در پی حملات مرگبار داعش در پاریس و بیروت، پاکستان باید برای حفظ ثبات خود، موضعش در برابر شرق میانه را مورد تجدیدنظر قرار دهد.
[su_label]فارین پالیسی/ فحد همایون[/su_label]
[su_label]ترجمه: معصومه عرفانی[/su_label]
برای چندین دهه، رویکرد پاکستان نسبت به شرق میانه، براساس دو میراث متعارض شکل گرفته است: مذهبی و پسااستعماری. اما ظهور قطبهای جدید قدرت در شرق میانه، همراه با واکنشهای بینالمللی به پاریس پس از حملهی مرگ بار هفتهی گذشته، احتمالا ضرورت یک بازبینی جدی در سیاست شرق میانه را برای اسلامآباد در روزهای آینده افزایش خواهد داد.
در سال جاری، روابط پاکستان با شرق میانه در حال پشتسرگذاشتن بیثباتی روبهافزایشی در جغرافیای سیاسی بوده است. پس از آنکه دولت اسلامی (داعش) در نتیجهی محاسبات غلط مرگبار سیاست غرب در عراق قدرت گرفت، روشن شده است که فقدان هرگونه اجماع جدی گروه P5 در حل بحران شرق میانه، تنها موجب تسریع فروپاشی در این منطقه و گسترش انشعابهای سازمانهای تروریستی از شرق تا جنوب آسیا خواهد شد. در عینحال، تنشهای جدید در مناقشه میان اسرائیل و فلسطین، نیازمند تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای عملی در اسلامآباد برای کاهش پیامدهای سیاسی در کوچه و خیابانهای پاکستان است.
پس از رویدادهای بیروت و پاریس، اسلامآباد همچنین باید منافع امنیتیاش را مشخص کرده و شرکایی در شرق میانه، فراتر از دوگانهی ریاض-تهران، پرورش دهد. پاکستان، علاوه بر آبهای حوزهی خلیج فارس، 560 مایل با ایران مرز مشترک دارد. جایگاه پاکستان به عنوان دومین عضو مهم سازمان همکاریهای اسلامی، همراه با نقش راهنمای او در نیروهای مشترک عملیاتی 151 –نیروی دریایی چندملیتی که برای واکنش به حملات دزدان دریایی در خلیج عدن راهاندازی شد-، این کشور را در موقعیتی برای هدایت گفتوگوهای امنیتی چندجانبه در منطقه قرار میدهد. به علاوه، برنامههای بلندپروازانهی پاکستان برای توسعهی بندر گوادر به جدیدترین دروازهی آسیای جنوبی به شبه جزیرهی عرب، آن را حتا بهعنوان یک عضو فرعی در شورای به شدت ناپایدار همکاری خلیج فارس، بااهمیت میسازد. نقش قطر در تسهیل روند بینالافغانی آشتی و میزبانی یک دفتر بالفعل طالبان، اهمیت این کشور را برای پاکستان افزایش داده و پاکستان ناچار از تعاملی هوشمندانه با قطر است. در جنبهی تجاری، اسلامآباد امیدوار است قراردادی برای واردات گاز مایع طبیعی قطر برای 15 سال آینده به دست آورد که خط لولهی گاز 2 میلیارد دالری جداگانهی کراچی-لاهور را که با حمایت مالی روس ساخته شده تکمیل کرده و صنایع نیازمند انرژی پاکستان را تأمین کند.
در پی حملات مرگبار پاریس و بیروت، بیش از همه برای پاکستان ضروری است تا موقعیت خود را در قبال بنبست آمریکا و روسیه در شام، با نگاهی به حفظ ثبات مخاطرهآمیز آسیای جنوبی، تحکیم کند. بازی مسکو برای کسب برتری در شرق میانه از طریق اقدام نظامی در سوریه، ممکن است حاکی از جاهطلبیهای مداخلهجویانه در افغانستان و پاکستان باشد. ظاهراً ولادیمیر پوتین در حال طراحی دوبارهی همسایگیاش است. قراردادی برای فروش چهار هلیکوپتر حملونقل و نظامی MI-35 از روسیه به پاکستان، در ماه اگست نهایی شد و رییسجمهور اشرف غنی نیز در کابل، درخواستهای روزافزونی نسبت به تأمین سختافزارهای نظامی از کاخ کرملین دارد. اکنون که حمایت روسیه از رژیم اسد، ذینفعان جامعهی بینالمللی را به شرق میانه –منطقهای که هم بیطرفی و هم دخالت، هزینهی سنگینی درپی دارد- کشیده است، پاکستان باید با احتیاط گام بردارد.
پاکستان در سال 2014، زیر فشارهای عربستان، ناگهان به صرفنظر از سیاست غیرحزبی خود در سوریه نزدیک شد. اکنون که چین در حال پیوستن به لیست قدرتهای جهانی است که خواستار راهحل سیاسی در سوریه هستند، احتمالا دارد فشارها بر پاکستان برای روشنکردن موضع خود در سازمان ملل متحد افزایش یابد. اگرچه ممکن است پاکستان نقشی در حاشیهی کشتارهای سوریه داشته باشد، اما گسترش داعش و گروههای انشعابی آن به اردوگاههای آموشی «خراسان» در افغانستان، باعث افزایش نگرانیهای استراتژیک قابلتوجهی در اسلامآباد شده است. یکی از نگرانیهای مهم پاکستان، جان به در بردن از هرگونه ائتلاف ضدداعش در آینده، درصورت فقدان برنامههای فوری و تاثیرگذار برای ایجاد ثبات در دولت افغانستان است که همین اکنون نیز هدف حملات قرار دارد. دامنههای تپهی اچین، کوت، هسکه مینا، و پاچیر آگام در ولایت ننگرهار –در فاصلهای اندک از مرزهای آماده به نبرد پاکستان-، به پایگاه استراتژیک داعش تبدیل شده است و مردم محلی اکنون ناچار از به همراه داشتن کارت اقامتی «خراسان» هستند. براساس گزارش اخیر سازمان ملل متحد، دولت اسلامی در حال حاضر، در بسیاری قسمتهای 25 ولایت از 34 ولایت افغانستان، نیرو جذب میکند.
در حالیکه جنگ و مهاجرت، مرزهای دولت-ملت قرن بیستم را در سراسر شرق میانه و شمال آفریقا درهم شکسته است، احتمال دارد اسلامآباد وادار به تجدید نظر در مشارکت خود در منطقه شده و این کار را از شریک قدیمی خود عربستان سعودی آغاز کند. در سال 1969، خلبانان پاکستانی هواپیماهای نیروی هوایی سلطنتی عربستان را در جنگ یمن بهپرواز در میآوردند. همچنین نیروهای پاکستان در اوج جنگ اول عراق در این پادشاهی مستقر بودند. در عوض، عربستان سعودی در زمان مشکلات مالی و دیپلماتیک به یاری پاکستان شتافته است. اما مقاومتهایی روبهرشد در پارلمان اسلامآباد نسبت به سیاست شرق میانهی پاکستان در رابطه با عربستان وجود دارد. سال گذشته، پاکستان درخواستی از «متحدترین» متحدش در شرق میانه را برای استقرار نیرو علیه بحرین رد کرده و همان بیمیلی را بروز داد که بهار امسال در پیوستن به جنگ عربستان سعودی در یمن نشان داد.
تعداد مدارسی در پاکستان که با بودجهی عربستان سعودی تأمین شده و با حداقل نظارت دولت فدرال عمل میکنند نیز باعث افزایش شک و تردیدها در اسلامآباد میشوند. تابستان امسال، عربستان سعودی مورد حملات بزرگی بر مساجد و تجمعات شیعهها قرار گرفت که ادعا میشد توسط داعش بوده است. در دههی آینده، افزایش بیثباتی در پادشاهی نفت، احتمال تغییر در تقسیمبندیهای ژئوپولوتیک را بالا میبرد. قیمت ناپایدار نفت، مقاومت در برابر اصلاحات داخلی، جنگ در سوریه و یمن، نارضایتیها در بحرین، همه بدان معناست که احتمالا ریاض به دنبال تقویت روابط خود با پاکستان خواهد بود. همزمان، پاکستان تلاش میکند تا به ائتلافهای منطقهایاش رنگ تازهای بدهد.
اگر عربستان سعودی به سراغ پاکستان بیاید، قانونگذاران در اسلامآباد اصرار دارند که پاسخ پاکستان باید ریشه در یک هدف استراتژیک گستردهتر داشته باشد: برخورد جدی با تأمین مالی تروریسم از خلیج فارس، مهار مدارس مذهبی خارج از کنترل به عنوان بخشی از یک طرح ملی، نگرانی کمتر نسبت به انتقادات از عربستان سعودی، و مشارکت در سراسر خلیج با شفافیت عمومی.
ممکن است چنین شریکی در ایران پیدا شود. مجاورت جغرافیایی و همکاری گستردهتر میان اسلامآباد و تهران، میتواند به پیشرفت در مسایل جدی مرتبط به قاچاق مواد مخدر، تروریسم بیرونمرزی، و امنیت بینالمللی بینجامد. یک اتحاد ضدداعش که از تهران تا تورخم در مرز پاکستان پیش برود، میتواند نفوذ تروریستی بیشتر به جنوب آسیا را دفع کند.
چنین همآهنگی در زمینهی مسایل امنیتی، میتواند ارادهی مثبت میان ایران و پاکستان در منافع اقتصادی مشترکشان را نیز تقویت کند. فقدان اعتماد که از توقف پروژهی خط لولهی گاز IP ایجاد شده بود، میتواند ترمیم شود. در صورتی که ایران، همان حقی که به شهروندان هند داده است به شهروندان پاکستان بدهد، یعنی حق سفر به ایران بدون ویزا، تنشهای دیپلماتیک میتوانند کاهش یابند. تجارت میان پاکستان و ایران، پتانسیل رشد تا 5 میلیارد دالر دارد اما به دلایل متعددی ناکام شده بودند. از طریق پیشرفت در مسایل امنیتی و روابط اقتصادی محکمتر، روابط احیاشدهی پاکستان با ایران، میتواند برای تمام منطقه سودمند باشد.
در بیش از نیم قرن آینده، پاکستان در هرجومرج گسترشیافته در سراسر شبهجزیرهی عرب، از فرقهگرایی تا توان مالی دولت تا تاثیر روبهرشد داعش که رییس ستاد ارتش راحیل شریف آن را «تهدیدی بزرگتر از القاعده» میخواند، گرفتار خواهد بود. پاکستان باید در واکنش به این چالشها، سیاست خارجی دقیق، جسورانه و کمتر منطقهای اتخاذ کند. سوزان رایس مشاور امنیت ملی آمریکا، در اولین سفر خود به اسلامآباد در تابستان امسال، تمایل آمریکا را برای ایجاد یک ائتلاف آفریقایی-آسیایی برای مقابله با گسترش داعش نشان داد. اما پیش از پیوستن اسلامآباد به هرگونه اتحادی به پیشنهاد آمریکا، عاقلانه خواهد بود که دیپلماتهای پاکستانی در هر تصمیمگیری و سیاستگذاری ضدداعش در آینده، روایت امنیتی ملی خود را فراتر از چند دهه حمایت عربستان ببینند.
در ماه اگست، وزارت کشور فدرال اعلامیهای صادر کرد مبنی بر اینکه داعش رسماً غیرقانونی است. این طرح باید با یک بررسی داخلی دنبال میشد که به پاکستان امکان اجرای طرح اقدام ملی را باهدف تقویت دفاعی ضدداعش در شهرهای آسیبپذیر پاکستان میداد. همچنین دولت فعلی بهتر است در امنیت ملی و سیاست خارجی خود انعطافپذیر باشد، چرا که ممکن است پارلمان در تصمیمگیری شکست بخورد –همان وضعیتی که در مسئلهی تهاجم یمن با آن مواجه شد. در این صورت، پاکستان باید دفاتر کمیتهی امنیتی ملی را که در دو و نیم سال گذشته تنها چهار بار جلسه داشتند، باز کند.
در جبههی دیپماتیک، وزارت امور خارجهی پاکستان باید به حد ضرورت به مسایل خاورمیانه و شمال آفریقا توجه داشته باشد. انتصابهای سیاسی در مراکز تهران یا استانبول پاکستان، میتواند حضور دیپلماتیک پاکستان را بهطور قابل ملاحظهای در این قسمت استراتژیک جهان بالا ببرد. پاکستان امکان این را دارد تا بر پتانسیلهای استراتژیک و تجاری سه میلیون پاکستانی که در خلیج فارس شاغل هستند، سرمایه گذاری کند.
همچنین پاکستان میتواند نارندرا نخست وزیر هند را بهعنوان یک الگو برای تقویت روابط با شرق میانه در نظر بگیرد. در سال جاری، مودی اولین نخستوزیر هند بود که در 30 سال گذشته از امارات متحده دیدار کرد. در جلسات پیدرپی که در طی دور روز برگزار شد، رهبر هند با سران دولتها، جوامع تجاری و مهاجران هندی ملاقات کرد. وابستگی تاریخی هند به نفت خلیج فارس، همراه با اقتصادی درحال رشد، احتمالا باعث افزایش تعامل این کشور با شرق میانه در دههی آینده خواهد شد. قرار است مودی در اواخر این سال از تهران، استانبول و تلآویو بازدید کند. (در مورد آخری، او نخستن وزیر هند خواهد شد که این کار را انجام داده است).
در رویکرد هوشمندانهی هند به شرق میانه، درسهای مهمی برای پاکستان وجود دارد. اما هرگونه تغییری، نیازمند اقدام و تعهد پایدار است. اکنون، منافع پاکستان در صلح و ثبات منطقه به خوبی تثبیت شده است. با توجه به پیشرفتهای دولت اسلامی (داعش) به سمت شرق، پاکستان نیازمند آن است تا بهطور جدی در رابطه با راهاندازی و اجرای یک استراتژی آگاهانه در شرق میانه بیندیشد که امکان ایستادگی در برابر نسل جدیدی از چالشهای امنیتی و دیپلماتیک را داشته باشد.
