نقطه‌ی عطفی در روابط افغانستان و هند؟

اطلاعات روز

دیپلمات/ انکیت پاندا
ترجمه: معصومه عرفانی
از زمانی که توافق انجام‌شده به میانجی‌گری ایالات متحده، منازعات انتخاباتی سال گذشته در افغانستان را حل‌وفصل کرده و منجر به شکل‌گیری یک دولت وحدت ملی به‌شکل آزمایشی شد، روابط استراتژیک میان افغانستان و هند، عملاً در حالتی از انتظار و تعلیق قرار گرفت. علت اصلی این امر، تلاش‌های خوش‌بینانه‌ی رییس‌جمهور افغانستان اشرف غنی، برای سازش با پاکستان بود – تغییری ناگهانی نسبت به سلف غنی، حامد کرزی، که علی‌رغم عدم اطمینان ایالات متحده، در سال‌های پایانی حکومتش به هند نزدیک شده بود.
روابط حسنه‌ی افغانستان با پاکستان تنها مدت کوتاهی دوام کرد و این به معنای تایید انتظارات بسیاری از افرادی بود که باور داشتند غنی قادر نیست گرایشات پاکستان را که به‌لحاظ تاریخی همواره در پی ایجاد بی‌ثباتی و خشونت در افغانستان بوده است، تحت کنترل داشته باشد. نخستین نشانه‌های نگران‌کننده زمانی ظاهر شدند که نخست‌وزیر پاکستان نواز شریف و غنی، بر سر یک مکانیسم رسمی همکاری در مبارزه با تروریسم به توافق رسیدند. براساس این مکانیسم، ریاست امنیت ملی افغانستان در ارتباط با سازمان اطلاعاتی پاکستان فعالیت می‌کرد.
اشتباه اول غنی، اعتماد به رهبری غیرنظامی پاکستان برای گفت‌وگو به نمایندگی از دستگاه نظامی-اطلاعاتی این کشور بود. همان‌گونه که پاکستان در طول تاریخ نشان داده است، تعهدات خارجی و امنیتی که توسط رهبران غیرنظامی ارائه می‌شوند، در معرض هوا و هوس‌های ناپایدار تشکیلات نظامی این کشور قرار دارند.
توافقات با پاکستان هرگز مسیر آسانی در پیش نداشت. صداهای منتقد در افغانستان، به‌شدت دربرابر اعلام تفاهم‌نامه‌ی همکاری‌های ضدتروریستی اعتراض کردند؛ بااین‌حال، این قرارداد تلاشی از سوی دولت جدید افغانستان برای دست‌یابی به صلح بود و گفت‌وگوهای صلح با طالبان، بدون حمایت پاکستان از همان ابتدا بی‌نتیجه است.
متاسفانه سه ماه پس از اعلام همکاری آی.اس.آی و ریاست امنیت ملی افغانستان، غنی در ماه اگست 2015، عزادار قربانیان حملات ویران‌گر کابل شد که جان نزدیک به 60 تن را گرفت. رییس‌جمهور که ماه‌ها قبل از اسلام‌آباد درخواست کمک کرده بود، در واکنش به این حملات، در بیانیه‌ای کوتاه پاکستان را متهم به فرستادن «پیام جنگ» کرد. او ادامه داد حوادثی که در کابل رخ دادند، نشان می‌دهند که «اردوگاه‌های آموزشی بمب‌گذاران انتحاری و کارخانه‌های تولید بمب که مردم ما را می‌کشند، مانند گذشته هنوز در پاکستان فعال هستند».
آن‌چه اوضاع را بدتر می‌کرد آن بود که حملات آگست، چند هفته پس از افشای مرگ ملا محمد عمر، رهبر طالبان و امیر مومنان در دو سال قبل، اتفاق افتاد. این خبر منجر به ایجاد بحران کوتاه‌مدت جانشینی شد و این سوال را برانگیخت که آیا جانشین عمر نیز مانند او وابسته به دستگاه‌های اطلاعاتی پاکستان است یا خیر.
درنهایت، ملا محمداختر منصور، فرمانده‌ی دوم سابق در این رقابت غالب شد. او برای دو سال سررشته‌ی کار را به‌دست داشته و فرمان‌هایی به نام عمر صادر می‌کرد و همکاری‌های طالبان با پاکستان نیز تحت نظر او انجام می‌شد.
در پی این تحولات، مذاکرات صلح با طالبان به حمایت پاکستان، که توسط دو کشور چین و ایالات متحده برگزار شده بود، متوقف گردید. علاوه‌برآن، سقوط قندوز، پنجمین شهر بزرگ افغانستان در اواخر ماه سپتامبر نیز به‌عنوان تاکیدی بر بازگشت جسورانه و بلندپروازانه‌ی طالبان دیده شد که مصمم به اشغال اراضی استراتژیک افغانستان بودند.
احتمالاً سقوط قندوز ضربه‌ی نهایی برای غنی بود و باعث شد تا او رویکرد خود نسبت به دیپلماسی‌های منطقه‌ای‌اش با همسایگان آسیای جنوبی افغانستان را مورد ارزیابی بنیادین قرار دهد. درضمن، سقوط قندوز به دست طالبان، نزدیک به یک سال پس از تشکیل حکومت وحدت ملی و امضای توافق‌نامه‌ی امنیتی دوجانبه (BSA) با ایالات متحده رخ داد. (یک رویداد مهم دیگر در طول این ماه‌ها، ورود دولت اسلامی (داعش) به افغانستان بود که در اپریل 2015، با یک بمب‌گذاری مرگ‌بار در جلال آباد، حضور خود را اعلام کرد.)
هزینه‌ی تلاش‌های اشتباه غنی برای ایجاد رابطه‌ای عملی با پاکستان، یک «سال ازدست‌رفته» برای افغانستان و هند بود که درغیر آن می‌توانست شاهد پیشرفت استراتژیک واقعی باشد. در ماه می 2014، نارندرا با چشم‌اندازی تهورآمیز و مجاب‌کننده دررابطه با دیپلماسی همسایگان هند انتخاب شد. درحالی‌که تعاملات فرهنگی و اقتصادی میان کابل و دهلی نو هم‌چنان ادامه داشت، افغانستان علاقه‌اش را برای دریافت سلاح از هند از دست داد.
به‌هرحال، هرگونه تلاش جدی برای تعامل با پاکستان، نیازمند توقف در ایجاد روابط نزدیک استراتژیک و نظامی با هند است. برای پاکستان، افغانستان و هند یک بازی غیرقابل‌جمع است.
اوایل ماه جاری، غنی روشن‌ترین پیام خود تا به‌امروز را فرستاد که به تجربه‌ی کوتاه‌مدت و بی‌سرانجامش با پاکستان خاتمه داد. براساس گزارش‌ها، در اوایل نوامبر، کابل برای تقویت قابلیت‌های اردوی ملی افغانستان علیه ستیز‌ه‌جویان طالبان، درخواست چهار هلیکوپتر جنگی از هند کرده است.
مشاور امنیت ملی افغانستان محمدحنیف اتمر و معاون وزیر خارجه‌ی افغانستان حکمت خلیل کرزی، مدتی کوتاه پس از آن، برای نهایی‌کردن قرارداد به دهلی نو رفتند. در پایان هفته، گزارش‌های هندی‌ها تایید کرد که چهار هلیکوپتر جنگی Mi-25 روسی، تا جنوری 2016، از نیروهای هوایی هند به افغانستان انتقال خواهد یافت. کرزی که پسر کاکای رییس‌جمهور سابق افغانستان است، گفت که هدف اساسی این دیدار «به‌کاراندازی» توافق‌نامه‌ی سال 2011 درمورد همکاری‌های راهبری هند-افغانستان بوده است.
فراتر از محدودیت‌ها
برای دولت نخست‌وزیر هندوستان نارندرا، این معامله نشان‌دهنده‌ی تمایلی به استفاده از سیاست‌های هند درقبال افغانستان و عبور از محدودیت‌هایی است که در طول دولت گذشته حکم‌فرما بوده است. در دولت قبلی هند به رهبری «ائتلاف متحدان پیشرو»، هند فعالیت‌های حمایتی و آموزشی را برای ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان تایید کرده بود که به‌دلیل فقدان پشتیبانی متوقف شد.
این معامله تا آن‌جا پیش رفت که در ماه می 2014، به توافق‌نامه‌ای با روسیه برای تأمین مالی تجهیزات نظامی ازجمله توپ‌خانه، تانک و خودروهای زرهی که قرار بود به افغانستان تحویل داده شود، نزدیک شد. در اواخر اپریل 2015، درست پیش از اعلام توافق همکاری‌های ضدتروریستی کابل با پاکستان، هند سه هلیکوپتر را به افغانستان منتقل کرد.
انتقال سه هلیکوپتر جنگی Mi-25، به هیچ عنوان تغییری در بازی به‌وجود نیاورد، نه برای جنگ افغانستان علیه طالبان و نه برای روابط این کشور با هندوستان در کوتاه‌مدت. این مسئله نشان می‌دهد که دولت غنی درحال نزدیک‌شدن به انتخاب رویکرد کرزی به روابط دوجانبه‌ی افغانستان با هند است.
کرزی پیش از پایان دوران حکومتش، در موارد متعددی، لیست صادقانه‌ای از خواسته‌های خود درمورد تجهیزات نظامی را به دهلی نو ارائه کرده بود. همان‌گونه که یک منبع عالی‌رتبه‌ی وزارت امور خارجه در هند، در سال 2013 به «دیپلمات» گفته بود، «لیست خواسته‌های کابل هربار درحال طولانی‌ترشدن است و ما باید پیش از تعهد به هر چیزی، منافع بزرگ‌تر و صلح در منطقه‌ را در نظر بگیریم».
بخش دوم این گفت‌وگو، تحلیلی درزمینه‌ی رویکرد محدود هند نسبت به پاکستان، کم‌تر درمورد دولت کنونی دهلی نو کاربرد دارد. همان‌گونه که من در جای دیگری نیز اشاره کرده بودم، کاهش تلاش‌های مودی در پی‌گیری گفت‌وگوهای سازنده با نواز شریف نیز باعث می‌شود تا مهم‌ترین و شدیدترین گفت‌وگوهای دوجانبه در جنوب آسیا، به مرحله‌ی اول بازگردد.
در هند و افغانستان، برای نخستین بار در دوران اخیر – و قطعاً برای نخستین بار از زمانی که غنی و مودی قدرت را به دست گرفتند-، این احساس به‌وجود آمده است که دریچه‌ی همکاری‌های استراتژیک و نظامی گسترده باز شده است. آن‌چه تاکنون نامشخص مانده این است که آیا دهلی نو و کابل، مایل به گسترش همکاری‌ها، مستقل از روابط خود با اسلام‌آباد هستند یا خیر.
این تحولات، عواقبی برای ایالات متحده نیز در پی دارد. پس از سقوط قندوز، واشنگتن در جدول زمانی خروج کامل نیروهایش از افغانستان تجدیدنظر کرده است. اگر انتقال تجهیزات جنگی از هند به افغانستان به یک رویه تبدیل شود، ایالات متحده باید در نقش حامی حضور یابد.
علاوه‌براین، اگرچه سابقه‌ی ایالات متحده در این زمینه قابل‌اطمینان نیست، واشنگتن می‌تواند با ایجاد انگیزه‌ برای اسلام‌آباد، ارتش پاکستان را در مسیر مناسب نگه دارد.
رییس ارتش پاکستان راحیل شریف، که مسلماً دررابطه با مسایل امنیتی و روابط خارجی تاثیرگذارترین شخص در این کشور است، هفته‌ی گذشته را در ایالات متحده به سر برده و درمورد افغانستان و مسایل دیگر با مقامات این کشور گفت‌وگو کرد. باتوجه به گزارش‌هایی مبتنی بر انتقال هلیکوپترهای جنگی از هند به افغانستان که تنها چند هفته پیش از ورود او به واشنگتن منتشر شدند، دور از انتظار نیست که این مسئله نیز در طی جلسات او با مقامات ایالات متحده شامل وزیر امور خارجه جان کری، وزیر دفاع اشتون کارتر، معاون رییس‌جمهور جو بایدن، رییس سازمان سیا جان برنان، رییس ستاد ارتش جنرال مارک هیلی، و هم‌تای پرنفوذش در ارتش ایالات متحده، رییس ستاد مشترک ارتش جنرال جوزف، به بحث گرفته شده باشد.
پس از سقوط کوتاه‌مدت قندوز، آینده‌ی امنیتی افغانستان، به‌ویژه در مناطق دورافتاده، مورد سوال قرار گرفته است. هند بدون شک می‌تواند نقش بسیار مهم‌تری را برای تأمین امنیت در این کشور ایفا کند. اما هر دو کشور نیاز دارند از فرصتی که امروز در اختیارشان قرار دارد، بهره بگیرند.
درحال‌حاضر، عاقلانه‌ترین حرکت دولت هند برای آن‌که نشان بدهد در پیش‌برد روابط دوجانبه جدی است، باید دیدار نخست‌وزیر از کابل باشد. خوشبختانه به‌نظر می‌آید اقداماتی در این زمینه صورت گرفته است. در سال 2016، روابط دوجانبه‌ی هند-افغانستان تماشایی خواهد بود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه