بخت بیدار است، اگر تو در خواب نباشی

اطلاعات روز

[su_label]خلیل فرزام[/su_label]


بخش دوم و پایانی
بخت چونان نتیجه‌ای (چه مطلوب چه نامطلوب) که بدون تلاش و قصد تعمدی به‌دست می‌آید، در تقابل با مفهوم دیگری قرار دارد که مبتنی به توان و تلاش فردی است: قدرت. کماکان تا پیش از ماکیاولی، بحث از بخت معطوف به سه حیث بوده است: مابعدالطبیعی ( بخت از جمله علل ارسطویی است یا نیست؟)، اخلاقی (بخت تنها تاثیرگذار بر کسب خوب‌های بیرونی، مثل ثروت و قدرت است یا خوب‌های دورنی، مثل فضایل اخلاقی نیز از آن متاثر می‌شوند؟) و الهیاتی (نسبت بخت با قضا و قدر و مشیت الهی). اما ماکیاولی نه تنها بخت را از چسپیده‌های اضافی چون قضا و قدر پاک کرد، بلکه با جدیت تمام آن را وارد نظریه قدرت نمود. کتاب شهریار اشباع است از مفهوم بخت و اقبال، مکرراً از این مفاهیم استفاده می‌برد، چه در مشی توضیح سرگذشت شهریاران قبلی و چه در مقام توصیه به شهریاران بعدی. تحت تاثیر بینش شکافنده و رویکرد واقع‌گرایانه ماکیاولی، این روزها بحث‌های نظری درباره قدرت، بحث از بخت را نیز به همراه دارند. اما چرا بخت باید در کنار قدرت قرار گیرد؟
بخت و قدرت، دو بال موفقیت اند که داشتن شان نه فقط برای فرمان‌روایان بلکه برای هر کس دیگر حائز اهمیت اند. موفقیت، به‌دست آوردن هر آن چیزی است که می‌خواهیم و این کار را یا با تلاش به‌دست می‌آوریم که مستلزم بکار گیری قدرت است یا بدون تلاش و صرفاً به یاری بخت مساعد. عناصر امتیازی قدرت، استراتژی و قاطعیت است. به کارگیری قصد و تلاش قاطعانه و برنامه‌ریزی شده در به‌دست آوردن آن چیزی که می‌خواهیم. بخت، همان‌طور که دیدیم با فقدان قصدمندی، قاطعیت و استراتژی مشخص می‌شود. موفقیت، عملاً ترکیبی از این دو عنصر (قدرت و بخت) است: موفقیت = قاطعیت + بخت. (این فرمول بندی از کیت دودینگ است). این ترکیب درست است به این دلیل که موفقیت، حداقل همیشه بدون شرایط مساعد (بخت) که ما در شکل‌گیری و کنترل آن چندان نقش نداریم، کمک می‌کند تا تلاش‌های قاطعانه‌ی ما به نتیجه برسند. اینک طرح این پرسش که داشتن کدام‌یک از این دو (قدرت و بخت) مهم‌تر است یا به عبارت دیگر بهتر است بخت‌یار باشیم یا قدرتمند، تقریباً بی‌فایده به نظر می‌رسد. هر دوی این‌ها مهم اند. مهم است هم بخت‌یار باشیم و هم قدرتمند. اتکای صرف به قدرت نمی‌تواند نتیجه‌بخش باشد، زیرا قدرت ما هرگز نمی‌تواند تمام شرایط را، چنان که ما می‌خواهیم، آماده و مناسب اجرای طرح‌های ما کند. از طرف دیگر، تکیه صرف به بخت نیز خطرناک است. هرچند به‌دست آوردن بدون تلاش (بخت) رجحان دارد بر به‌دست آوردنی که تلاش، گاه بسیار صرف آن می‌شود، اما دست از تلاش برداشتن و به یاری بخت نشستن مثل چراغ را خاموش کردن و مسیر را تاریک رفتن است.
رومیان بخت را در شخصیت فورتینا تجسم داده بودند. نقاشی‌ها، فورتینا ایزدبانوی بخت را یا در حال گرداندن یک چرخ نشان می‌دهد و یا درحالی‌که سکان یک کشتی را به‌دست دارد. کشتی‌ی که گرفتار امواج متلاطم است یا چرخی که از چرخیدن باز نمی‌ماند، هر دو نشان‌دهنده سرشت بی‌ثبات، ناپایدار و خودسر بخت هستند. تنها فورتینا قادر به کنترل مطلق آن است تا چرخ بخت را چنان بچرخاند که او می‌خواهد. اما فورتینا نیز دمدمی مزاج و بی‌ثبات است. تصویر فورتینا و چرخ دایره‌وار یا کشتی تلاطم زده آن به خوبی نشان می‌دهند که بخت فقط می‌چرخد و سخت است که مسیر چرخش آن را تشخیص داد.
بخت به‌عنوان نتیجه‌ای که بدون تلاش و برنامه به‌دست می‌آید فقط نشان می‌دهد که چیزها بی‌نظم، آشفته و دچار آشوب است و از قاعده‌مندی خاصی پیروی نمی‌کند که بشود از عواقب آن آگاه و مطمئن بود. در این صورت آن‌کس که خودش را به‌دست بخت می‌سپارد سوار کشتی شده است که در دریای متلاطم پیش می‌رود و سکانش به‌دست بخت است (در واقع امر به‌دست هیچ‌کس نیست). چنین کسی هرگز نمی‌تواند از رسیدن به ساحل سلامت مطمئن باشد. در چنین کشتی‌ای، تنها کسی به سفر می‌رود که تدبیر و تلاش (قدرت) خود را تعطیل کرده و صرفاً به یاری بخت اتکا کرده باشد. پس آن‌که راه ایمن‌تر می‌جوید همزمان هم تدبیر و تلاش می‌ورزد و هم عنصر بخت را نادیده نمی‌گیرد.
آیا راهی وجود دارد که بخت سرکش و خودسر را مهار کرد و به انقیاد درآورد تا از ناگواری‌های آن مصئون شویم و از مزایای آن هم‌چنان بهره‌مند؟ مهار کردن بخت، به معنای مهار کردن همه شرایطی است که در آن به سر می‌بریم و عمل می‌کنیم. چنین چیزی ممکن نیست. کمابیش همیشه گرفتار بازی بخت خواهیم بود. هرچند نسخه تضمین شده وجود ندارد اما اگر به ماکیاولی گوش دهیم شاید راه چاره کاملاً مسدود نباشد. او دوراندیشی و دلیری را آن چیزی‌های می‌داند که در برابر بخت کور کمک مان خواهند کرد. داشتن خصلت اول کمک می‌کند تا بر پیش آمدها، پیش‌دستی پیدا کنیم و به کنترل درآوریم. کیفیت دوم کمک می‌کند تا از بخت نترسیم و زمانی که به ما لبخند می‌زند به استقبالش رویم.
بخت، خودسر است به این دلیل که زیر نظارت آدمیان قرار ندارد. اگر چنین نظارتی از راه دوراندیشی فراهم شود انسان در مبارزه با بخت و بازی‌های پریشان آن پیروز خواهد بود، و این یعنی تشخیص درست زمان و شرایط. سیل بخت ناگهان و بی‌سروصدا، سرازیر می‌شود، نمی‌توان مانع آن شد. اما با دوراندیشی می‌شود پیش‌بینی کرد که زمان احتمالی آن کی خواهد بود و بیشترین آسیب‌ها به کجا وارد خواهد شد، به‌خصوص چه تدابیر لازمی پیشاپیش اتخاذ باید کرد که صدمات کم‌تر باشد. از راه نظارت می‌شود دامنه امور تصادفی را کم‌تر کرد.«انسان هر چه بیشتر در معرض عقل باشد، کم‌تر در معرض بخت است.» از دیگر سو، نظارت و درک درست از زمان و شرایط، بیش از این‌ها به کار می‌آید. فقدان چنین درکی به معنای آن است که وقتی بخت در می‌زند تو در خانه‌ات نیستی. نظارت کمک می‌کند تا وقتی بخت وارد می‌شود مناسب‌ترین عکس‌العمل را اتخاذ نمایم: دست داراز کنیم یا سنگر بگیریم.
دوراندیشی ابزار پیش گیرانه است اما دلیری پیش دستانه و تهاجمی است: برخواستن از بیم بخت و تاختن به دام آن است. دلیری موثر است زیرا «بخت دلیران را دوست دارد». ماکیاولی برای توضیح این سخن خود، بخت را با زن مقایسه می‌کند که بیشتر متمایل به مردان جوان اند، چون آن‌ها جسور اند. (به نظر می‌رسد مردان جسور در جلب نظر بخت و زن به یک اندازه موفق اند.) به هرحال مقصود این است که وقتی بخت رو می‌کند باید جرئت استفاده از آن را داشت. حزم و احتیاط خوب است اما گاهی اگر با نیروی دلیری کنار گذاشته نشود فرصت‌های مساعد از کف می‌روند. به‌دست آوردن، جسارت می‌خواهد. جسارت در جلب مساعدت بخت، عنصر مهمی است چون آدم‌های بزدل از عواقب ناگوار بیشتر از آن می‌ترسند که برای یک مطلوب گوارا جسارت عمل به خرج دهند. در فقدان جسارت ورزی و ریسک، هیچ کاری نمی‌کنند و به تبع هیچ چیز هم به‌دست نمی‌آورند. اما جمع بستن این دو خصیصه (دوراندیشی و دلیری) در وجود یک فرد کار آسان نیست. ناسازوار هستند زیرا جوهره دلیری و جسارت، فقدان همه جانبه نگری است. حال‌آن‌که همه جانبه نگری شرط اجتناب ناپذیر دوراندیشی است. دوراندیشی به حزم و احتیاط می‌انجامد اما دلیری مشوق نادیده گرفتن آن است. به رغم این، وقتی بتوان دلیری را با پشتوانه دوراندیشی همراه نمود ریسک و خطر بخت بسیار کم‌تر خواهد شد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه