انتظارات از روند صلح افغانستان باید اندازهگیری شود. با قدرت نفوذ فزایندهی طالبان و امتناع این گروه از پیوستن به گفتوگوها، صلح پایدار همچنان دست نیافتنی باقی مانده است.
[su_label]منبع: فارین پالیسی/ماروین وینبام[/su_label] +
[su_label]ترجمه: حمید مهدوی[/su_label]
امیدواریها نسبت به از سرگیری روند صلح افغانستان بار دیگر افزایش یافته است. نشستهای 11 جنوری و 18 جنوری در اسلامآباد و کابل، مقامهای کابل و پاکستانی و نمایندگان ایالات متحده و چین را دور هم آورد تا نقشه راه از سرگیری گفتوگوهای صلح را طرح کنند. در اوایل ماه جولای، وقتی منابع افغان افشا کردند که ملا عمر، رهبر روحانی طالبان، دو سال قبل مرده است، گفتوگوها با طالبان متوقف شد. تصور میشد که ملا اختر منصور، معاون عمر، با موافقت او در نشست ماه جولای که با میزبانی پاکستان برگزار شده بود، شرکت کرده است. قرار گزارشها، پنهان کردن مرگ عمر توسط منصور، بسیاری از فرماندهان ارشد طالبان را خشمگین ساخت و جانشینی خودخوانده منصور چالشهایی را در رهبری او به ارمغان آورد، از جمله چالشهایی از سوی ملا محمد رسول، رقیب اصلی او. سپس منصور که به ستوه آمده بود، از [شرکت] در دور دوم گفتوگوها خودداری کرد.
در دو [دور] گفتوگوی چهارجانبه که هدف آن از سرگیری گفتوگوها بود، طالبان غایب بودند. باوجود برخی نشانههای مثبت، هیچ اطمینانی وجود ندارد که رهبران ارشد [طالبان] در دور بعدی گفتوگوها که برای 6 ماه فبروری برنامهریزی شده است، شرکت خواهند کرد یا شرکت کنندهای بتواند از جانب جنبش طالبان که اکنون چندپارچه است، سخن بگوید. رقیبان منصور شامل چندین تنی است که با گفتوگوها به شدت مخالفت میکنند و مصمم به دستیابی به پیروزی نظامی هستند. بدون شک، عزم آنها با شکستهای پی در پی نیروهای حکومتی در فصل غیرجنگی قویتر شده است و دستاوردهای پی در پی طالبان در ولایت هلمند، نشان دهنده آنست. بنا بر گزارشها، در یک سوم حدود 400 ولسوالی این کشور یا کشمکش جریان دارد یا تحت کنترل ستیزهجویان است.
هرچند جناح منصور دفتر سیاسی این جناح در قطر را باز نگهداشته است، اما فرماندهان میدان نبرد آن هیچ علاقهای به محدود کردن حملاتش به نفع گفتوگوها نشان نمیدهند و ظاهراً منصور نیز مشتاق پیوستن به گفتوگوهای صلح نیست. در یک کنفرانس بینالمللی در قطر که در 24 ماه جنوری دایر شده بود، سخنگوی او هیچ تغییری در پیش شرطهای دیرینه طالبان برای شرکت در گفتوگوها، از جمله درخواست خروج تمام نیروهای خارجی از خاک افغانستان و رهایی زندانیان طالب، اعلان نکرد. همچنان گزارش شده بود که منصور در 7 ماه جولای دو عضو ارشد شورای رهبریاش را که عضو گروهی بودند که قرار بود در گفتوگوهای عقیم ماه جولای شرکت کنند، اخراج کرد.
با این حال، اغتشاش و بینظمی در رهبری طالبان میتواند به گفتوگوها چانس بیشتر بدهد. رهبران شرکت کننده طالبان، ورود به گفتوگوها را فرصتی خواهند دید تا با به رسمیت شناخته شدن شان در سطح بینالملل، به برتری جناحی دست پیدا کنند. اختلاف در رهبری [طالبان] به پاکستان نیز اجازه خواهد داد تا به طور فزایندهای از عناصری در میان ستیزهجویان استفاده کند که تا حدودی بر آنها نفوذ دارد. اما تا اینجای کار، مصلحتگرایان احتمالی طالبان هیچ نشانهای از کاستن تقاضاهای شان یا گردن نهادن به درخواستهای پاکستان برای گفتوگو، نشان ندادهاند.
مشکلات سیاسی رییس جمهور اشرف غنی نیز مانع گفتوگوهای صلح خواهد شد. هرچند او از ابتکارعملهای دیپلماتیک اخیر به منظور از سرگیری گفتوگوها حمایت کرده است، اما هنوز با سوء ظن عمومیای دست و پنجه نرم میکند که با رویکرد آشتی جویانهاش در قبال پاکستان به منافع افغانستان خیانت کرده است. منتقدان داخلی غنی هنوز نسبت به صداقت پاکستان در دنبال کردن گفتوگوها تردید دارند. علاوه برآن، منتقدان در افغانستان نگرانند که توافق [باطالبان] میتواند پیشرفتهای سیاسی و اجتماعی چهارده سال گذشته را به مخاطره بیاندازد. غنی در پاسخی به منتقدانش، در دیدارش در 28 سپتامبر با راحل شریف، تاکید کرد که سه نقطه باید در گفتوگوهای جدید واضح باشد: افغانها باید مطمئن باشند که پاکستان در روند صلح صادقانه همکاری میکند، در هرگونه توافق باید نهادهای دموکراتیک افغانستان محفوظ باشند و شرکت کنندگان طالبان باید از گروههای مربوط شان نمایندگی کنند نه از یک حکومت موازی با حکومت افغانستان.
شاید پاکستان بتواند بر تردید افغانها در مورد نیتش فایق آید، اما نگرانی بیشتر در مورد دو خط قرمز دیگر – دموکراسی و هویت طالبان – وجود دارد که مبادا برآورده نشوند. طالبان که برای آنها مشروعیت دولت شان در داشتن حکومتی نهفته است که اکیداً مطیع قانون شریعت باشد، از مدتها پیش نظام سیاسی افغانستان، بهویژه به انتخابات دموکراتیک و قانون اساسی آن را خوار شمردهاند. همانطور که در کنفرانس پگواش مشخص شد، بعید است طرف اشتراک کننده طالبان در گفتوگوها هویت شان با امارت اسلامی را انکار کنند. با این حال، غنی با گفتن این که از گفتوگو با گروهی که تروریست میداند خودداری خواهد کرد، شرط دیگری نیز تعیین کرده است. با این حال، حکومت کابل در نشست ماه جنوری اسلامآباد با این موقف تناقض نشان داد و ظاهراً با پیشنهاد پاکستان مبنی بر این که به تمام گروهها، بدون هیچ پیش شرطی، اجازه شرکت در گفتوگوها داده شود، موافقت کرد.
دروازه باید همیشه به روی طالبان که تمایل به صلح دارند، باز نگهداشته شود. با این حال، جستوجوی بی امان صلح آوران طالبان با موانع قابل توجه مواجه است. واضحترین نگرانی این است که گفتوگوها به طور اجتناب ناپذیری به جنبشی مشروعیت خواهد داد که از دیروقت بدینسو موافقت بینالمللی را تطمیع کرده است. گفتوگوهای صلح همچنین از خطر مخدوش شدن اذهان افغانهای نمایندگی میکند که نمیدانند آیا طالبان دشمن است یا شریک گفتوگوها. مقامهای حکومت افغانستان، به شمول حامد کرزی و اشرف غنی، در تلاشی به منظور کشاندن رهبران آنها در گفتوگوهای صلح، اعضای گروه طالبان را «برادر» خواندهاند و باعث اغفال و گیجی بیشتر شدهاند.
همین چشم انداز گفتوگوها باعث شده است ایالات متحده و متحدانش بر جریان اصلی رهبری طالبان در پاکستان فشار سیاسی و نظامی بیشتر وارد کنند. واشنگتن هرگز طالبان را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجیاش که حکم تحریم را دارد، قرار نداده است و [برکسی] پوشیده نیست که ایالات متحده – هنگام هدف قرار دادن شبکه حقانی، داعش و دیگر گروههای ستیزهجو با هواپیماهای بدون سرنشین – از طالبان مستقر در کویته چشم پوشی کرده است. ظاهراً واشنگتن هنگام اعمال فشار بر پاکستان برای پایان دادن به عمل تفکیک بین افراطگرایان خوب و بد توسط این کشور، از اسلامآباد میخواهد که بین ستیزهجویان افغانی که احتمال شرکت آنها در گفتوگوها وجود دارد و آنهایی که این کشور میخواهد کشته شوند، تفکیک قایل شود.
گفتوگو و جنگ همزمان یک استراتژی مهم است. مسلماً، یکی بر دیگری اثر خواهد گذاشت. اما اگر این استراتژی از یک موقف ضعیف تفسیر شود، به احتمال زیاد این استراتژی برای دفع شکست استفاده خواهد شد نه تسهیل توافق. طالبان به سادگی اشتیاق حکومت کابل و حامیان بینالمللیاش در آغاز گفتوگوها را بهعنوان شاهدی برای بیچارگی شان تفسیر میکنند.
اما در صورتی که برخی از جناحهای طالبان تصمیم شرکت در گفتوگوهای صلح را بگیرند، کسی که به پایان دادن سریع جنگ از طریق یک معامله/توافق کلان سیاسی دل بسته است باید به خاطر داشته باشد که گفتوگوها در جنگهایی که بسیار کمتر پیچیده بودهاند، سالها به درازا کشیده است. یک ارزیابی کامل باید این را در نظر بگیرد که اگر جلو وخیمتر شدن اوضاع نظامی گرفته نشود، طالبان در چانهزنیها برتری خواهند داشت نه حکومت افغانستان. و حتا اگر موافقتی از طریق گفتوگوها حاصل شود، دلیلی وجود دارد که در مورد پذیرش گسترده آن و داشتن یک میکانیزم موثر اجرایی شدن آن تردید داشته باشیم. بهصورت واقع بینانه، به احتمال زیاد نتیجه نهایی جنگ افغانستان در میدان نبرد تعیین خواهد شد.
