[su_label]عبدالوهاب آزاد/ ماستر توسعه پایدار[/su_label]
شرکت برشنا، شرکت نیمه خصوصی- دولتی است که مسئولیت مدیریت برق وارداتی و داخلی را در سطح ولایات کشور به عهده دارد.
با مطالعهی گزارش سالانه سازمان شفافیت بینالملل که دومین مقام فاسدترین کشور جهان را نصیب افغانستان و زمامداراناش نموده بود، اشتباهاً با وجود شنیدن و خواندن دهها خبر در رابطه به اينکه وزارت خانهها و مقامات بلند پایهی دولتی بابت پرداخت بیل برق شان میلیونها افغانی از شرکت برشنا قرضدارند و اين شرکت بنا به دلایلی نمیتواند پول بیل برق را از آنها جمعآوری کند، تصور میکردم حداقل در این «وادی گرگها» یک ادارهی هست که تا هنوز مثل سایر ادارات دولتی – خصوصی کشور کسی در مورد فساد و کمکاری مسئولین و کارمندان آن سخن نگفته است. بیخبر از اینکه فساد، کمکاری و بیمسئولیتی در این اداره از هر ادارهی دیگر بیشتر است و مردم را رنج میدهد.
یافتههای من از جایی ریشه میگیرد که سرنوشت بعد از مدتها بالاخره پای مرا هم به این تلگ گیر داد و مجبورم ساخت تا با استفاده از یک هفته رخصتی که اداره در بدل روزهایی کار اضافیام داده بود، به مشورهی فامیل به سرنوشت گنگ بیل برق خانهای که در آن زندگی میکنیم رسیدگی نمایم. ماهها بود که بعد از نقل مکان ما به آنجا باوجود رفت و آمد مکرر همهی اعضای فامیل، در برج برق مربوطه از بیل آن خبری نبود.
شروع قضیه:
روز اول رخصتیام را تماماً در برج برق امام حسن عسکری همان برجی که مسئولیت توزیع بیل برق ساحه رهایشی ما را دارد، گذراندم و تمام تلاشم این بود تا میترخوان همان ساحه را که جدیداً چند ماه میشود در آنجا آمده است، متقاعد بسازم تا میتر برق ما را نشان بدهد. زیرا شمارهی میتر که در روی بیل ما نوشته است اصلاً در صندوقی که ما از آن برق گرفته بودیم، وجود نداشت. برای اینکه حداقل او را اخلاقاً مدیون خود نموده باشم، حدود دو ساعت در کنارش ایستاده و در کارها کمکش کردم و بیلهای مراجعین را یافته و برای شان میدادم تا او به کارهایش برسد و برای رفتن با من وقت پیدا کند.
بعد از مدتی بالاخره او حاضر شد و آمد. اما بدون کمترین دستاورد دوباره به برج رفته و خواطر نشان کرد که بعد از ظهر به دفتر برج بیا تا به مشکلات رسیدگی شود. بعد از ظهر همان روز به دفتر برج برق رفتم. او برایم مسئولیت داد تا در زون مربوطه که در قلعهی ناظر موقعیت دارد، بروم و بیل برق و تاریخچه میتر را برایش بیاورم. خود را به زون رسانیده و خواهان اسنادی که برایم گفته شده بود، گردیدم. وضعیت در آنجا خیلی بد بود. مامورین کم سواد، تنبل و بیمسئولیت، من و دهها نفر دیگری را چون توپ قوتبال به همدیگر پاس میدادند. آنها جدا از اینکه کوچکترین گرهی از کار ما نمیگشودند، دهها مشکل و بهانهای دیگر را هم بر مشکلات ما علاوه نموده و ما را چون تیری در سیاهی رها میکردند.
بالاخره کار به جایی کشید که به شماره ۱۴۴ (مرکز شکایات) زنگ بزنم و از همهی شان شکایت کنم. اين تماس با وجودیکه ۲۵ افغانی هزینه داشت، بدون کدام دستاورد با شنیدن چند وعده و نويد به پایان رسید.
به هر صورت، بعد از چند بار نزاع و جر و بحثها، به اسنادی که نیازم بود دست یافتم و دوباره به برج برق رفتم. آنجاه بود که در یافتم میترخوان ناحیهی ما که در گذشتهها خود را وزیر برق برچی میخوانده، حدوداً یک سال شده است که میتر ما را نخوانده است و گزارش آنرا برای شرکت برشنا نفرستاده است.
وقتی که در برج برق این مسئله را با میترخوان در میان گذاشتم، او گفت که وی جدیداً در این ساحه آمده است و در مورد گذشتهی این ساحه هيچ مسئولیتی ندارد. بعداً در جریان روزهای دیگر دریافتم که وی به علت کمکاری از ساحهی دیگر در اینجاه بهصورت جبری موظف گردیده است و میترخوان سابق که خود را وزیر برق برچی میخوانده، بعد از فساد زیاد مالی و این همه خورد و برد کشور را ترک نموده و به جرمنی رسیده است و حال مردم مانده است و اشتباهات کاری دوره وزارت وی.
بعد از چند روز بالاخره مجبور شدم که تمام اسناد میتر را از صاحب قبلی خانه بخواهم تا به ریشهی اصلی مسئله پی برده و مشکل را از اساس حل نمایم. آنگاه متوجه شدم که وزیر گذشتهی برج ما، در هماهنگی با افرادی که قبلاً در این خانه بهگونهی کرایهنشین زندگی میکردهاند آگاهانه شمارهی (سریال نمبر) میتر را اشتباه درج فورمهاش نموده و آنرا در هر دوره میترخوانی بدون مصرف به شرکت برشنا گزارش داده است.
با مراجعه به ادارات برق کابل، از برج برق امام حسن گرفته تا زون قلعه ناظر و جنکشن چهارم و اداره مرکزی برشنا در دهمزنگ دریافتم که این تنها من نیستم که برای این کارمندان بیانصاف تبدیل به سرگرمی شدهام بلکه صدها نفر مخصوصاً افراد پیر و زنان با سنین متفاوت مثل من هفتهها در این اداره روز شان را بدون کمترین دستاورد سیاه میکنند و شامها با دنيایی از عقده ،با دادن صدها فحش به کارمندان کمکار شرکت برشنا و مسئولان پُر«کش و فشش» با دل خونین به خانههای شان بر میگردند.
درست همین جاه بود که تصمیم گرفتم در اين مورد بنویسم و مسئولان بیکفایت ریاست برق کابل را از آنچه که در ادارات تحت مدیریت شان میگذرد، آگاه بسازم.
یافتههای دیگر:
در آن مدت تلاش نمودم تا در کنار پیشبرد کارهای خودم، مشکلات و درد دلهای مردم را جمعآوری نموده و در نوشتهام بگنجانم. میترخوانان برجهای برق شهر کابل خوب میدانند که فیصدی زیادی از مردم این شهر کرایهنشین و یا گروینشین اند. آنها با نیرنگ و حیله توسط دلالان شان با مردم تماس بر قرار نموده و راههایی به گفتهی خود شان شارت کت (کوتاه) را به کرایهنشینان پیشنهاد نموده و از فقر آنها و اینکه آنها مدتی کم در این خانه ماندنی هستید و بدین شیوه میتوانند خر شان را از پُل بگذرانند، بعد از رفتن شان باز دولت میفهمد و صاحب خانه؛ مبلغ معیین را از آنها گرفته و شرکت برشنا را بدون آگاهیدهی از مقدار برق مصرف شده با دادن دهها بهانه و دلیل دروغین در خفا قرار میدهند.
آنها عموماً همان داستان معروف «بعد از سه سال یا پادشاه میمیرد و یا خر و یا من»، را به مردم تعریف کرده و به گفتهی کابلیها گب شان میدهند.
علاوه بر آن، همين وزیران برق در بدل رشوت- به گفتهی خود شان شیرینی- لینهایی را که به علت ندادن پیهم بیل برق بعد از سپری شدن ماهها محکوم به قطع شدن میباشد، دوباره در بدل پول وصل نموده و راپور آنرا به شرکت برشنا نمیدهند و درست مثل خانهی ما، بعد از آمدنمیتر خوان جدید یک بار کاسهی وزیر قبلی از بام افتاده و بلهای هشتاد تا یک لک افغانی حواله میگردد. آنوقت است که صاحبان خانه مجبور میشوند پیش هرکس و ناکس در این اداره ایستاده و خواهان یافتن دلایل شوند؛ آنهم در شرایطی که وزیر سابق خود را به جرمنی رسانیده است و یا به گفتهی یک هموطن دیگر، دسترسی به وی خیال است و محال است و جنون.
علاوه بر همهی مشکلات مسئولان برج برق در گوشه و کنار شهر کابل، آگاهانه هنگام مراجعهی مردم جهت حل مشکلات شان مشکل یکی را حل و در عین حال برای دیگری مشکل خلق مینمایند تا بدینشیوه برای خود کار خلق نموده و رشوت بگیرند. خوب به یادم هست یکی از ریشسفیدان میگفت بعد از اینکه برق خانهی شان قطع گردیده بود، به برج مراجعه نموده و در بدل ۱۵۰ افغانی مسئول برج (وزیر برق) را متقاعد ساخته بود تا پای صندوق آمده و مشکل برق وی را حل نماید.
وزیر برق ساحه بعد از باز نمودن صندوق در مییابد که فیوز وی سوخته است. او با تبسمی فیوز میتر دیگری را کشیده و به جای فیوز پیر مرد میاندازد و بدین سان مشکل وی را حل و خانهی دیگری را تاریک میکند. این کارها عموماً برای اینکه۱۵۰ افغانی دیگر را هم از وی گرفته و فیوزی را که خود شان با قیمت کم خریده و به قیمت چند برابر در شرایطی که فامیلها سخت نیاز به برق و روشنایی دارند و دکانهای وسایل برق فروشی بستهاند به مشتریان بفروشند، صورت میگیرد.
الطاف بزرگ دیگر این ریاست، چون نگرفتن میلیونها افغانی پول مصرف برق وزارت خانهها و رعایت حال مقامات زورمند و بلند پایهی دولتی، پایههای لنگ و لاش شده در ولایت بغلان و آوردن برق از فلان و فلان مسیر سر جایش، اگر ریاست برق کابل حداقل بتواند که همین وزیران کوچه و بازارش را به وزیران کارا و مفید مبدل کند، هم کاری کرده است کارستان.

با سلام بردست اندرکاران محترم روزنامه وزین اطلاعات روز
آنچه را در مورد شرکت برشنا و کارهای مامورین رتبه وزیر آن بر شمردی بخشی از مشکلات است که مشترکین این شرکت با آن دست و پنجه نرم میکند مشکلات که درآمد بیشتر و فساد بزرگتر را در بر میگیرد بخش دیگری از کار کارمندان این شرکت است در شهرک رسول اکرم یا منطقه سنگچال دشت برچی از چهارسال باین طرف زندگی میکنم درست در زمانی باین منطقه ساکن شدم که تازه پایه های برق درآن جا نصب شده بود و سیم آن کشیده شده بود هرکس بادار ه برشنا عریضه گرفتن میتر برق میکرد مامورین بلند پایه برشنا میگفت برج برق ساحه شما اضافه بار گردیده تازمانیکه ترانسفارمر قویتر بانجام نصب نشده است میتر جدید اجازه داده نمیشود اما وقتی از ریاست آن دردها زنگ برون میشد ی در حیات آن دلالان وجود داشت که دلیل مراجعه ات را بانجام میپرسید وقتی مشکل ات را بآنان میگفتی بسیار راه ساده و آسان بتو نشان میداد و آن این بود که چهار یا پنجهزار افغانی بده تا من ظرف نیم ساعت برایت امریه میتر بیگیرم اگر بدادن پول حاضر میشد ی براستی آن مسول که صد دلیل منطقی تورا رد کرده بود در نیم ساعت خیر که در پانزده دقیقه عریضه تورا امضا و امریه توزیع میتر جدید برایت داده میشد میتر های اولیه بالاتر از دوسوم آن باین شکل نصب گردید و برق درآن ساحه وصل گردید …
ازآن زمان تاکنون که بدون شک سالانه نزدیک به صد خانه دراین ساحه جدیدا ساخته میشود به همین طریق صاحب برق میگردد اما با این تفاوت که امروزه یک میتر برق دراین ساحه تا یک هزار دالر کمتر وبیشتر هزینه دارد مامورین فاسد این اداره با گرفتن مبالغ هنگفت پول در طول این مدت به همین شیوه برای مردم محل میتر برق نصب میکنند که فسادی از این ناحیه وجود دارد به میلیون ها افغانی سالانه خواهد بود و به یقین این گوشه از فسادی است که در این اداره وجود دارد اگر خوست تحقیقی دیگر ی در این زمینه انجام دهی من حاضرم در مستند سازی گفته هایم باشما همکاری کنم باین شماره تلفن به تماس شوید
0797875141
0771051932