مذاکرات صلح با طالبان: قدم نخست، توانمندسازی اقلیت‌ها

حمید مهدوی
حمید مهدوی
عبدالحمید مهدوی متولد ۱۳۶۷ خورشیدی و فارغ التحصیل دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل از بهار ۱۳۹۲ به عنوان مترجم در روزنامه اطلاعات روز کار می‌کند.

[su_label]الجزیره/ شجاع ربانی[/su_label] +
[su_label]ترجمه: معصومه عرفانی[/su_label]


براساس گزارش‌ها، در بمب‌گذاری انتحاری روز سه‌شنبه در نزدیکی یک پاسگاه پولیس در کابل، حداقل 20 نفر کشته و 25 نفر دیگر زخمی شدند. طالبان مسئولیت این حمله برعهده گرفتند.
به‌نظر می‌آید در طی هشت ماه گذشته، هربار حرفی از مذاکرات صلح به میان آمده است، در افغانستان شاهد حملاتی از سوی طالبان بوده‌ایم. این حملات یادآوری دایمی از این مسئله هستند که ما دست صلح و دوستی به سوی افرادی دراز کرده‌ایم که درکی –و علاقه‌ای- نسبت به صلح ندارند.
باتوجه به تلاش‌های پیگیری که در راستای دیپلماسی‌هایی بی‌نتیجه صورت می‌گیرند، جا دارد این سوال را مطرح کنیم که چه کسی قرار است دستاوردی از مذاکرات صلح با یکی از وحشیانه‌ترین رژیم‌های تروریستی شناخته‌شده در جهان داشته باشد. بدون شک پاسخ این سوال، افغانستان نیست. چراکه بااین‌همه، افغان‌ها هستند که درنتیجه‌ی این امتیازبخشیدن به تروریستان رنج خواهند برد. فرصتی که توسط قدرت‌های خارجی خلق شده است و به‌عنوان تجارتی سودبخش از جنگ در ملت‌هایی دچار فلج اقتصادی مانند افغانستان، سوریه و عراق، مورد استفاده قرار می‌گیرد.
در سال‌های 1996-2001 که طالبان در قدرت بودند، سیاست‌ها و جنایات این گروه، کم‌تر از خشونت و بی‌رحمی‌های گروه دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در سوریه و عراق امروز نبود. متاسفانه، سابقه‌ی وحشی‌گری‌های طالبان توسط رسانه‌های جهانی، دولت‌های غربی و دیگر کشورهای اسلامی که سهمی در احیای دوباره‌ی طالبان برای منافع ژئوپولیتیکی خودشان داشتند، نادیده گرفته می‌شود.

استفاده از زبان نرم
زمانی که حرف از افغانستان به میان بیاید، سوال ما باید این باشد که چه کسی در کشور ما از مذاکرات صلح سود می‌برد. با اطمینان می‌توان گفت پاسخ آن، اقلیت‌های قومی یا مذهبی –تاجیک، یا هزاره یا ازبک- نیستند که در حکومت طالبان قربانی پاک‌سازی‌های قومی بوده‌اند.
درحقیقت، بسیار بعید است که ما از هیچ‌کدام از اعضای این گروه‌های اقلیت بشنویم که طالبان را «برادران» خود بخوانند.
استفاده از زبان نرم، مانند واژه‌ی «برادران»، مشابه با افسون‌کردن یک مار سمی توسط موسیقی است. نه رویکرد دولت رییس‌جمهور سابق حامد کرزی سودی داشته است، و نه رویکرد اتخاذشده توسط دولت رییس‌جمهور فعلی اشرف غنی نیز ثمربخش بوده است.
هرچند غنی از «برادر» خواندن طالبان اجتناب کرده است، اما به اعضای دولت خود اجازه می‌دهد تا اقلیت‌ها را به حاشیه برانند و برای دیپلماسی با طالبان و مشروعیت‌بخشیدن به آن‌ها در سیاست افغانستان فشار بیاورند.
درعین‌حال، طالبان به تهدید و ارعاب و ترور در افغانستان ادامه می‌دهد. از نیمه‌ی دوم سال 2015، ما در دوران حکومت وحدت ملی با رشته‌حملاتی بی‌سابقه و پی‌درپی مواجه بوده‌ایم که منجر به راه‌اندازی بزرگ‌ترین اعتراض مردمی در کشور درطی چندین دهه شد. هدف تعدادی از این حملات، به‌طور مشخص، کشتار هزاره‌های شیعه‌مذهب بود.
پس اکنون باید پرسید: آیا برای دولت افغانستان، مذاکرات صلح با طالبان یک دستورکار ملی است یا دستورکار ناسیونالیستی؟ شکی در این وجود ندارد که تعدادی از افغان‌های ناسیونالیست طرف‌دار طالبان در کشورهای غربی حضور دارند که برای «مذاکرات صلح» لابی‌گری می‌کنند.
این افغان‌ها، درواقع کسانی جز مدافعان طالبان نیستند که تنها در امتداد خطوط باریک قومی می‌اندیشند. با پافشاری‌کردن برای پیشبرد مذاکرات صلح، بازی آخر آن‌ها این است که تسلط گروه قومی خود در سیاست آینده‌ی افغانستان را حفظ کنند – حتا به قیمت انتخاب یک حکومت اسلامی خشن برای حکومت بر کشور.

نژادپرستی و اختلافات قومی
به‌عنوان یک نویسنده‌ی افغان از یک گروه اقلیت قومی، من با طرح مسئله‌ی نژادپرستی و تقسیمات قومی در افغانستان که در سراسر تاریخ آن وجود داشته است، خود را در برابر خطرات زیادی قرار داده‌ام.
اکثر افراد در افغانستان، از این‌که آشکارا دررابطه با مسئله‌ی نژادپرستی صحبت کنند وحشت دارند؛ چراکه این کار تهدیدات و خطرات جدی برای امنیت شخصی آن‌ها، از سوی عناصر ناسیونالیست طرف‌دار طالبان در داخل کشور در پی خواهد داشت.
زمانی زیادی گذشته که سیاست افغانستان توسط گروهی قومی که خود را بدون هیچ‌گونه شواهد آماری به‌عنوان اکثریت فرض می‌کنند، هدایت شده است. برای مثال، در طول زمانی که من در سازمان ملل متحد در کابل کار می‌کردم، تحصیل‌کرده‌ترین گروه در افغانستان هزاره‌ها بودند، اما با این حال، در سطح رهبری و وزارت‌خانه‌ها، توازنی میان نمایندگان این گروه و دیگران وجود نداشت.
حتا امروز نیز مسئله‌ی اختلافات قومی بسیاری جنجال‌برانگیز است. مذاکرات صلح با طالبان، این کشور را به یک صلح پایدار نزدیک نخواهد کرد؛ مخصوصاً در زمانی که نیروهای تروریستی جدیدی در سراسر کشور درحال ظهورند که قابل‌توجه‌ترین آن‌ها نیروهای مدعی وفاداری به داعش در مناطق شمالی کشور هستند.
پاک‌سازی دست خونین یک گروه تروریستی ازطریق مذاکرات، درحالی‌که از سوی دیگر دست دیگر آن در خون مردم غیرنظامی افغانستان غوطه‌ور است، به‌معنای این نیست که افغانستان چشم خود را بر جنایات آن‌ها ببندد – حتا اگر برای انجام این کار از سوی غرب با دیگر کشورهای مسلمان تحت فشار قرار داشته باشد.
از جایی که ما امروز ایستاده‌ایم، مذاکرات صلح چهارجانبه‌ی آینده با طالبان، بیشتر از اعلام شکست در «جنگ علیه تروریسم» توسط غرب و سر تسلیم فرودآوردن دولت افغانستان نیست؛ تنها برنده‌ی این گفت‌وگوها تروریسم خواهد بود و هرکسی که ازطریق کانال‌های خود از آن حمایت می‌کند.
راه‌حل، توانمندسازی اقلیت‌ها و دیگر قربانیان این گروه‌های افراط‌گرا است. برای مثال، هزاره‌ها و زنان افغانستان، باید در میان کسانی باشند که در خط مقدم روند مذاکرات صلح حضور داشته باشند؛ چراکه آن‌ها چیزهای زیادی برای از دست‌دادن دارند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه