شماری از دانشجویان ولایت ننگرهار، چندی قبل طی یک گردهمآیی اعتراضی علیه حکومت شعار دادند و پرچمهای داعش و طالب را بلند کرده، خواهان اخوت میان طالبان و داعشیان شدند. مقامات محلی ولایت ننگرهار در شرق کشور گفته که دهها دانشجوی این دانشگاه را به اتهام حمل و بلندکردن پرچم مربوط به داعش و طالبان، بازداشت کرده. ده روز قبل این اتفاق افتاد و از رسانههای جمعی انعکاس یافت، حکومت خیلی فوری، یعنی بعد از ده روز یک عملیات راهاندازی کرده و شماری از این دانشجویان را گرفتار کرد. تعدادی از این دانشجویان فرار کرده، یکی از این دانشجویان که در حقیقت فرار نکرده و گفته میشود فرار کرده، به رسانهها گفته که اگر حکومت همان روز که ما جمع شده بودیم، میآمد؛ ما فرار نمیکردیم. اما حکومت خیلی زود، یعنی ده روز پس شروع به عملیات کرد و ما نمیتوانستیم این همه مدت در خاک دشمن بمانیم. گفته میشود آنها جزء باشندگان ولایتهای لغمان، میدان وردگ و لوگر بوده.
بلندکردن پرچم داعش یا طالب به دست دانشجویان، دیر یا زود اتفاق میافتاد. برای هرکسی که آشنایی با دانشجویان داشته باشد، این پیشبینی مقدر بود. آنگونه که اندیشههای افراطی میان قشر دانشجوی افغانستان در حال قوی و گستردهتر شدن است، باید خدا را شکر کرد که تا حال دهها حملات تروریستی از درون دانشگاههای کشور سازماندهی نشده و هزاران نفر را مثله نکردهاند، شاید هم شده و ملت بیخبر است. دانشگاهها فضای امن و اتمسفیر مساعد برای فعالیتهای پنهانی و سربازگیریهای ایدیولوژیک است. جریانهای خطرناکی در حدود اربعهی دانشگاههای افغانستان اردو زدهاند و پشت عناوین اسلامی پنهان شدهاند. هر هفته، هر ماه، در کابل و خیلی از ولایات دیگر، نشستهایی به نام قرآن برگزار کرده، دانشجویان علاقهمند به قرآن را به محفل کشانده و آنهاییکه بیخبرتر اند را شکار میکنند.
حرف این نیست که علاقهمندی دانشجویان به قرآن و مباحث قرآنی خطرناک است، نه! ولی آنچه در حاشیهی برنامههای قرآنی اتفاق میافتد، خطرناک است. دانشجویانی که هر روز به دنبال خوراکهای فکری اند، اگر درست تغذیه نشوند، مسلم است که دیر یا زود شعار «زنده باد طالب! زنده باد داعش!» را سر میدهند. چرا اینگونه است؟
به نظر من، در چهارده سال گذشته که دانشگاههای کشور از لحاظ کمی رشد چشمگیری داشته، از لحاظ کیفی هیچ توجهی نشده است. حکومت گذشته در تمام سالهای حکومت و با توجه به فرصتی که در اختیار داشت، هیچ کاری برای بلند بردن سطح تفکر و نهادینهکردن فرهنگ تفکر نکرد. آنچه واقعاً در دانشگاههای افغانستان وجود ندارد، تفکر است. متاسفانه اکثریت استادان خود اهل تفکر و تعقل نیستند، چه رسد به اینکه این مسئله را میان دانشجویان نهادینه کند تا دربست در اختیار هر گروهی قرار نگیرند. از سوی دیگر، جریانهای افراطی و حتا تروریستان، در حول و حوش دانشگاهها، بیشترین کار را در عرصهی تفکر کردند. آنها تا توانستند فکر تولید و عرضه کردند و به راحتی انبوهی از دانشجویان را فریب دادند. شاید برای تان غریب نباشد خبری که از کشف بمب از دانشکدهی شرعیات یکی از دانشگاههای مهم کشور اطلاع میداد.
بناءً گفته میتوانیم که دستگیری دانشجویانی که پرچم داعش و طالب را بلندکرده و علیه حکومت قرار میگیرند، راهحل اساسی نیست، هرچند که برای جلوگیری از عملیات خطرناک ممکنه مفید است. راهحل اساسی را باید در منبع عرضهی تفکر و تیوریهای دینی-مذهبی جستوجو کرد. به نظر من این منبع دست گروههای درستی نیفتاده و حکومت افغانستان در این زمینه باید به صورت جدی بپردازد. آزادی دینی-مذهبی خوب است اما به این معنا نیست که هر گروهی را که افراطیت شان برملا و پیوندشان با تروریستان محکم است، اجازهی حضور و فعالیت در درون جامعه را بدهند. جدی نگرفتن منابعی که درس و فکر دینی و بیشتر مذهبی را در جامعه عرضه میدارند، به نحوی تیشه به ریشهی خود زدن است. اگر حالا جدی بگیریم، فردا مجبور نیستیم برای دستگیری دانشجویانی که پرچم داعش را بلند کرده، عملیات راهاندازی کنیم. فردا مجبور نیستیم دنبال عدهی که فرار کرده و معلوم نیست چه گلی به آب بدهند، باشیم.
