ایران و دیگر نهاد ها همگی وارد عمل شده اند به عنوان مثال می شود به سخنرانی امام جمعه خیر آباد(نماینده ی رهبری در خیرآباد) در مورد قتل و محکومیت آن و دیدار مسئول مهاجرین وزارت کشور ایران با خانواده ی ستایش اشاره کرد من به عنوان یک حقوق دان و دانشجوی حقوق دیگر نمی دانم چه اقدامی باید صورت می گرفته است که این طور شما از سکوت مطلق حرف می زنید!
شما بدون کوچکترین اطلاعی از تفاوت در رسیدگی قضایی میان مهاجرین افغانستانی و ایران ها می گوید خیلی علاقه مندم بدانم این اظهارات شما بر چه پایه ی و اساسی بیان می شود ؟ به نظر شما اگر این اظهارات شما صحیح بود این قدر زود پرونده ی ستایش وارد رسیدگی می شد ؟ متاسفانه اطلاعات غلط شما در مورد وضعیت افغان ها فقط به این مورد خلاصه نمی شود و می گویید : «اکثر مهاجران افغانی در ایران اجازهی رفتوآمد آزادانه را ندارند، ورود به دانشگاه، شفاخانه، کار و حتا اجازهی ورود به تفریح گاههای آن کشور برای مهاجران افغانی دشوار و نامیسر است.» به شخصه خود من در دوران دانشجوییم در دانشگاه های سمنان و تربیت مدرس تهران (دوره ی ماستری) دانشجویان افغانستانی زیادی را دیدم که به تحصیل مشغول بودند و حتی بدون از تمامی امکانات رفاهی دانشگاه استفاده می کردند و از این لحاظ مشکلی نداشتند و مشکل اصلی آنها تمدید اقامت آنها و بعضا رفتار های بد پلیس و مردم بود نه محدودیت آموزشی و همچنین شما یک مورد ممانعت از ورود اتباع افغانستان به پارک صفهه اصفهان و چند مکان انگشت شمار دیگر را به تمامی مکان های تفریحی ایران تعمیم می دهید که البته آن نیز الان برای اتباع افغانستان آزاد است.
در مورد حق تحصیل نیز هیچ وقت تحصیل اتباع افغانستان در ایران ممنوع نبوده است بلکه متاسفانه در دوره ای این تحصیل رایگان نبود که الان با توجه به دستور رهبر انقلاب این موضع نیز در حال حل شدن است :
http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/02/27/741883/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C
و در آخر نیز شما بر اساس همین اطلاعات غلط و مغرضانه پیش بینی می کنید که حق ستایش پایمال خواهد شد !
درست است که در ایران جفا های زیادی در حق مهاجرین افغان می شود ولی این نوع نوشته های غرض ورزانه ی شما نشان گر این است که مشکل شما از جای دیگری است وگرنه نمی توان این همه سیاه نمایی را به خاطر اطلاعات غلط دانست !
هرکس ناراحته خوش اومد از طرف ایران برا هیچکس دعوتنامه صادر نشده بسلامت
این فاجعه دل هر انسانی را بدرد می آورد خصوصا اگر پدر باشی و همسن و سال این دخترک شیرین تو نیز دختر داشته باشی — اما دوست عزیز در جائی خواندم که گله کرده بود ی از رفتار جامعه مدنی و اصحاب رسانه ایران که نگاه تبعیض آمیز داشته اند بر این جنایت ، گله ات بی جا نیست می پذیرم ولی من و شما و دیگران هروقت از ته قلب توانستیم انسانهای پیرامونمان را فارغ از ملیت ، دین و مذهب و.. فقط به خاطر انسان بودنشان بپذیریم آن وقت نگاه ما تغییر خواهد کرد .
سجادی عزیز ، دوست نادیده من ، همسایه گلم من بعنوان یک انسان کمتر از تو زخم بر دل نیستم از این جنایت و برایم فرقی نمی کند این دختر افغان است یا ازبک و بدخشانی و هزاره ، از سالنگ است با اسماعیلیه مهم این است که او انسانی بود که می باست سالها می خندید و بازی می کرد و عش می ورزید .