بغلان؛ میدان جنگ یا تجارت؟

هادی دریابی

13 روز از آغاز عملیات علیه طالبان در ولایت بغلان می‌گذرد. اما هیچ پیشرفتی حاصل نشده. 13 روز جنگ در یک نقطه روایت خوبی برای افغانستان و حکومت وحدت ملی نیست. شاید اولین چیزی که در ذهن ایستای جامعه خطور کند، این است که نیروهای امنیتی توانایی لازم برای پیشرفت و شکست طالبان را ندارند. اما اگر به حافظه رجوع کنیم، می‌بینیم که ماه‌ها قبل وزیر سرحدات، اقوام و قبایل افغانستان در راس یک هیئت حکومتی به ولایت بغلان رفت و چیزی به نام معاهده امضا کرد. آن روزها گفته می‌شد که معاهده‌ی متذکره با طالبان امضا شده و طبق همین معاهده، نیروهای دولتی حق تحرک نظامی در این دو ولسوالی را نداشتند.
گرچه بعدها آقای گلاب منگل اظهار داشت که این معاهده با طالبان نه، بلکه با مردم این دو ولسوالی امضا شده اما معلوم می‌شود که در کفش حکومت درشت ریگ‌هایی وجود داشت. بغلان را دروازه‌ی شمال می‌نامند، از این حیث، بغلان در حال حاضر استراتژیک‌ترین ولایت کشور محسوب می‌شود. انتقال جنگ به شمال کشور، نمی‌تواند پلان ناشده باشد. معلوم می‌شود که غیر از طالبان مسلح، بازیگران دیگری هم در این سناریو شامل است. بازیگرانی که به مراتب خطرناک‌تر از طالبان است. نمی‌توان به صراحت ادعا کرد که به طور مثال چه تعداد از مقامات حکومتی و در کدام سطح، اما درک این مسئله آن‌قدرها سخت نیست که طراحان اصلی تغییر جبهه در درون همین حکومت و در سطوح بسیار بالایی حکومت حضور و فعالیت دارند.
چندی قبل دست نیروهای امنیتی از انجام هر نوع فعالیت نظامی و امنیتی در ولسوالی‌های دندغوری و دهنه غوری کوتاه شد. طالبان به خوبی از این فرصت استفاده کردند. از یک طرف به تقویت نیروهای خویش پرداختند و از طرف دیگر، موقعیت‌ها و موضع‌های جنگی خویش را طوری انتخاب و تنظیم کرده‌اند که نیروهای حکومتی در 13 روز جنگ علیه این نیروها، هیچ پیشرفتی حاصل نکرده‌اند. معلوم نیست نیروهای حکومتی چه‌وقت بر طالبان غلبه می‌کند، اما آن‌چه هویدا است، رنج انبوه در بغلان است که بغلانی‌ها با آواره شدن، فروریختن خانه‌ها و تعطیل شدن زندگی‌های شان بدوش می‌کشند. شاید هم این نیروهای حکومتی باشند که در جنگ بغلان شکست می‌خورند.
آقای گلاب منگل، وزیر سرحدات، اقوام و قبایل شاید هنوزهم پای همان معاهده یا تفاهم‌نامه بایستد و به شدت از آن دفاع کند، حتا ممکن استدلال کند یا سند بیاورد که آن تفاهم‌نامه با طالبان نه، بلکه با مردم ولسوالی‌های دند غوری و دهنه غوری باشد. اما سوالی که مطرح است این است که چند ماه قبل، این دو ولسوالی امن بود، به حدی که هیئت دولت، بدون هیچ مزاحمتی به آن‌جا رفت، چند شب و روزی را سپری کرد، بعد از امضای تفاهم‌نامه به کابل برگشتند و هیچ اتفاقی برای شان نیافتاد. اما بعد چند ماه، طالبان در دند غوری به حدی قوی شده‌اند که حکومت در سیزده روز نتوانسته کنترل این ولسوالی را به‌دست گیرد. حالا این جابه‌جایی سریع چه‌طور ممکن است؟
جوابش در همان بلوای امضای تفاهم‌نامه با طالبان است. طرح انتقال مرکز ولایت از پلخمری به بغلان مرکزی، ترفندی دیگریست که حکایت از بازی کثیف حکومت افغانستان با امنیت و سرنوشت مردم، به خصوص شمال کشور دارد. اگر فرصتی که پس از امضای تفاهم‌نامه در بغلان برای طالبان ایجاد شد را با بلواهای دیگری که برای این ولایت خلق شده، کنارهم قرار بدهیم، به جواب این سوال که چرا در 13 روز جنگ با طالبان هیچ پیشرفتی حاصل نشده؟ می‌رسیم. یعنی از اول بحث پیشرفت مردود بوده. فرستادن جنرال مراد به بغلان و خیلی زود فراخواندن آن به کابل، حدیث دیگری‌است که از سر و کولش شک می‌بارد.
شاید تلخ باشد، اما جنجالی که میان ظاهر قدیر و حنیف اتمر (مشاور امنیت ملی رییس جمهور) برپا شده بود، این روزها اتهام این‌که آقای اتمر از شورشیان حمایت می‌کند را اثبات می‌کند. همان‌گونه که دموکراسی نیمه‌بند افغانستان این روزها در تیررس نابودی قرار دارد، آینده هم روی میز است تا قمار زده شود. شاید همه دیده باشیم که آقای غنی چه‌قدر با ولع از فرصت ترانزیتی افغانستان در منطقه سخن می‌گفت، همان‌گونه که ما مسیر خوبی برای ترانزیت گاز و نفت و فرآورده‌های تجاری هستیم، به همان پیمانه فرصت ترانزیت تروریست به منطقه را هم به صورت باالقوه داریم. هرچند از هیچ کدام از این فرصت‌ها استفاده‌ی نشده، اما رویدادهای جاری کشور، گواه این مسئله است که استفاده از فرصت برای ترانزیت تروریستان، در اولویت کاری متولیان امور قرار دارد. چرا؟ چون جنگ، مثل جنگ‌های قدیم نیست. بلکه جنگ در عصر حاضر، یک تجارت است. سودی که در این تجارت وجود دارد، هنگف‌تر از بقیه راه‌های تجاری است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه